تبليغاتX
مسافري در كوير
مسافری در کویر
در تاریخ جهان٬ هر لحظه عظیم و تعیین کننده ٬ پیروزی نوعی عشق است
شنبه سی ام دی 1385
محرم

روز اول محرم در اکثر کشورهای عربی تعطیل می باشد.اشتباه نکنید! آنها که عرب هستند خود را برای مراسم عزاداری دینی آماده نمیکنند و به پیشواز ۱۰ محرم نمیروند بلکه سال نوی خود را جشن میگیرند.امروز ما وارد سال ۱۴۲۸ هجری قمری شدیم.مردم همه کشورهای عربی این روز را جشن میگیرند.خب ناسلامتی سال نوی آنهاست.البته باید اضافه کنم که اعراب به عید فطر و عید قربان خیلی بیشتر از سال نوی قمری بها میدهند و اصلا نمیتوان این دو عید بزرگ را با سال نو مقایسه کرد.

اما در آن سوی خلیج فارس در کشورمون شزایط به کلی فرق دارد.با شروع محرم فضای شهر ها به مدت دو ماه ! تغییر میکند و شما میتوانید پرچم های سیاه را بر روی دیوارها ببینید.برنامه های تلویزیون که در شرایط عادی هم زیاد لبخند را به صورت مخاطب نمی آورند٬سنگین تر و با شرایط غم انگیز تری برنامه ها را ادامه میدهد.از همه این موارد بدتر٬شرایط اقتصادی در ایران است که دست خوش تغییرات بدی قرار میگیرد.اوضاع اقتصادی در ایران اصلا جالب توجه نیست مخصوصا امسال که شایعه جنگ از سالهای گذشته پررنگ تر جلوه میکند.مطمئنا با شروع ماه محرم اوضاع اقتصادی در ایران وخیم تر و دردناکتر میشود.البته این خراب بودن اوضاع اقتصادی در ماه محرم را نمیتوانیم فقط به گردن دولت بی اندازیم.مردمی را در نظر بگیرید که طبق روال سنتی٬در این ماه٬ هیچ گونه خرید و فروشی را انجام نمیدهند! و یا برنامه های مهم زندگی خود را به ماه های بعد انتقال میدهند.

همه این مسائل چندین سال است که در کشور ما تکرار میشود(البته از زمان رضاشاه بگذریم).در حالی که در این سوی آب ها٬خود اعراب زندگی عادی و روزمره خود را ادامه میدهند.شاید سالی یک بار به خاطر وفات حضرت محمد اشکی ریختند...شاید!

+ نوشته شده در توسط مسافر کویر.
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سه شنبه بیست و ششم دی 1385
تبریک

دیروز اولین خبر خوب سال ۲۰۰۷ را شنیدم.دیروز٬روز خیلی سختی را پشت سر گذاشتم و از همان شروع روز میدانستم که روز شلوغ و سختی را پیش رو دارم ولی از همان اوایل صبح میدانستم که امروز یک اتفاق خوب برای من می افتد و یا یک خبر خوب میشنوم.دیشب از طریق این لینک متوجه شدم که نازنین تبرئه شده است و این خبر به چند دلیل به من چسبید.اول اینکه از آغاز سال ۲۰۰۷ خبر خوبی نشنیده بودم و دوم از اینکه تلاش های خیلی ها در این پرونده جواب داد و سوم اینکه امضاهای اینترنتی دوستان هم در این قضیه بی تاثیر نبود چون باعث شد که توجه به این مساله افزایش یابد.اگرچه هنوز خانواده نازنین زیر فشار مالی پرداخت دیه هستند ولی مطمئن هستم آدم های خیری پیدا میشوند تا آن را پرداخت کنند.

در نهایت از دوستانی که از طریق ایمیل تبریک گفتند تشکر میکنم.ضمن اینکه فکر میکنم باید از تلاش های دو نفر همگی سپاس گذار باشیم.شادی صدر٬ وکیل نازنین واقعا برای این پرونده زحمت کشید و تلاش های او برای مطرح کردن این مساله در رسانه ها واقعا جای قدردانی دارد.نازنین افشین جم هم در جهانی کردن این خبر بسیار نقش داشت و با تبرئه نازنین ٬ نقش او هم بسیار پررنگ جلوه میدهد.

من فکر میکنم بار دیگر نشان دادیم که یک دست صدا ندارد و بار دیگر به این مساله ایمان آوردم که کوچکترین قدم میتواند زندگی در یک کشور را رو به بهبود سوق دهد.منتهی به قدمی که بر میداریم باید ایمان داشته باشیم.

+ نوشته شده در توسط مسافر کویر.
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
شنبه بیست و سوم دی 1385
من...ورزش...موسیقی

هفته ای که گذشت خیلی ورزشی شده بودم.نه! اشتباه نکنید! خودم ورزشکار نشده بودم بلکه میرفتم و بازی ورزشکارها را نگاه میکردم! هفته گذشته تیم ملی فوتبال ایران به اینجا اومده بود و دو بازی دوستانه با هامبورگ و اشتوتگارت(درست نوشتم؟) انجام داد که در بازی اول دو بر یک شکست خورد و در بازی دوم یک بر صفر برنده شد.یک بازی هم در ابوظبی با تیم ملی امارات انجام داد که دو بر صفر برنده شد.

اينترميلان ايتاليا در بحرين

خلاصه تماشاچیان ایرانی باعث گرم شدن این بازی ها شده بودند و تا چند روز روزنامه های اینجا رو ٬ تحت تاثیر حضور خود قرار داده بودند. فکر نمیکنم هیچ ملتی در خاورمیانه به اندازه ما ایرانی ها به فوتبال علاقه مند باشه.از دختر و پسر و جوونو و پیر خودشونو به ورزشگاه رسونده بودند تا در یک بازی دوستانه از تیم ملی حمایت کنند.نیم بیشتر ورزشگاه پر شده بود و رسانه های مختلف ایرانی٬عربی و آلمانی از تماشاچیان گزارش تهیه میکرند.البته جای بسی تاسف است که در کشور خودمون خانم ها اجازه حضور در ورزشگاه ها را ندارند و البته تصویر آنها هم به هنگام تشویق تیم کشورشان در سیمای جمهوری اسلامی سانسور میشد! مگرنه دوستان از تلویزیون صحنه های جالب و به یادماندنی رو میدیدند.

از طرف دیگر٬ تیم بسکتبال مهرام ایران هم به مسابقات بین المللی بسکتبال دوبی آمده بود و توانست قهرمان این مسابقات شود.دیشب تیم مهرام توانست با نتیجه قابل توجه ۷۹ بر ۵۸ تیم الجلا سوریه را شکست دهد.این پیروزی در حالی به دست اومد که اکثر ورزشگاه را طرفداران سوری در دست داشتند ولی تیم مهرام با اقتدار حریف خود را شکست داد و قهرمان شد.چند تا بازی از این تیم رو تونستم از نزدیک تماشا کنم.

* * * * *

چند هفته ای است که دوستان منو تشویق میکردن تا این آهنگ را دانلود کنم و گوش کنم ولی به خاطر کمبود وقت موفق نمیشدم.دیشب این آهنگ را دانلود کردم و گوش کردم.واقعا شعر قشنگی داره .معمولا از این سبک شعر خوشم میاد.قابل توجه اینکه این آهنگ در ایران ساخته شده است و خواننده آن شخصی به اسم کیوان است.

این روزها ساعت ها میتونم با صدای رضا صادقی رانندگی کنم.واقعا آلبوم آخرش رو خیلی قشنگ درست کرده و چند تا آهنگش رو خیلی دوست دارم.این روزها این آهنگ قدیمی رضا صادقی رو که با سبک جدید تنظیم شده رو بسیار گوش میدم.

* * * * *

برای کمک به نازنین به سایت های زیر مراجعه کنید:

http://www.savenazanin.com

http://www.helpnazanin.com

http://www.petitiononline.com/Nazanin

http://myspace.com/savenazanin

+ نوشته شده در توسط مسافر کویر.
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
شنبه شانزدهم دی 1385
نازنین های ایران ما...

در کشور عزیز ما ٬ وقتی شما مورد حمله فرد یا گروهی قرار میگیرید٬ حق دفاع از خود به هر طریق ممکن را ندارید. اگر دختری در ایران مورد حمله فرد یا گروهی از افراد قرار بگیرد و آن افراد قصد تجاوز داشته باشند٬ خانم هیچ حقی ندارد که از خود دفاع کند!

نازنین دختری است که مورد حمله قرار گرفت و برای دفاع از خود و برای اینکه مورد تجاوز قرار نگیرد٬ به فرد مزاحم که قصد تجاوز به وی را داشت٬ حمله میکند.از شانس بد٬ فرد مزاحم به قتل میرسد.کار نازنین به دادگاه کیشده میشود ولی اگر فکر میکنید دادگاه و قانون از نازنین حمایت کرده اند٬ سخت در اشتباه هستید! دادگاه جمهوری اسلامی نازنین را به اعدام محکوم میکند! دادگاه های جمهوری اسلامی بارها در موارد مشابه٬ حکم اعدام را برای دختران و زنان اعلام کرده اند.اعتراض های بین المللی بارها باعث تعویق حکم اعدام و یا تخفیف مجازات شده است ولی چه زمانی این قانون مسخره به صورت کامل از کشور ایران بر داشته خواهد شد؟

* * * * *

نازنین٬ برنده جایزه دختر زیبایی کانادا در چند سال گذشته و خواننده آینده در بازار جهانی موسیقی٬با شنیدن این خبر سریعا یک وبسایت را برای این قضیه درست میکند و با رسانه های مختلف در مورد این قضیه مصاحبه میکند.لطفا به این وبسایت مراجعه کنید و اعتراض نامه ها را امضا کنید تا شاید دوباره بتوانیم از اعدام یک فرد بیگناه جلوگیری کنیم.

+ نوشته شده در توسط مسافر کویر.
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
یکشنبه دهم دی 1385
بای بای صدام !

صدام اعدام شد.به نظر من اعدام کمترین و بهترین مجازاتی بود که میشد برای صدام در نظر گرفت.وقتی به تاریخ این بیست ساله گذشته نگاه میکنیم و تصاویری از جنگ ایران با عراق را مشاهده میکنیم٬ متوجه میشویم که اعدام خیلی برای صدام مجازات سبکی بوده است.صدام اعدام شد تا خیلی از مسائل پشت پرده بماند و شاید تا چند دهه آینده خیلی از مسائلی که توسط او میشد افشا شود٬ مثل راز باقی بماند.او تا آخرین لحظات زندگی خود به ایران و ایرانی توهین میکرد و ایرانیان را بزرگترین دشمنان مردم عراق میدانست. جالب اینجاست که طرفداران حزب بعث ٬ بعد از اعدام او بیانیه ای دادند که در این بیانیه مردم عراق را به اتحاد علیه ایران و آمریکا دعوت کردند. ایرانی که پشت سر هم وام های مختلف به عراق هدیه میدهد.

اعدام صدام از نگاه های مختلف در خاورمیانه:

فقط مردم کشورهای کویت ٬ عراق و ایران بودند که به خاطر اعدام صدام به خیابان ها ریختند و به شادی پرداختند.وضعیت در کشورهای دیگر بسیار عادی بود و مردم به این مساله تقریبا بی تفاوت بودند.در امارات٬در روزنامه ها دیدگاه های مختلفی مطرح میشود ولی شیعیان بسیار خوشحال هستند.عده زیادی معتقد هستند اعدام صدام بعد از عید قربان و سال نوی میلادی٬بهترین عید برای مردم این منطقه بوده است.ولی همه اعراب به این مساله معتقد نیستند! توجه داشته باشید که صدام تنها عربی بوده است که جرات این را داشته که به ایران حمله کند و این حمله برای خیلی از اعراب خوشایند بوده است.پس اعدام او نباید زیاد برای این دسته شیرین باشد.

از طرفی دیگر مردم معتصب پاکستان به خاطر اینکه صدام در ظاهر ضد آمریکایی بوده است ٬ از اعدام او خشمگین شدند و در خیابان های پاکستان دست به تظاهرات زدند. مردم در هند ٬ به خاطر اطلاعات بسیار کم و اندکشان نسبت به خاورمیانه و کوته بینی ٬ به اعدام صدام اعتراض کردند. البته باید روحیه ضد آمریکایی این کشور ها را هم چاشنی اعتراضشان بکنیم.

جالب ترین عکس العمل متعلق به حماس بود که این گروه نوکر زبان بسته جمهوری اسلامی ایران است ولی از اعدام صدام اصلا رضایت نداشتند و به اعدام صدام اعتراض کردند و آن را هشداری برای مردم عراق دانستند!

* * * * *

صدام و تلویزیون ایران

دیشب بعد از مدت ها وقت داشتم و تلویزیون داخلی ایران را نگاه میکردم.تلویزیون ایران ٬ اعدام صدام را به صورت زیرنویس به مردم ایران تبریک میگفت و جالب اینجا بود که به صورت زیر نویس به آمریکا هشدار میدادند که روزی این اتفاق برای سردمداران دولت آمریکا خواهد افتاد.شاید باور تلویزیون بر این بود که دولت عراق ٬ صدام را اعدام کرده است!

از طرفی دیگه مصاحبه با مردم هم خیلی جالب بود.مردمی که آرزو میکردند که ای کاش این اتفاق برای همه دیکتاتورهای جهان در هر کشوری اتفاق بی افتد.حالا منظور مردم کدام دیکتاتورها بودند ٬ بماند!

* * * * *

صدام از نگاهی دیگر :

مشکلات او از وقتی شروع شد که در رحم مادر بود.در چهارماهگی پدر خود را از دست داد و یک ماه قبل از تولد هم برادرش را از دست داد.اوضاع روحی مادر بسیار خراب و پر استرس بود و چند بار دست به خودکشی زد که موفق نبود.وقتی صدام به دنیا آمد با بی محبتی از طرف مادرش مواجه شد و از مادر میشنید که قدم نحسی داشته است چون پدر و برادرش در نزدیکی تولد او فوت کرده بودند.

او در یک خانه گلی زندگی میکرد و از فقر به شدت رنج میبرد.اکثر مواقع بدون کفش و پابرهنه در خیابان ها میدوید.بارها توسط عمویش مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفته بود و این نفرت و کینه و بی محبتی در دلش ماند تا روزی شاید انتقام خود را از دنیا و جنس انسان بگیرد.

زندگی او توسط دایی اش تغییر کرد.دایی او راه میهن پرستی را به او نشان داد و البته تاریخ عراق را برای او شکافت ولی با عضو شدن او در حزب بعث در سن ۱۹ سالگی٬ شاید تمام حرف های دایی او فراموش شد و او راه دیگری را برای خود در زندگی انتخاب کرد که مطمئنا خاطرات کودکی در انتخاب ایران راه در او بی تاثیر نبود و بقیه زندگی او ادامه داشت تا...

تا روزی که او دوباره خود را در یک خانه گلی یافت ولی این دفعه یک اسلحه به همراه داشت و سربازان آمریکایی که آماده بازداشت او بودند.جرات نکرد خود را خلاص کند و بعد از سه سال ٬ در همان مکانی که خودش خیلی ها را اعدام کرده بود٬ طعم تلخ مرگ را چشید.

* * * * *

داشتم فکر میکردم اگر من زندگی مشابه صدام را در دوران کودکی داشتم ٬ آیا یک صدام حسین دیگر میشدم و یا اتفاق دیگری می افتاد؟ دوران کودکی همه دیکتاتورها مثل هم است.آیا اگر صدام در یک شرایط عادی و نرمال بزرگ میشد٬ هیچ وقت دیکتاتور میشد؟

+ نوشته شده در توسط مسافر کویر.
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سه شنبه پنجم دی 1385
... و آن شب که بم دوباره لرزید

روزی که گذشت٬یعنی ۵ دی ماه٬ برابر بود با اتفاق تلخی که چند سال پیش در شهر بم اتفاق افتاد. زلزله بزرگی که نه تنها شهر بم را تکان داد بلکه دنیا هم با مردم بم و ایران لرزید. پس لرزه های آن زلزله لعنتی اتفاقات بعد از آن بود.

