تبليغاتX
مسافري در كوير
مسافری در کویر
در تاریخ جهان٬ هر لحظه عظیم و تعیین کننده ٬ پیروزی نوعی عشق است
شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386
عدالت
به این عکس ها دقت کنید.

 

واقعا بعید میدونم این اتفاقی که در عکس های بالا میبینید ٬ در دور افتاده ترین قبیله های آدم خوران جنگل های آمازون بی افتد.واقعا با دیدن این عکس ها تنم لرزید! جدی این اتفاقات در کشور ما در حال افتادن است؟ که آفتابه را به گردن یک آدم اوباش(به قول اینا) بی اندازند و او را در خیابان ول کنند و جلوی این همه آدم و سرباز کتکش بزنند؟ کجای دنیای این اتفاق می افتد که در کشور اسلامی ما افتاده است؟ اصلا در کجای تاریخ اسلام کسی را به این شکل تحقیر کرده اند؟ در این بیست و هشت سال فقط ادعای عدالت علی شده است ولی از همان لحظه اول تا به امروز٬ کدام ثانیه بوده که عدالت به اصطلاح علی اجرا شده است؟ از حقوق بشر آمریکا و همه کشورهای غربی ایراد گرفتن خیلی آسونه ولی عدالت در کشور ما که بیشتر یک شوخیه مسخرس!

جالب اینجاست که معاون دادستان تهران این گرداندن متهمین در شهر را محکوم کرده(طبق معمول همیشه ضد و نقیض در عمل و گفتار) ولی جالب تر اینکه او  زدن شلاق را در ملا عام جایز دانسته است! و با گرداندن متهمین در شهر چه با آفتابه و چه روی الاغ مخالفت کرده است.

دیروز با دیدن این عکس ها خیلی ناراحت و عصبانی شدم و امیدوارم منو از این بابت ببخشید.

 

+ نوشته شده در توسط مسافر کویر.
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386
احمدی نژاد در دوبی!

دو روز پیش احمدی نژاد به امارات سفر کرد.این اولین بار در طول تاریخ کشور امارات بود که یک ریئس جمهور و یا یک مقام بالای ایرانی به امارات سفر میکرد(در حدود ۳۰ سال).استقبال خوبی از او شد چون متوجه شده بودند که با دست پر برای حل مساله جزیره های ایرانی به امارات سفر کرده است.برای اولین بار بود که میدیدم روسای اماراتی به استقبال یک ریئس جمهور دیگر تا نزدیک هواپیما میروند. معمولا این اتفاق کمتر افتاده است.هم ریئس کل امارات و هم حاکم دوبی یعنی شیخ محمد(که تحصیلات خود را در ایران گذرانده است) به استقبال وی رفتند.

احمدی نژاد بعد از برگزاری یک نشست با مسئولان امارات در ابوظبی٬ به دوبی سفر کرد و با ایرانیان مقیم این شهر (البته ایرانیان خاص) دیدار کرد و مشکلات آنها را در دیار غربت پرسید! شنیدم که چند تن از ایرانیان از مشکلات سخت و طاقت فرسای زندگی در دوبی گلایه کرده بودند و از هزینه های بالای زندگی در دوبی شاکی بودند(انگار دوبی یکی از شهرستان های ایران هستش و ریئس جمهور هم میتونه در کاهش هزینه ها کمک کنه!). شنیدم که زمین فوتبال باشگاه ایرانیان دبی که بیست هزار نفر گنجایش داره کاملا پر نشده بود!(در مقابل جمعیت پانصد هزار نفری ایرانیان مقیم امارات).

در هر صورت هدف اصلی این سفر گفتگو در مورد سه جزیره بود که در اخبار جمهوری اسلامی سانسور شد ولی در روزنامه های عربی همچون گلف نیوز و شرق الاسط بازتاب داشت.طبق شنیده ها٬ ایران متعهد شده است که همچون گذشته(منظور قبل از سال ۱۹۹۱) حاکمیت کامل جزیره ابوموسی را بر عهده نداشته باشد. منابع دیپلماتیک همچنین اعلام کردند که محمود احمدی نژاد آماده بازگشت به توافقنامه تقسیم اداره جزیره ابوموسی و صرف نظرکردن از موضوع حاکمیت کامل بر این جزیره است . بنابراین گزارش ایران همچنین تغییرات جغرافیایی و دموگرافی (آمایش سرزمینی – جمعیتی) به نفع حاکمیت کامل ایران بر این جزیره را متوقف خواهد کرد. البته هنوز دولت امارات هیچ جوابی را به این پیشنهاد نداده است و در ضمن مساله دو جزیره دیگر همچنان باقی است. دو جزیره ای که مسکونی نیستند!

مطمئنا این یک باج بزرگ از طرف ایران به کشورهای حاشیه خلیج فارس است تا از اتحاد آنها با آمریکا جلوگیری کند ولی خیلی دیر است و من فکر میکنم که کشورهای عربی همچنان به خاطر منافعشون در مقابل ایران خواهند ایستاد.در این باره بیشتر خواهم نوشت.

* * * * *

در مورد دو پست قبلی باید بگم که پلیس امارات حدود ده روز گذشته موفق شد دزدان جواهر فروشی را دستگیر کند.هر سه نفر اروپایی (احتمالا انگلیسی) بودند و دو نفر آنها در دوبی و دیگری در یکی از کشورهای اروپای شرقی دستگیر شد.این خبر را بدهکار بودم!

+ نوشته شده در توسط مسافر کویر.
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386
زمانه غریب

غرق شدن همیشه بد نیست! غرق شدن فقط در آب نیست.غرق شدن در معنای زندگی...غرق شدن در خاطرات گذشته...و یا غرق شدن در بدی های روزگار.من هم این روزها غرق شدم.غرق در ملودی های مختلف نوازندگان بزرگ موسیقی معاصر و حتی موسیقی سالیان دراز پیش.این روزها که روزانه ۵ ساعت وقت خودم را صرف تحلیل این ملودی ها میکنم احساس میکنم دیوانه شده ام! انگار موسیقی هم اعتیاد آور است.شاید بعضی از علمای اسلامی که موسیقی را با حماقت خود حرام دانسته اند حق داشته اند که این هنر ناب را حرام اعلام کنند.مخصوصا برای کسانی مثل من که با شنیدن یک ملودی ساده ولی زیبا دیوانه میشند.ولی این دیوانگی چقدر قشنگه.موقعی که ناخودآگاه یک ملودی قادر به در آوردن اشک تو میشود.اشکی که چندین سال بود احساس نکرده ای.ملودی که ناخود آگاه باعث به وجود آمدن لبخند به روی لبان تو میشود.لبخندی که در بازی زمانه گم شده و تو به روی لبانت آن را درک نمیکنی ولی وجود دارد با اختیار موسیقی.

در اتاقت نشستی و طبق معمول صدای موسیقی هم شنیده میشود.فرقی برات نمیکنه این موسیقی برای کدوم نقطه از این دنیاست.موسیقی ایران٬ فرانسه٬ ایتالیا٬ آمریکای جنوبی٬ آمریکا٬ یا حتی موسیقی عربی.در هر صورت گوش میدهی.از طرف دیگر صدای تلویزیون هم روشن است و اخبار را میشنوی که کاش نمیشنیدی! آگاه میشوی که وزیر امور خارجه کشورت ایران! به دلیل حضور یک زن ویالونیست و حضور ساز و موسیقی از مجلس میهمانی در شرم الشیخ خارج می شود.البته بماند که ساز ویالون که ستون دین و بدن علمای غیاث آباد قم را لرزانده بهانه ای شد که آقای وزیر با خانم وزیر رو به رو نشود و باز هم بماند که آمریکای جهانخوار برنده از شرم الشیخ بیرون آمد و به دنیا فهماند که حکومت ایران هم مانند حکومت سابق عراق است یعنی طالب گقتگو نیست.ولی من معتقدم اگر خانم وزیری هم نبود٬ آقای وزیر ما به نشانه اعتراض به هنر و ساز دلربای ویالون ٬ مجلس را ترک میکردند.همانا که در خیلی از میهمانی ها شاهد این بودیم که سران دولت کشورمان ٬ مجلس را ترک کرده اند.در تعجب هستم که چه طور سر بقیه سران کشورهای اسلامی به هنگام نواختن ویالون "سیخ" نشده ولی برای وزیر کشور ما شده! چه احساس بدیست وقتی تیتر همین روزنامه های عربی را میخوانی که به تمسخر از این واقعه یاد کرده اند.فرار از صحبت٬ سیاست٬ هنر٬ ویالون ٬ زن ویالونیست یا...کدام یک؟ الحق که وزیر ٬ وزیر دولت است چون در این چند سال٬ دولت از همه اینها فرار کرده است.

همه ملت ها دوست دارند رو به آینده و جلو حرکت کنند ولی ما دوست داریم به گذشته حرکت کنیم.آن هم نه گذشته هزارو چهار صد سال پیش بلکه گذشته سه هزار سال پیش! زمانی که هنر برتر بود و زمانی که کسی از هنر و ساز فرار نمیکرد.

+ نوشته شده در توسط مسافر کویر.
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
شنبه یکم اردیبهشت 1386
امنیت

این روزا سرم خیلی شلوغه.از طرفی درگیر کار و از طرفی دیگر هم درگیر درس هستم.راستش کامپیوترم همیشه روشنه ولی وقت نمیکنم حتی یک دقیقه به صفحه خودم سر بزنم و ببینم چه خبره؟! در هر صورت از دوستانی که حالی از من پرسیده بودند تشکر میکنم.

* * * * *

هفته گذشته یک دزدی بی سابقه در دوبی اتفاق افتاد و دزدهای حرفه ای توانستند حدود ۵۰ میلیون دلار جواهر را از یک جواهر فروشی معروف که در یک مرکز خرید به نام وافی قرار داشت را ٬ بدزند. دزدهای حرفه ای این کار را خیلی دقیق و سریع انجام دادند و با ماشین وارد مرکز خرید شدند و خود را به جواهری رساندند و با اسلحه ای که داشتند توانستند قبل از رسیدن پلیس کار را تمام کنند.از این لینک میتوانید حضور ماشین ها در مرکز خرید را نگاه کنید.

در هر صورت این اتفاق شوک بزرگی برای مردم و پلیس بود.مردمی که خیلی از آنها به خاطر امنیت معروف دوبی به این شهر آمده اند ولی حالا با چندین علامت سوال و تعجب مواجه هستند.پلیس هم شبانه روز روی این قضیه کار میکنه و حتی روز بعد از حادثه ٬ چهار نفر را که مربوط به این دزدی بودند دستگیر کرد ولی هنوز عاملان اصلی دستگیر نشده اند.ضمن اینکه در گزارشی در روزنامه گلف نیوز اعلام شد که این باند یک باند بین المللی هستند که چندین عملیات موفقیت آمیز در اروپا داشته اند.

البته ناگفته نماند که خیلی از مردم هم از این اتفاق خوشحال هستند! چون معتقدند پلیس مدتی است که مثل قدیم سختگیرانه با جرایم برخورد نمیکند و این اتفاق میتواند پلیس را بیدار کند و شاید نیروهای امنیتی هم متوجه شده اند که با یک شهر جدید سروکار دارند ٬ نه آن شهری که خیلی کم جمعیت بود و کنترل آن بسیار آسان بود.

+ نوشته شده در توسط مسافر کویر.
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin