این سرویس گوگل چند بار در زمینه پروژه و تحقیقات دانشگاهی به من کمک کرد.مخصوصا تحقیقی که در مورد ادیان و مذاهب داشتم و نمره قابل قبولی را دریافت کردم.گوگل ترند سایتی است که شما با جستجوی یک کلمه میتوانید متوجه شوید که از کدام کشور ها کلمه مورد نظر شما بیشتر سرچ شده است.

قبلا یک دوست وبلاگی که به یاد ندارم کدام یک از دوستان بود در مورد" س ک س" و مسائل پیرامون آن این کار را انجام داده بود که متوجه شدیم کشورمان در رده هفتم دنیا برای سرچ این کلمه قرار دارد و میتوانستیم کشورهای پاکستان٬مصر٬هند٬عربستان و...را در لیست بالاترین ها ببینیم یعنی کشورهایی که شرایط محدود و متعصبانه ای دارند.
دیروز به طور اتفاقی وارد این سایت شدم و اسم ایران را تایپ کردم.دوست داشتم بدانم از کدام کشورهای دنیا اسم ایران بیشتر سرچ شده است.نتایج برای خودم کمی عجیب بود و دوست داشتم اینجا بنویسم.نتیجه به ترتیب کشورهای زیر را به همراه داشت.
(ایران٬امارات متحده عربی٬کویت٬پاکستان٬سوئد٬ترکیه٬نروژ٬مالزی٬کانادا و استرالیا)
مطمئنا ایران باید در صدر باشد چون ایرانی های زیادی در ایران هستند و همچنین امارات٬کانادا٬استرالیا و سوئد.ولی حضور کشورهای دیگر مخصوصا پاکستان و ترکیه که همسایه های ایران هستند برای من جالب بود.نکته جالب دیگر حضور نداشتن اسم آمریکا و اسرائیل در این لیست بود.آمریکایی ها دوست ندارند در مورد دشمن درجه یک خودشان چیزی بدانند؟
کلمه دیگر سرچ من تهران بود.از کشورهای عربی خیلی کلمه تهران در اینترنت طرفدار دارد.کشورهایی مثل امارات٬کویت٬عراق٬لبنان٬بحرین.کشورهای پاکستان ٬ کانادا٬سوئد و ارمنستان هم در این لیست حضور داشند.
کلمه خلیج فارس را هم سرچ کردم.ایران٬بحرین٬قطر٬امارات٬آمریکا٬کانادا٬فیلیپین٬استرالیا و عربستان صعودی.در سرچ خلیج ع ر ب ی این کشورها بالاترین سرچ را کرده اند.ایران٬بحرین٬قطر٬امارات٬کویت٬عمان٬عربستان٬پاکستان٬مصر٬روسیه.
کلمه احمدی نژاد هم نتیجه جالبی داشت.کشورهای ایران٬کانادا٬انگلیس٬آلمان٬فرانسه٬آمریکا٬برزیل٬هنگ کنگ٬لهستان و عربستان. کشورهای پیشرفته ای که در سرچ کلمه ایران حضور نداشتند.واقعیت تلخ اینجاست که مردم دنیا بیشتر دوست دارند با احمدی نژاد آشنا بشند تا چیزی در مورد ایران. بیشتر کشورهایی هم که دوست دارند با ایرانیان آشنا بشند کشورهای عربی و یا حتی کشورهایی مثل بنگلادش هستند.برایم سوال شد که چرا کلمه ایران باید این همه در کشورهای عربی و پاکستان سرچ شود؟ کنجکاوی و سوال مردم خاورمیانه راجع به قدرت بزرگ خاورمیانه و یا مردم آن چیست؟
در همین افکار بودم که کلمه کوروش بزرگ را هم امتحان کردم.فیلیپین !!! در صدر قرار داشت و بعد از آن ایران٬آمریکا٬کانادا٬استرالیا٬سوئد٬انگلیس٬برزیل٬رومانی و روسیه.به نظر میرسه کشورهای به اصطلاح پیشرفته هم تاریخ ایران را بیشتر از خود آن دوست دارند مثل خیلی از هموطنان.توجه این کشورها به کلمه جمهوری اسلامی هم بیشتر از ایران است.نکته جالب برای من حضور فیلیپین در صدر کشورهای جست و جو کننده کلمه کوروش بود در صورتی که مثلا انتظار داشتم اسرائیل و یا یک کشوری که تعداد یهودیان در آن زیاد است در بالا قرار داشته باشد.
* * * * *
جست و جو های دیگر :
دختران ایرانی ( کشورهای عربی ! ٬ پاکستان و هند اکثریت را در دست دارند.شاید باید به قاچاق دختران به غرب و شرق یقین پیدا کنیم!)
پرشیا (حضور کشورهای متفاوت.کشورهایی که کمترین نقش را در تاریخ ایران داشته اند مثل لهستان٬کرواسی٬رومانی٬صربستان٬لیتوانی٬بلغارستان و...)
فارسی ( کشورهای عربی و همسایه + ایتالیا ٬ سوئد و کانادا)
دختران عرب (کشورهای عربی + پاکستان(قربونش برم همه جا هستن این پاکستانی ها) بنگلادش و سریلانکا
موزیک ایرانی ( حضور کشورهای مختلف در لیست)
موزیک عربی ( ایران در رده پنجم قرار دارد و حضور اندونزی ٬ هند و رومانی هم جالب است)
" سنگ ٬ کاغذ ٬ قیچی " فیلم عاشقانه ای که داستان آن در زمان حال اتفاق افتاده است ولی در نهایت این داستان عاشقانه جنایی به اوضاع و احوال جانبازان جنگ می پردازد.گاهی با خودم فکر میکنم که کاش میشد پول و سرمایه این همه فیلمی که در مورد جانبازان و افرادی که در جنگ شیمیایی شده اند ساخته میشود به خود این افراد تعلق میگرفت!

اوضاع جانبازان ۸ سال جنگ واقعا درد آور است. کسانی که شیمیایی شده اند و دارو ندارند و یا پول ندارند که دارو بخرند و گوشه یک آسایشگاه به سختی زندگی میکنند.تا شاید روزی بمیرند و دولت عزیزشان و مردم مرده پرست برای آنها مجلس ختم بگیرند.شاید هم تلویزیون در یک بخش خبری خود گفت:...امروز شهید محمد...به خاک سپرده شد! هیچ دولتی را در دنیا نمیشناسم که تا این اندازه نسبت به افرادی که به خاطر کشورشان آسیب دیده اند٬ بی توجه باشد.
"سنگ٬کاغذ٬قیچی" را به ۳ قسمت میتوان تقسیم کرد.بخش اول آن که عاشقانه است.بخش دوم که جنایی میشود و بخش سوم هم متعلق به فریاد جانبازان است.جانبازانی که با صدام جنگیده اند ولی هنوز وقتی موجی میشند دوست دارند با صدام بجنگند منتهی نه با صدام عراقی بلکه با صدام های ایرانی.("...این جوان ها به خون صدام تشنه هستند چه عراقیش چه ایرانیش...").بخش آخر فیلم خیلی قوی تر درست شده است و غربت و تنهایی جانبازان و معلولین جنگ را حداقل در یک آسایشگاه به خوبی نشان میدهد.
بازی بازیگران فیلم به نظرم قابل قبول نبود.معتقدم که " امین حیایی " همچنان باید فقط در نقش های کمدی و طنز بازی کند. بار هنری فیلم فقط در بخش آخر آن قوی بود و یک ساعت اول فیلم را فقط به خاطر رسیدن به انتها دنبال کردم.در نهایت این فیلم باید دیده شود هرچند با دیدن این فیلم ها ٬ حال آسیب دیده گان جنگ خوب نمیشود!
* * * * *
بازیگران : امین حیایی٬شهرام حقیقت دوست٬اندیشه فولاد وند / کارگردان : سعید سهیلی
بارها فکر کردم که چرا خیلی از هنرمندانی که کار خیلی خوبی هم به مردم ارائه میدهند نمیتوانند در تلویزیون ظاهر شوند و با مردم خود به صورت مستقیم صحبت کنند. به قول بهروز صفاریان آهنگساز موفق سبک پاپ (آهنگساز آلبوم غریبه فریدون) ٬ آیا هفتاد میلیون ایرانی فقط بیست خواننده محبوب دارند که میتوانند در صدا و سیما حضور داشته باشند و با مردم در تماس باشند؟ همیشه برام سوال بود که چرا هنرپیشه های محبوبم را نمیتوانم در تلویزیون ببینم و باید فقط از طریق مجله و روزنامه با آنها ارتباط برقرار کنم؟

از قبل از عید برنامه ای به اسم " شب شیشه ای " در شبکه ۵ جمهوری اسلامی آغاز به کار کرد که این برنامه با دعوت چهره هایی تعجب همگان را برانگیخت و برنامه ای جنجالی شد.چهره های هنری که تا قبل از آن اجازه نداشتند از چند قدمی صدا و سیما رد بشند٬ توانستند به صورت زنده تصویر خود را به روی آنتن بیاورند.چهره هایی مثل بهرام رادان ٬ گلشیفته فراهانی ٬ رضا صادقی ٬بنیامین٬ ابراهیم حاتمی کیا و...که باعث شدند حتی این برنامه برای ایرانیان خارج از کشوری که میتوانستند این برنامه را دریافت کنند هم جذاب باشد.

"شب شیشه ای " اتفاقی بود که باید خیلی وقت پیش می افتاد ولی با تاخیر بالاخره اتفاق افتاد و امیدوارم که بعد از دو هفته دیگر که این برنامه تمام خواهد شد ٬ دوباره بعد از مدتی شروع به فعالیت کنند.برنامه ای که با وجود محدودیت های زیاد توانست مخاطبان زیادی را حتی در خارج از کشور جذب کند.
* * * * *
آرشیو کامل برنامه های جنجالی شب شیشه ای را از اینجا میتوانید دانلود کنید.
متن مصاحبه ها را از اینجا بخوانید.
البته تاریخ از این "۹۸ درصدی ها" زیاد دیده است ولی فکر کردیم بعد از سقوط صدام دیگر این ارقام و آمار تکرار نخواهد شد.وقتی مردم عراق به خیابان ها آمدند و مجسمه او را انداختند و به مجسمه صدام و خانواده او فحش میدادند ٬ فهمیدم که ۹۸ درصد ٬ شاید ۹.۸ درصد هم نبوده است!

ولی هفته گذشته باز تاریخ تکرار شد منتهی این بار نه در عراق که در زیر فشار مرگ آور جنگ ٬ طعم دموکراسی را هم احساس میکند یا به آن امید دارد.این بار این "۹۸" را در سوریه دیدیم.سوریه ای که دولت آن تروریست خوانده میشود و به همکاری با ایران متهم میشود و البته صد در صد در ترور رفیق حریری نقش داشته است و همچنان در امور داخلی لبنان دخالت میکند.آیا به راستی مردم سوریه به بشار اسد رای مثبت داده اند؟ آیا مردم عراق به صدام حسین رای مثبت داده بودند؟ آن هم ۹۸ درصد ؟ آیا ۹۸ درصد از مردم ایران در اوایل انقلاب به سیستم جمهوری اسلامی رای مثبت دادند؟
با این تفاسیر فکر میکنم در ماه های آینده کشورهای لیبی٬کره شمالی و...هم باید به کلوب ۹۸ درصدی ها بپیوندند تا جمع این گروه کامل تر شود.
فیلم "نقاب" بعد از چند سال (شاید نزدیک سه سال) توانست مجوز اکران را بگیرد. دلیل مجوز ندادن به این فیلم تا همین چند ماه گذشته را نمیدانم چون خیلی فیلم های "خط قرمز رد کرده" تری را در جمهوری اسلامی دیده ام ولی این فیلم ماه ها برای گرفتن مجوز اکران منتظر ماند. یک فیلم پر هزینه به دلیل اینکه بیشتر لوکیشن های آن در دوبی انتخاب شده است و مطمئنا خرج بسیار زیادی را برای تهیه کننده داشته است.فقط کافی است هزینه حضور بازیگران و همه عوامل فنی پشت صحنه در دوبی را حساب کنید.

داستان از اینجا شروع میشه که دختری به همراه پدرش برای تفریح به دوبی می آید و در این سفر ٬ دختر جوان با پسری که مقیم دوبی است و مدیر یک رستوران است آشنا میشود و بعد از حدود یک ماه این دو با هم ازدواج میکنند.چند ماه بعد از ازدواج و بعد از ماه عسل٬ دختر متوجه تغییر رفتار پسر می شود و البته همین تغییر رفتارهای شوهرش باعث میشود که با دوست شوهر خود صمیمی تر شود و...مطمئنا فکر میکنید که تا آخر فیلم را فهمیده اید حدس بزنید ولی سخت در اشتباه هستید چون این فیلمنامه توسط پیمان قاسم خانی نوشته شده است و به نظر من فیلم نامه قوی ایی بود چون آخر فیلم طوری فیلم تمام میشود که در اول و یا اواسط فیلم نمیتوانستید آن را پیش بینی کنید.مساله ای که در اکثر فیلم های ایرانی وجود ندارد و میشود انتهای فیلم را در اواسط آن پیش بینی کرد.
وقتی متوجه شدم اکثر لوکیشن های فیلم در دوبی بوده است٬فکر کردم که این خیلی باید مرتبط با ایرانیان و این شهر و شایعه های پیرامون آن باشد.مخصوصا تبلیغ های تلویزیونی آن و چهره یک دختر ایرانی زیر یک نقاب کم کم منو داشت قانع میکرد که این فیلم بر اساس خیلی از شایعه ها و حقیقت های دوبی و ایرانیان ساخته شده است و به همین دلیل هم چند سال اجازه اکران نگرفته است ولی اصلا فیلم ربطی به این مسائل نداشت و داستان فیلم میتوانست در هر شهری از ایران و هر کشور دیگر اتفاق بی افتد.در هر صورت دیدن فیلم را توصیه میکنم هرچند خیلی از دوستان هم از این فیلم خوششان نیامده ولی من ازش راضی بودم و نمره قبولی میدم.
بازیگران : امین حیایی٬ پارسا پیروزفر٬ سارا خویینی ها٬ محمد رضا شریفی نیا٬ گوهر خیر اندیش./ کارگردان: کاظم راست گفتار/ تهیه کننده : علی آشتیانی پور
* * * * *
شریفی نیا : حتی از نانسی عجرم هم تست گرفتم!
* * * * *
سایپا هم قهرمان لیگ برتر فوتبال ایران شد.حق این تیم هم قهرمانی بود.علی دایی این دفعه هم اثبات کرد که میتواند همچنان در صحنه فوتبال حضور داشته باشد.استقلال اهواز دوم شد.پرسپولیس هم سوم شد در صورتی که میتوانست بهتر از این نتیجه بگیرد.و استقلال هم مثل همیشه در بازهای آخر لیگ ضعیف ظاهر شد و در صورتی که راحت میتوانست قهرمان شود ٬ نه تنها قهرمان نشد بلکه چهارم شد!
امسال مسابقات فوتبال لیگ برتر ایران (جام خلیج فارس ) خیلی قشنگ تر از سالهای پیش بود و حساسیت آن هم بالاتر بود.یادم نمیاد که در هیچ کدووم از دوره های قبل سه تیم ( به علاوه یک تیم ) مدعی قهرمانی بودند.معمولا رقابت بین دو تیم بود که اکثرا هم استقلال و پرسپولیس بودند.ولی امسال سه تیم سایپا٬ استقلال اهواز و استقلال تهران ٬ برای قهرمانی شانس دارند که شانس سایپا از همه بیشتر است.ضمن اینکه پرسپولیس هم عجیب خودش رو به سه تیم دیگر نزدیک کرده و ده درصد شانس قهرمانی دارد و معجزه ای که در دور اول مسابقات لیگ برتر برای پرسپولیس اتفاق افتاد ٬ میتواند تکرار شود.

در هر صورت دوشنبه بعد از ظهر مشخص میشود که قهرمان امسال لیگ جنجالی چه تیمی خواهد بود و این قهرمانی ارزش دارد چون امسال رقابت در میان تیم ها خیلی فشرده بود.شما چی فکر میکنید؟ سایپا ؟ استقلال اهواز؟ استقلال تهران ؟ یا حتی پرسپولیس ؟
او آدم های بد را خیلی خوب درک میکرد.میگفت اگر ما هم در شرایط خیلی از آدم های بد بودیم٬بدتر از آنها انجام میدادیم.البته من این حرف را قبول داشتم ولی نه به طور صد در صد.اصولا آدمی هستم که اعتقاد دارم هیچ حقیقت محضی در دنیا وجود نداره.خیلی از آدم های خوب و سالم جامعه هم زندگی سختی در گذشته داشته اند ولی مثلا صدام حسین نشده اند.ولی او خیلی خوب آدم های بد و جنایتکار را درک میکرد.روانشناسی میخواند و البته انقدر در عمق مسائل روز اجتماعی و صفحات حوادث فرو میرفت که کم کم داشت به وجود خدا و یا قوانین او بی اعتقاد میشد.ولی من همچنان به یک آفریدگار توانا و قوانین او اعتقاد دارم شاید چون ۷ سال از او جوان تر هستم!

او بعضی وقت ها حرف هایی میزد که مو به تن من سیخ میشد و فازهای تازه ای در ذهن من باز میکرد.میگفت شیطان عاشق ترین عاشق خدا بوده و هست و برای حرفهایش دلیل می آورد."شیطان تنها کسی بود که در مقابل انسان سجده نکرد چون عاشق خدا بود و فقط دوست داشت در مقابل معشوق خود خم شود نه هیچ چیز دیگر.با خدا قهر کرد چون از دست او دلگیر بود.سالها عبادت معشوقش با شکست مواجه شده بود و عشق او داشت به نفرت تبدیل میشد.از معشوق خود خواست تا بتواند انسان ها را فریب دهد تا اثبات کند که او فقط باید در مقابل معشوق خود خم شود نه انسان دوپا که هر لحظه میتواند خطایی بزرگ را مرتکب شود"
سالها شیطان تلاش کرد و هر روز در زندگی زیبا اثبات کرد که انسان این زندگی را خراب کرده است.بارها جنایت های مختلف اتفاق افتاد و بارها مشخص شد که شیطان به حرف خود اعتقاد دارد و با تمام قدرت دارد در مقابل معشوق خود میجنگد.مثل عاشقی که با معشوق خود قطع رابطه میکنه ولی دورا دور با انجام اعمال مختلف میخواهد خطای او را به وی اثبات کند.بارها اثبات کرد ولی دفعاتی را هم شکست خورد و واقعا در خلوت خود در مقابل خیلی از انسان ها سجده کرد طوری که معشوقش متوجه نشود.
او از من پرسید" به نظر تو در بازی های روزمره زندگی ما٬ شیطان برنده است یا خدا؟" به راستی جوابی نداشتم بدم.او شیطان را هم درک میکرد! و من چند روز است که به شیطان فکر میکنم به عنوان رقیب و حسادتش را هم درک میکنم.معشوق او٬ انسان را که حتی شاید چند لحظه در روز به او فکر نمیکند٬ به شیطانی که چندین هزار سال سجده کرده بود ترجیح داد و این داستان تا آخر دنیا ادامه دارد...
ای مردم کشورم! فقط نگاه کنید و سری تکان دهید و از ته دل افسوس بخورید. در میان صفحات خبری اگر عکسی دیدید چند لحظه ناراحت میشوید و بعد از بستن صفحه دوباره درگیر زندگی و افکار خود می شوید و باز هم فراموشی..فراموشی...فراموشی! نزدیک به بیست و هشت سال هست که اینگونه زندگی میکنیم.اگر پدران ما در اوایل دهه ۶۰ که چند جوجه حزب اللهی پیراهن یک دختر جوان را در همین میدان هفت تیر پاره کرده بودند و سینه برهنه او نمایان شد٬اعتراض کرده بودند٬ شاید امروز وضع به گونه دیگری بود.

مهاجرت کردیم و از مشکلات فرار کردیم.اگر هم ماندیم فقط غرق در تورم و زندگی روزمره شدیم یا شاید هم معتاد شدیم.گفتیم کسی به کار ما کاری نداره.تعطیلات رو که دوبی و ترکیه هستیم و میهمانی های آخر هفته رو هم داریم.اگر مامور ریخت٬ رشوه رو داریم! تو رستوران های سنتی موسیقی سنتی رو داریم و اگه طرفدار پاپ هستیم٬کیش و کنسرت های تابستونی رو داریم.چند تار مو رو هم بیرون دادیم! ده سال به همین آزادی های کم ارزش قانع شدیم و دوباره خاموش شدیم و کوتاه اومدیم تا امروز دوباره دختر جوانی قربانی شود.در همان میدان هفت تیر.دوباره چند تا جوجه بازی کردند.منتهی این دفعه صورت رو پاره کردند.باز هم همان جمعیت زیاد مردم...همه ساکت...همه تماشاچیان خوب.

* * * * *
این روزها خیلی اوضاع زندگیم خوبه٬ این چند تا عکس و فیلم هم زندگی من رو بهتر کردند! به عنوان کوچکترین و حقیرترین عضو وبلاگستان٬ از همه وبلاگنویس هایی که وبلاگ این حقیر رو میخووند٬ خواهش میکنم که فقط چند خط در وبلاگشون راجع به این قضیه و این دخترانی که قربانی این قضیه شده اند٬ بنویسید.بازی شب یلدا رو یادتون میاد؟ یادتونه چه جوری این بازی وبلاگستان رو ترکوند؟ اون بازی افتخارنویسی رو چه طور؟ راجع به اون بازی های ساده همه از پیرترین تا جوان ترین وبلاگنویس نوشتند.آیا راجع به این قضیه مطلبی ندارید بنویسید؟ امیدوارم چند خطی بنویسید...