طی روزهای اخیر خبرهای امیدوار کننده ای در مورد سد گیری آب سیوند میشنوم.این اخبار این نکته را تایید میکند که در ناامیدی همیشه بسی امید است.از جمله این اخبار میتوان به این خبر اشاره کرد.روزنامه حکومتی جام جم: عضو کميسيون فرهنگي مجلس در ملاقات با رئيس جمهور پيشنهاد کرد براي رفع تنشهاي کنوني ، سد سيوند تنها تا ارتفاع ۱۸۰۰متر آبگيري شود.به گفته اميررضا خادم ، اظهارات شفاهي مديران ميراث فرهنگي مبني بر نبود مشکل آبگيري در سيوند باعث ايجاد تنش در افکار عمومي و رسانه ها شد که به همين دليل وي از رئيس جمهور درخواست کرده با اتخاذ تصميمي درست به اين مشکل پايان دهد.
هنوز هم دیر نشده.فکر میکنم میشه به نحوی جلوی آبگیری این سد را گرفت یا حداقل راهی پیدا کرد که آسیبی به آثار باستانی وارد نشود.

* * * * *
دانشجويان ايراني را در مبارزه با آّبگيري سد سيوند تنها نميگذاريم...
http://pasargadstudents.blogfa.com
http://www.savepasargad.com
http://nejatepasargad.blogfa.com
* * * * *
دوستان گرامی از تک تک شما عزیزان خواهش می کنم این جمله کوتاه و ساده زیر را برای نجات پاسارگاد به موسسات زير بفرستيد:
«Please save Pasargad The city and mausoleum of Cyrus the Great»
يونسکو (فرانسه)
fax : 33-1-45 68 55 70
E-mail: wh-info@unesco.org
سازمان هاي ميراث جهاني در شهرها يا کشورهاي نزديک به شما:
نروژ: fax: 47-24-14-01-01
E-mail: nwhf@nwhf.no
آلمان: F.: + 49-89-30765102
E-Mail: info@welterbestiftung.de
کانادا : fax : 1-418-692 5558
E-mail : secretariat@ovpm.org
انگلستان: fax : 44-1223-277 136
E-mail : info@unep-wcmc.org
سازمان ملل متحد (نيويورک):Fax +1-212 963 8712
Email: ngls@un.org
ژنو: Fax 41-22-917-0432
Email: ngls@unctad.org
سازمان هاي حقوق بشر در شهرها و کشورهاي نزديک به شما:
شيکاگو: Fax: 312-572-2454 chicago@hrw.org
نيويورک: Fax: 1-(212) 736-1300 hrwnyc@hrw.org
واشنگتن: Fax:1-(202) 612-4333 hrwdc@hrw.org
لس آنجلس : Fax: (310) 477-4622 hrwlasb@hrw.org
سانفرانسيسکو: Fax: 415.362.3255 hrwsf@hrw.org
انگلستان: Fax: 44 20 7713 1800 hrwuk@hrw.org
بلژيک: Fax: 32 (2) 732-0471 hrwbe@hrw.org
ژنو: Fax: +41 22 738 17 91 hrwgva@hrw.org
برلين -آلمان: Fax. +49-(0)30-259306-29 berlin@hrw.org
کانادا:Tel: 416.322.8448 Fax: 416.322.3246 toronto@hrw.org
* * * * *
نمیتونم به یاد بیارم که چی شد یه دفعه ولنتاین پاش رو به ایران گذاشت.فقط به یاد دارم که در اوج دوران نوجوانی من ٬ گرامیداشت این روز در ایران هم مد شد.گرچه چند سالی بیشتر نیست که ولنتاین به ایران آمده است(اطلاعی از شرایط قبل از انقلاب نسبت به این روز ندارم) ولی استقبال همه مخصوصا جوان ها از این روز پیش از حد انتظار بوده است.اصلا کمبود روز عشق در کشور ما حس میشد.روز قدس٬ روز ۱۵ خرداد٬ روز ترور فلانی و...همه روزهایی بوده اند و هستند که به امروز ما هیچ ربطی ندارند و صفحات تقویم ما را پر کرده اند.روز ولنتاین اگرچه از فرهنگ غرب سرچشمه میگیرد ولی روزی است که ایران و اکثر کشورهایی که حتی دولت و مردمی تندرو دارند را تکان میدهد.
ولنتاین در شهر ما همانند تهران است با این تفاوت که رادیو ها و تلویزیون ها برنامه های عادی خود را قطع میکنند و برنامه های ویژه ای را برای مخاطب خود تهیه میکنند ضمن اینکه اکثر بارها و کلاب ها برنامه های مخصوص این شب را اجرا میکنند.با این وجود من از ولنتاین ایران خیلی بیشتر لذت میبردم و دلیلش رو هم نمیدونم!
روز ولنتاین رو به همه عاشقان دنیا تبریک میگم و امیدوارم روزی بتوانیم تقویم خود را اصلاح کنیم و هر روز خود را روز عشق بنامیم.
* * * * *
دیشب داشتم یه گشتی روی اینترنت و وبلاگ های فارسی میزدم که این وبلاگ را پیدا کردم.با توجه به نگرانی شدیدی که نسبت به آینده پاسارگاد دارم ٬ تصمیم گرفتم که این وبلاگ را اینجا معرفی کنم.من عقاید سیاسیم با چند تن از گردانندگان این حرکت و این وبلاگ در تضاد است ولی فکر میکنم وقتی بحث مهمی مثل آبگیری سد سیوند به وجود میاد٬ باید اختلافات سیاسی و حزبی را کنار گذاشت.چون دیدم در بعضی از وبلاگ ها و حتی در بخش نظرات وبلاگ خودشون٬ چند نفر کم لطفی کرده بودند.

ایمان دارم اگر ایران بودم روز ۲۶ بهمن (روز عشاق ایرانی) خودم را به پاسارگاد میرسوندم و دوستان خودم را تنها نمیگذاشتم.امیدوارم که کسانی که در شیراز و کلا نقاط مختلف دیگر هستند٬ این مساله را جدی بگیرند و دانشجویان را در پاسارگاد تنها نگذراند.
از شما دوستان عزیز هم تقاضا دارم اگر مثل من و خیلی های دیگر فکر میکنید این مساله مهم و حتی حیاتی می باشد٬ به وبلاگ کمیته دانشجویی دفاع از پاسارگاد لینک بدهید. یا حداقل چند خط در مورد پاسارگاد در وبلاگ خودتان بنویسید یا هرکاری که میدونید صلاحه...
وقتی ملتی احساساتی میشود...وقتی ملتی تحت تاثیر فیلم های انقلابی آمریکای لاتین قرار میگیرد...وقتی ملتی فراموشکار میشود...وقتی ملتی تاریخ کشورش را نمیداند...وقتی ملتی طمع کار میشود...وقتی ملتی باور میکند که میشود برق و آب مجانی استفاده کند...وقتی روشنفکران ملتی پشت روحانیت می ایستند...وقتی ملتی زمان اصلاحات ٬ براندازی میکند و زمان براندازی٬ اصلاحات...وقتی ملتی مثل جن زده ها به خیابان میریزد و بانک و مراکز عمومی را آتش میزند...وقتی ملتی در روز اول فصل پیروزی کلمه هیچ را مثل یک سیلی محکم دریافت میکند...وقتی ملتی احترام دولت بختیار را نمی پذیرد و اصلاحات آن را نمی بیند...وقتی ملتی آزادی های اجتماعی فرهنگی و هنری را که دارد٬ نمی بیند...وقتی ملتی از جایگاه ایران در جهان آن روز خبر ندارد...وقتی ملتی رهبر انقلاب خود را به خوبی نمیشناسد و حتی یک بار هم رساله آن را نخوانده است...وقتی ملتی خرافاتی است...وقتی ملتی شاهی ترسو و بی اطلاع از کشور و ایده آل گرا را دارد...وقتی ملتی ساواک خائن را دارد...وقتی ملتی در همان ماه اول انقلاب با دیدن اعدام ها و کشتارها از انقلاب پشیمان میشود...وقتی ملتی درگیر بحث های سطحی در جامعه میشود...وقتی جوانان ملتی به چپگرایی افتخار میکنند...وقتی ملتی به امید جبهه ملی تا لحظه آخر می ایستد...وقتی ملتی مجاهدین دو رو را دارد...وقتی ملتی حزب های ایده آل گرا و آرمان گرا دارد...وقتی ملتی بازرگان ساکت و بی اراده را دارد...وقتی ملتی مانند بچه های مدرسه چشم مدیر و ناظم را دور میبیند و از کار اصلی که همانا رفتن به سر کلاس درس است٬ دور میشود...وقتی ملتی باید قربانی شود تا جلوی کمونیسم در شوروی گرفته شود...وقتی ملتی باید قربانی شود تا اسلحه های آمریکا فروش برود...وقتی ملتی مطالعه نمیکند(دقیقا مثل الان)...وقتی ملتی از ریسک کردن لذت می برد...وقتی ملتی را از شنیدن واقعیت دور میکنند...وقتی ملتی ...وقتی ملتی...
آن وقت میشود که انقلاب میشود و ۲۸ سال هم از آن میگذرد...
* * * * *
هنوز نگران این سد سیوند هستم.چه راه حلی میشود برای جلوگیری از آبگیری این سد پیدا کرد؟
اگر روزی به یکی از موزه های کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس رفتی ٬ شگفت زده نشو. موزه های موجود در این کشورها با موزه های کشور ما قابل مقایسه نیستند! دولت های کشورهای عربی میلیون ها دلار خرج میکنند تا بلکه موفق بشند و بتونند یک کوزه شکسته یا یک تخته بریده شده و...را از زیر زمین پیدا کنند و در موزه قرار بدهند.وقتی به موزه ملی امارات میری از یک طرف خوشحال میشی که متوجه میشی چقدر آثار باستانی کشور و موزه های ایران قوی و غنی هستند و از طرف دیگه ناراحت میشی به دلیل اینکه متوجه میشوی این همسایه های ما با تمام وجود و افتخار از همین وسایل ساده محافظت میکنند در حالی که در کشور ما روز به روز آثار با ارزش باستانی ایران به تاراج میرود.
مطلب دیگه ای که باید اضافه کنم این است که یک موزه بسیار شیک در خیابان معروف جمیرا٬ به اسم معراج٬ در شهر ما وجود دارد که برخی از صنایع دستی و آثار باستانی ایران و برخی کشورهای اطراف هم در آن قرار داده شده است.جای بسی تاسف است که برخی از شاهکارهای ایرانی در این موزه و خارج از ایران قرار دارد و البته بعضی از این آثار هم به اسم عربی معرفی میشود!
* * * * *
همه این مسائل در حالی اتفاق می افتد که دولت دلسوز ایران ! به خاطر کمک به کشاورزان محروم منطقه استان فارس٬ اصرار عجیبی به آبگیری سد سیوند دارد.من البته به شخصه از دولتی که در اوایل پیروزی انقلابش ٬ مواض ضد فرهنگ ایران گرفت انتظاری ندارم ولي از مردم كشورم كه ادعاي اين همه كوروش پرستي و تاريخ ۲۵۰۰ ساله (نه فرهنگ ۲۵۰۰ ساله) دارند انتظار ديگري دارم.همانطور كه از خودم هم انتظار ديگري دارم.متاسفانه ما مردم در مورد اين مساله اصلا حساسيت به خرج نداده ايم و هرچه هم به اين مساله نزديك ميشويم تغيري در احساسات مردم نميبينم.آيا همراه با خبر خوش هسته اي در ۲۲ بهمن٬ اين خبر هم خواهيم شنيد؟
براي جلوگيري از آبگيري سد سیوند چه كرده ايم؟براي اسم كوروش ٬ مردي كه از صبح تا شب اسمش را به زبان مي آوريم٬ چه كرده ايم؟ آينده و آيندگان ما را نخواهند بخشيد!

برای اطلاعات بیشتر به وبلاگ از خود با خویش که نویسنده آن شهره نازنین هست٬مراجعه کنید.
* یک زمانی (یعنی در حدود دو سال پیش) وقتی روزنامه های اینجا رو ورق میزدم٬ناراحت میشدم از اینکه چرا به مسائل ایران کم توجه میشود.حالا امروز باز هم ناراحتم! چون به مسائل ایران خیلی پیش از حد توجه میشود.در یک هفته گذشته خیلی روزنامه های اینجا رو مرور کردم و کمی از این همه توجه ترسیدم! تقریبا به سختی میتوانی صفحه ای را پیدا کنی که در مورد ایران مطلبی نوشته نشده باشد.البته از صفحات مربوط به هالیوود و گزارش وضعیت هوا باید فاکتور بگیریم.ضمن اینکه به کمک یک دوست عرب زبان متوجه شدم که مطالبی که در روزنامه ها به زبان عربی چاپ میشود٬مواضع تند تری نسبت به ایران دارند در صورتی که روزنامه ها به زبان انگلیسی همچنان سعی میکنند که بی طرفانه بنویسند حتی اگه کمی سخت باشه.این مطلب برای خودم خیلی جالب بود.فکر کنید که مثلا لحن روزنامه تهران تایمز با روزنامه جمهوری اسلامی متفاوت باشه در صورتی که هر دو زیر یک سیستم دولتی چاپ میشوند.
* برای خرید گوجه فرنگی به سوپر مارکت محله احمدی نژاد مراجعه کنید چون اونجا گوجه کیلو ۱۲۰۰ تومان فروخته میشود.گوجه کیلوی ۳۰۰۰ الی ۴۰۰۰ تومن در ایران حتی در روزنامه های اینجا هم انعکاس داشت و عجیب مسخره به نظر میرسید.این یک نشانه کوچک از اوضاع اقتصادی خراب در ایران است.آن وقت آقایون معتقد هستند تحریم به هیچ عنوان به ایران ضربه نمیزند و از تحریم نمیترسند!
فکر کنید اگر کشور در شرایط بدتری از جهت تحریم قرار بگیرد٬آن وقت گوجه فرنگی کیلو چند میشه؟ شاید همه ۱۷ میلیون جمعیت تهران باید به اصغر بغال محله احمدی نژاد سر بزنندو از اونجا گوجه فرنگی بخرن! تازه شاید هم ریئس اون بغالی چون احمدی نژاد رو شناخته ! بهش یه کمی تخفیف داده!قضیه خیلی دردناکه.فکر کنید با پولی که الان شما میتونید نیمرو بخورید٬چند ماه پیش با همین پول میتونستید یک غذای بهتری بخورید...خیلی دردناکه!
* این برای اولین باری است که طی چند سال گذشته ٬ به مناسبت انقلاب اسلامی٬ سخنرانی های آیت الله خمینی از تلویزیون ایران با سانسور کم تری پخش میشود. مثلا این جمله که " این پدر و پسر این قبرستان ها را آباد کردند و..." خیلی وقت بود که از تلویزیون شنیده نمیشد ولی امسال من شنیدم! فکر کنم هنوز وقتش نشده که فیلم وعده دادن نفت و برق مجانی از تلویزیون پخش بشه مخصوصا با افزایش قیمت گوجه فرنگی! شاید سالهای آینده یا شاید هم اگه دقت کنیم٬ همین امسال!
* خاتمی از طرف دولت داره میره سوئیس برای شرکت در اجلاس "مجمع اقتصادی جهانی".در این اجلاس شخصیت های بزرگی مثل بیل کیلینتون ٬ هیلاری کیلینتون٬ آنجلا مرکل٬تونی بلر٬ و رهبران جهان عرب شرکت خواهند کرد.انتخاب خاتمی از طرف دولت ایران برای حضور در این اجلاس مطمئنا بی دلیل نبوده است.ولی آیا خاتمی شخصیت یک نجات دهنده را دارد؟ بعید میدانم! اصلا دولت ها و دولتمردان دیگر به حرف های او بعد از ۹ سال اطمینان دارند؟