بر همه ما ایرانی ها مشخص بود که ایران کشوری است که مدیریت در آن یک شوخی بزرگ است ولی مطمئنا شاید برای دنیا این امر اثبات شده نبود. به یاد دارم نیروهای امدادی را که ساعت ها در فرودگاه مهرآباد به روی زمین نشسته بودند و منتظر این بودند که به بم بروند و بعد از حدود دوازده ساعت یا شاید بیشتر این اتفاق افتاد. همه یا شاید بخشی از ما میدانستیم که عمر خانه های اکثر مناطق روستایی ایران و شهرستان ها و حتی بعضی از خانه هایی که در پایتخت هستند به بیش از نیم قرن و یا به قول بعضی از مردم بم٬ به یک قرن میرسد! از همه بدتر اینکه از چندین میلیون دلاری که دولت ها و سازمان های خصوصی و خیریه به بم کمک کرده بودند٬ فقط یک میلیون دلار آن به سازمان هلال احمر ایران رسید.(تازه آن هم با اگر و اما !) این افتضاحات بزرگ٬ پس لرزه های زلزله بزرگ بم بودند.

و اما هفته گذشته...

همین هفته گذشته بود که  اسماعیل هنیه نخست وزیر فلسطین ٬ در بازگشت به فلسطین با صورت خندان٬ نیم میلیارد دلار ٬ کمک نقدی به همراه داشت. دولت اسلامی ایران دویست و پنچاه میلیارد دلار را به صورت نقد تقدیم دولت فلسطین کرد و تعهد داد که حقوق چندین هزار کارمند فلسطینی را هم برای مدت شش ماه پرداخت کند! نه اینکه دولت ایران خیلی حقوق کارمندان خودش را به موقع و درست و حسابی پرداخت میکند٬ حالا میخواهد حقوق برادران و خواهران فلسطینی را هم بدهد.

بگذریم که اکثر مردم فلسطین از ایران و ایرانی تنفر دارند(دلیلش را نمیدانم ولی شاید دست دولت ما نمک ندارد).از این ناراحت میشوم که این پول حتی به مردم فلسطین هم نمیرسد و توسط قدرتمندان در فلسطین یا خرج سفرهای خارجی میشود و یا صرف خرید اسلحه و یا هزینه برای دعواهای انتخاباتی می شود.

و امروز...

بم همچنان میلرزد. این دفعه نه به خاطر زلزله بلکه به خاطر سرما. نه به خاطر سرمای هوا بلکه به خاطر سرمای دروغ و ریا و تظاهر. فقط کافی است به یک سری از گزارشات سانسور نشده که از بم میرسد توجه کنیم و آن وقت متوجه میشویم که بعد از دو سال و با آن همه پول ٬ هنوز در بم چه خبر است. راستی دولت ما میخواهد حقوق فلسطینی ها را بدهد؟ راننده اتوبوس هایی که به خاطر حقوقشان زندانی شدند...معلم هایی که به خاطر بدهی های پنجاه هزار تومانی به زندان افتادند...دخترانی که در کشور های همسایه دست به خود فروشی میزنند و....رایحه عدالت از بوی دهان ریئس جمهور می آید منتهی فراموش کرده اند که مسواک بزنند! 

+ نوشته شده در توسط مسافر کویر.
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
یکشنبه سوم دی 1385
کریسمس مبارک

امسال در خریدن درخت و وسایل مورد نیاز برای تزئین درخت و... به یک دوست مسیحی کمک کردم.چند هفته پیش برای خریدن درخت به یک فروشگاه بزرگ رفتیم.نکته جالبی که به چشمم خورد این بود که عده زیادی مسلمون که بیشتر آنها هم هموطن های خودمان بودند در حال خرید درخت کریسمس بودند.خانم هایی که حجاب کامل داشتند و در حال خرید برای کریسمس بودند.خوشحال شدم که مرزهای محدود کننده در فکر ما در حال محو شدن است.چه ایرادی داره که غیر مسیحی ها هم در این جشن که یک جشن شاد و قشنگی هست٬ شرکت کنند؟ در هر صورت این مطلب در ذهنم موند تا این لحظه که اینجا در حال نوشتنش هستم.

حال و هوای کریسمس در این شهر خیلی جالبه.در همه مراکز خرید درخت های بزرگ با تزیئنی بسیار زیبا و فوق العاده را مشاهده میکنید.از همه فروشگاه ها صدای آهنگ های مخصوص این عید را میشنوی و اکثر فروشنده ها هم کلاه های بابانوئل رو بر سرشون گذاشتند.ضمن اینکه در این کشور اسلامی٬ اکثر موسسات خصوصی برای یک روز تعطیل هستند.

نتیجه اینکه مسیحی ها راحت جشن خود را در این کشور به اصطلاح اسلامی برگزار میکنند و کسی مزاحم برگزاری مراسم آنها نمیشود.ضمن اینکه افراد غیر مسیحی (مخصوصا مسلمونها) هم با آنها در این جشن شرکت میکنند.هیچ کشیشی هم دستگیر نمیشود!

+ نوشته شده در توسط مسافر کویر.
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
جمعه یکم دی 1385
بازی شب یلدا (با تاخیر)

یه احساس سبکی خاص البته با نگرانی ها و دلواپسی های مخصوص خودم رو دارم.اصلا باورم نمیشه که در یک ماه گذشته این همه اتفاق برای من افتاده است.همیشه فکر میکردم تغییر و کسب تجربه باید به تدریج و با گذشت زمان باشه ولی اشتباه میکردم! در این یک ماه شاید به اندازه دو سالی که از ایران خارج هستم تجربه کسب کردم و...خلاصه در خدمتم.به اولین وبلاگی که بعد از بازگشتم سر زدم وبلاگ آورا بود که دیدم داره با چند وبلاگنویس دیگه بازی میکنه.من هم گفتم در اولین پست به خاطر شب یلدا و کریسمس و ... با یه پست جالب شروع کنم!

* * * * *

۵ نکته در مورد من که عمرا میدونستید...

۱. معدل اول دبستان من بیست نشد! هنوز هم نمیدانم چرا؟ ولی یادمه مامانم خیلی ناراحت شد.بنده خدا نمیدانست چند نسل بعد از من ٬ بچه های مقطع ابتدایی بدون نمره درس خواهند خواهند!(الان شنیدم اول ابتدایی دیگه نمره نداره!).در عوض تا پنجم دبستان همه نمراتم بیست شد.

۲. از مشروب حالم بهم میخوره ولی گاهی آب جو میخورم.قضیه آب جو خوردن من هم از سنگ کلیه عزیزی که در کلیه ام بود شروع شد.دکتر گفت مسلمونی رو واسه چند روز بذار کنار و آب جو بخور.این جوری حالت خوب میشه. حال من هم خیلی بهتر شد منتهی چند روز آب جو خوری ما تا الان شده چند سال!

۳. تا حالا هیچ گرایشی به هیچ گروه و یا عقیده سیاسی نداشتم فقط در ۱۵ سالگی بت من مصدق و جبهه ملی بود که این بت چند ماه بعد توسط خودم شکسته شد . از آن موقع از نظر تفکرات سیاسی خیلی مستقل هستم!

۴. اگه یه روزی بخوام خودکشی کنم دوست دارم از بالا ساختمون خودم رو بندازم پایئن.از ارتفاع میترسیدم ولی الان باهاش مشکلی ندارم.دوست دارم یه روزی سقوط آزاد رو امتحان کنم!

۵. آخرین باری که گریه کردم رو یادم نمیاد!

* * * * *

بازی رو ادامه نمیدم چون یلدا تموم شده(این بازی مخصوص شب یلدا بود) ولی اگه دوست داشتید حتما در وبلاگتون ۵ نکته ای که مخاطبانتون در موردتون نمیدونن بنویسید.

* * * * *

 

+ نوشته شده در توسط مسافر کویر.
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin