من چند روز پیش هوس کردم و از بارفیکس اتاقم آویزون شدم.بنده چون لاغر اندام هستم ٬ میتوانم خوب از بارفیکس استفاده کنم.تعداد زیادی بالا و پایین رفتم و فشار رو توی دستانم احساس کردم.برای اینکه فشار رو فراموش کنم٬ چشمانم را بستم و سعی کردم فکرم رو به یک مساله دیگه متمرکز کنم.با چشمانی بسته و فکری مشغول ٬ از میله بارفیکس بالا و پایین می رفتم.غافل از اینکه ٬ این میله بارفیکس ٬ هر لحظه شل تر میشد و من اصلا حواسم نبود.بالاخره اتفاقی که نباید می افتاد ٬ افتاد! میله کاملا شل شد و بنده محکم به روی زمین خوردم! البته شانس آوردم که با سر به زمین نخوردم!
اولین کاری که کردم این بود که سریع بلند شدم تا مطمئن بشم که حالم خوبه.درد رو احساس میکردم ولی از این درد لذت می بردم.چرا؟ چون فکر میکنم که تا لحظه آخر٬ در مقابل این فکر که دستم رو از میله بارفیکس ول کنم ٬ مقاومت کردم.نمیتونم احساس دقیقم رو از این اتفاق ساده بگم.ولی احساس خیلی خوبی بود.میله بارفیکس رو سفت بستم و تصمیم گرفتم که هر روز این حرکت رو تکرار کنم.استفاده از بارفیکس با چشمانی بسته و فکر کردن به مساله ای بی ربط!
یعنی موقعی که در زندگی از اتفاق افتادن یک مساله ای نگران هستید و امیدی به مقاومت در مورد اتفاق افتادن یک مساله بد ندارید ٬ با فکر کردن و یا حتی سرگرم کردن خود به یک مساله لذت بخش٬ میتونید حتی از سقوط خود لذت ببرید! چون تا لحظه آخر مقاومت کرده اید و همچنین به خاطر عمل کردن به یک مساله لذت بخش٬عمر خود رو تلف نکرده اید.
دفعه دیگه که بارفیکس را کاملا سفت بسته ام ٬ به علت تجربه ٬ امکان اینکه سقوط کنم خیلی کم میشه و در ضمن من با فکر کردن به یک مساله بی ربط ٬ در مقابل درد عضلات دستانم ٬ مقاومت میکنم و اینگونه و در اثر تکرار ٬ هم به خواسته جسمی (مادی) خود میرسم و هم به خواسته فکری(معنوی)!
امیدوارم منظور منو فهمیده باشید...منظور منو متوجه شدید؟
این ودیو واقعا منو تحت تاثیر قرار داد و با وجود اینکه چند بار این ودیو رو نگاه کردم ولی باز از دیدن آن سیر نمیشم.در دنیایی که آدم ها در حال جنگ و کشتن و ...هستند٬ این حیوانات به اصطلاح وحشی هستند که به انسان ها طرز عشق ورزیدن و محبت کردن را یاد میدهند. در طول سال های اخیر و قرن ها زندگی بر روی کره خاکی ٬ ما انسان ها اعمالی را انجام داده ایم که حتی وحشی ترین حیوانات هم این کارها را نکرده اند.من باز هم نمیدانم که چرا ما اشرف مخلوقات هستیم؟
داستان این ودیو ٬ داستان زنی است که یک شیر را زخمی در جنگل پیدا میکند.او شیر را با هر زحمتی که شده به خانه خود می برد و از او مراقبت میکند.بعد از اینکه وضع جسمی شیر کمی بهتر می شود٬ زن با مسئولین یک باغ وحش هماهنگ میکند تا آنها مسئولیت مراقبت از شیر را بر عهده بگیرند.
این ودیو زمانی گرفته شده که زن بعد از مدتی برای دیدن شیر به باغ وحش میرود و...
همه مردمی که در باغ وحش این صحنه را دیدند ٬ اول تصور کردند که شیر قصد حمله به زن را دارد و حتی خود زن هم کمی ترسید ولی بعدا حرکت شیر نه تنها مردم باغ وحش٬ بلکه اکثر مردم دنیا را تحت تاثیر قرار داد.
ـــــــــــــــــــــــــ
مطلب قبلی:
من عادت دارم که به سبک های مختلف موسیقی گوش بدم ولی راستش زیاد از سبک "رپ" خوشم نمیاد و بعضی از خواننده های خاص رو تو این سبک دوست دارم.مثلا از کارهای Eminem همیشه خوشم می اومده. رپ فارسی هم یه چند سالی میشه که متولد شده و در شروع بسیار ضعیف بود و حتی امروز هم آهنگ هایی از این سبک می شنوم که اصلا به نظر بنده قشنگ نیستند و هیچ ارزشی چه از نظر شعر و چه از نظر موسیقی ندارند.ولی سال ۸۶ ٬ یک پدیده در این سبک ٬ در ایران ظهور کرد.خواننده ای که هم روی شعرهاش به حد کافی کار میکنه و هم سعی میکنه موسیقی قابل قبولی رو به شنونده ارائه بده حتی اگر این موسیقی تا حدی الهام گرفته شده از ملودی های غربی باشه.

یاسر ٬ معروف به "یاس" ٬ خواننده رپی بود که منو حسابی تحت تاثیر قافیه های شعراش و صدای گرمش قرار داد. من اون رو با آهنگ "سی دی رو بشکن! " که برای یک هنرپیشه زن ایرانی خونده بود ٬ شناختم.ولی وقتی از او خوشم اومد که آهنگ "هویت من " رو از او شنیدم.این آهنگ جوابی بود برای فیلم "۳۰۰" که خیلی از ما ایرانی ها رو در تمام دنیا ناراحت کرد.در اون روزها٬ ماشینی نبود که من توش بشینم و این آهنگ رو از زبط صوت اون ماشین نشنوم!
خوشبختانه کیفیت کارهای یاس٬ با گذشت زمان٬ در حال پیشرفت و بهتر شدن است. یاس در شعرهاش از کلمات خیلی ساده ای استفاده میکنه ولی این کلمات ساده باعث نمیشوند که معنی بی ارزشی رو به گوش شنونده برسونند. آهنگ مورد علاقه من از یاس به اسم "باید بتونیم " هست که من با فضای این آهنگ به خوبی ارتباط برقرار کردم. فکر میکنم چون همه ما در زندگی مشکلات زیاد مالی و احساسی داریم٬ میتونیم به راحتی با این آهنگ یاس ارتباط برقرار کنیم.

"یاس" از فوت پدرش که هفت سال پیش اتفاق افتاده به عنوان تلخ ترین اتفاق زندگیش یاد میکنه ولی همین اتفاق تلخ٬ انگیزه ای شد برای ورود او به دنیای موسیقی. او در آهنگ هایش هم از این اتفاق بارها یاد کرده است.
بیشتر آهنگ های یاس ٬ آهنگ های اجتماعی هستند و او کمتر به خواندن آهنگ های عاشقانه علاقه دارد.او همچنین آهنگی برای شاعر معروف و محبوب ایرانی ٬ "مولانا رومی" ٬ خوانده است. جالب ترین نکته در مورد او این است که در خارج از ایران و در کشورهای انگلیس ٬ آمریکا و امارات برنامه اجرا کرده است.جالب تر اینکه او اولین خواننده رپ ایرانی است که بعضی از آهنگ های او از طرف وزارت ارشاد تایید شده اند و مجوز گرفته اند. همچنین شبکه آمریکایی CNN ٬ با او مصاحبه ای انجام داده است که برای طرفداران او ٬ این اتفاق واقعا جالب است.
بهترین آهنگ های یاس برای دانلود:
*دانلود همه آهنگ های یاس در اینجا
* * * * *
موزیک ودیوی یاس برای آهنگ "بذارین بکشمش"
* * * * *
واقعا ایرانیان مقیم دوبی و ایرانیانی که در نوروز به دوبی سفر میکنند ٬ نقش اساسی در شناساندن نوروز به ملیت های مختلف دارند. دوبی ٬ امسال یکی از شلوغ ترین نوروز های خود را دید. با وجود اینکه برای خیلی از ایرانی ها ویزا صادر نشد ٬ ولی باز هم چندین هزار ایرانی ٬ در دوبی تعطیلات خود را گذراندند. در واقعا همان طور که لاس وگاس برای آمرکایی ها مکانی مناسب برای گذراندن تعطیلات هست ٬ دوبی هم شهر مورد علاقه ایرانی ها برای تعطیلات چند روزه است.دوبی را میتوان لاس وگاس ایرانی ها بدونیم.منتهی لاس وگاسی خارج از ایران !
ولی نوروز امسال چند اتفاق ویژه و فراتر از خطوط قرمز کشور امارات به وقوع پیوست و جالب اینکه همه این اتفاق ها به نوعی به موسیقی و کلا کنسرت های موسیقی ارتباط دارند.
اولی در کنسرت داریوش اتفاق افتاد.برای اولین بار در طول تاریخ کنسرت های ایرانی در دوبی ٬ وقتی داریوش آهنگ "وطن" را اجرا میکرد ٬ ناگهان پرچم شیر و خورشید ایران به روی صفحه نمایش بزرگ سالن نقش بست و باعث به وجود آمدن هیجان زیاد برای تماشاچیان شد.اتفاقی که هرگز نیفتاده بود و بعید هم هست که دوباره تکرار شود.چون سفارت جمهوری اسلامی در همه کشورهای عربی ٬ با قدرت بسیار زیاد ٬ حرکت هایی از این دست را کنترل کرده است و این اتفاق کمی استثنایی بود.

دومی ولی از اولی خیلی بزرگ تر و جنجالی تر هست. "هنگامه" خواننده تازه مشهور شده ایرانی ٬ آهنگ معروف "خلیج فارس" را در شبی که "ابراهیم حامدی (ابی)" هم بعد از او باید به اجرای برنامه می پرداخت ٬ اجرا کرد. وقتی او اسم خلیج فارس را آورد ٬ همه سالن به وجد آمدند. ابی بعد از اجرای او و البته "شادمهر عقیلی" به روی صحنه آمد و مردم بارها از او خواستند که آهنگ خلیج فارس را بخواند ولی او این آهنگ را اجرا نکرد. از طرفی دیگر به احتمال زیاد ٬ هنگامه هیچ وقت نخواهد توانست که دوباره در دوبی به اجرای برنامه بپردازد و البته تا مدت ها نمیتواند به دوبی سفر کند!
سومی هم کنسرت گوگوش بود.با وجود اینکه که او در دو سال گذشته بر علیه شهر دوبی و مقامات این کشور مصاحبه کرده بود٬ ولی توانست که در این شهر دوباره برنامه اجرا کند.قیمت بلیط او جزو گران ترین بلیط های کنسرت های سالهای گذشته در دوبی می باشد. او قبلا گفته بود" اگر بگذراند آهنگ خلیج فارس را اجرا کنم و پرچم شیر و خورشید را به دستم بگیرم ٬ به دوبی خواهم آمد و برنامه اجرا خواهم کرد".این در حالی است که او به دوبی آمد و هیچ کدوم از این کارها رو هم نکرد.(البته تا جایی که من اطلاع دارم!).
* این روزها خیلی سرم شلوغه.درس و بعدش کار٬کار٬کار ....کار! به خاطر همین حتی نتونستم یک خط در این یک ماه گذشته بنویسم.سال جدید رو به همه تبریک عرض میکنم و امیدوارم همگی سال خوبی داشته باشید.من عمیقا این "۷" سال جدید رو به فال نیک می گیریم و مطمئن هستم که سال خوبی رو خواهیم داشت یا حداقل از سال های پیش بهتر خواهد بود حتی اگر شرایط سیاسی و اجتماعی کشورمون این پیش بینی من رو بی معنا نشون بده.
* این روزها خوب یاد گرفتم که فقط باید به امروز فکر کنم.پس از همین روز اول سال جدید ٬ بیایید به امروز فکر کنیم تا فردا رو از دست ندیم.گذشته بد خیلی وقته که گذشته و خاطرات خوب رو همیشه به یاد بیاریم.