دیدن تصاویری از حاشیه بازی های تیم ملی کمی من را به فکر برد.فکر کنم ما تنها کشوری بودیم که مردمانمان با دو پرچم مختلف به ورزشگاه رفتند و فکر کنم تنها ملتی بودیم که نسبت به سرود ملیمون بی تفاوت بودیم.البته قضیه سرود کاملا مشخص است.سرود ما یک سرود ملی نیست بلکه یک سرود سیاسی است که تاریخ مصرف آن سی سالی میشود که گذشته است.سرودی که از همه چیز به جز ایران صحبت میکند! بعید میدونم که هیچ ایرانی از این سرود حال حاضر کشورمون خوشش بیاد!
ولی قضیه پرچم کمی فرق میکند.سوالی که در اینجا دوست دارم مطرح کنم و امیدوارم شما بهش فکر کنید این است که خود شخص شما کدام پرچم ایران را دوست دارید!؟ پرچم ایران با آرم جمهوری اسلامی و یا پرچم ایران با آرم شیر و خورشید؟
قبل از جواب دادن توجه شما را به این لینک جلب میکنم.تاریخچه مختصری از پرچم شیر و خورشید ایران نوشته است.البته در مورد اتفاقاتی که در مورد پرچم شیر و خورشید بعد از انقلاب افتاد چیزی ننوشته است که من تا آنجا که اطلاع دارم برای شما مینویسم.خواهش میکنم بعد از خواندن این مطالب در نظرسنجی شرکت کنید.
* خیلی از شما دوستان انقلاب و اتفاقات آن را به یاد دارید.خاطرات و تجربه های شما کمک بزرگی به من و خیلی از دوستان میتواند بکند.پس در بخش نظرات درباره تغییرات پرچم ایران لطفا بنویسید.


بعد از انقلاب :
كلا آقاي خميني يك كينه و احساس تنفر نسبت به پرچم ايران داشت.در مورد پرچم شير و خورشيد ايشان و اطرافيان ايشان خيلي حساسيت داشتند و با لجبازي و اصرار توانستند حرف خود را مبني بر تعويض نماد پرچم شير و خورشيد به يك نماد اسلامي به كرسي بنشانند.
خيلي از گروها مانند مجاهدين خلق و كمونيست ها و...ادعا ميكنند كه در آن زمان با اين تغيير به مخالفت برخواستند و اعتراض خود را به شخص آيت الله خميني اعلام كردند ولي بنده به شخصه بعيد ميدانم كه اين گرو ها و مخصوصا شخص مسعود رجوي كه نوكر دست بسته روحانيون در آن زمان بود نسبت به اين تغييرات اعتراضي كرده باشند.شايد جبهه ملي و اشخاصي مانند بازگان تنها افرادي بودند كه تا حدي با اين تغيير مخالفت كردند و قصد داشتند همان كاري را انجام دهند كه روشنفكران در انقلاب مشروطيت با روحانيون انجام دادند و توانستند در آن زمان پرچم شير و خورشيد را حفظ كنند.در آن زمان روشنفكران عقيده داشتند كه شير همان نماد شير خدا يعني حضرت علي است و حتي شمشير دست شير يك شمشير عربي است.با اين حرف ها روحانيون قبول كردند كه تغييرات در پرچم ايران را فراموش كنند.
ولي شرايط در انقلاب اسلامي فرق ميكرد و اين حرف ها به هيچ عنوان در روحانيون تازه به قدرت رسيده تاثيري نداشت و مخصوصا شخص آقاي خميني كه كوتاه نمي اومد.
سرانجام بخشي از اعضاي جبهه ملي شكست بزرگي در مورد پرچم خورند و تسليم شدند.قرار شد كه آرم جمهوري اسلامي يك آرم مذهبي باشد.انصافا آرم هاي زيبايي هم طراحي شد.آرم هايي با خط نستعليق و يا ماهي كه به دوازده بخش تقسيم ميشد و نماد امامان شيعه بود ( بنده نمونه هايي از اين آرم ها را داشتم كه متاسفانه از كامپوترم پاك شد!).
در بين اين همه طراحي هاي مختلف آرم جواني انتخاب شد كه به عقيده خيلي از ناظران اين زشت ترين آرم طراحي شده در بين آن همه طرح بود و عجيب شبيه نماد گروه مذهبي سيك ها در هند بود كه اجداد آقاي خميني از اين گروه بودند كه به ايران مهاجرت كردند!
حالا چرا در بين آن همه طرح آيت الله خميني دست روي اين طرح گذاشت سوالي است كه الان بعد از چندين سال براي خيلي ها مشخص شده است.دكتر نوري زاده در يك مصاحبه تلويزيوني با راديو آمريكا گفت: با شناختي كه از آن جوان دارم مطمئن هستم كه او با علم بر اينكه اجداد آقاي خميني سيك بودند اين طرح را كشيده است تا بتواند برنده آن مسابقه طراحي براي پرچم ايران باشد!
از طرفي ديگر چرا فقط نظر شخصي آقاي خميني در مورد پرچم مهم بود؟ و چرا در نهايت ايشان از بين چندين طرح آرم پرچم ايران را انتخاب كردند؟ و چرا بايد در وسط پرچم ايران با شش هزار سال تمدن چند كلمه عربي نوشته شده باشد؟
* نظر سنجي در سمت راست قرار گرفته شده است.لطفا شركت كنيد.