تبليغاتX
مسافري در كوير
مسافری در کویر
در تاریخ جهان٬ هر لحظه عظیم و تعیین کننده ٬ پیروزی نوعی عشق است
جمعه بیست و ششم آبان 1385
حکایت دانشجو...
ويدئوی درگيری پليس با مصطفی طباطبائی نژاد

پلیس به اصطلاح دولت آزاد آمریکا به یک دانشجوی ایرانی که مطمئنا قبل از ایرانی بودن یک انسان است حمله کرد.این دانشجو به دلیل همراه نداشتن کارت شناسایی و یا نشان دادن کارت خود به ماموران پلیس مورد حمله پلیس دانشگاه UCLA آمریکا قرار گرفت.ماموران پلیس برای از بیرون بردن او از محیط کتابخانه دانشگاه بارها از شوک الکترونیکی استفاده کردند و بعد از دادن شوک از او میخواستند که از جای خود بلند شود.امری که زیاد آسان و ساده نیست چون بعد از دادن شوک تا چند دقیقه امکان ایستادن وجود ندارد.

من حرکت تند مصطفی را با ماموران پلیس تایید نمیکنم ولی مامور پلیس به هیچ عنوان حق نداشته که در کشوری مثل آمریکا که مدعی آزادی کشورهای دیگر دنیا هم هست ٬ از شوک الکترونیکی استفاده کند.شوکی که شاید مدت زیادی طول بکشد تا از بدن خارج شود.

در ادامه ایمیل های مهمی مانند ایمیل ریئس دانشگاه و ریئس پلیس و...را برایتان مینویسم که امیدوارم متن زیر را در آن بنویسید و برای آنها ارسال کنید.

We want justice for Mostafa

mayor@lacity.org

garcetti@council.lacity.org

chancellor@conet.ucla.edu

evc@conet.ucla.org

kross@ucpd.ucla.edu

brattonw@lapd.lacity.org

ترا خدا بی تفاوت نگذرید.فیلم را نگاه کنید و مصطفی را نه به عنوان فقط یک ایرانی بلکه به عنوان یک انسان جای پسر و یا برادر خود بگذارید که به آن صورت جلوی همکلاسی های خود مورد حمله قرار گرفت.

این هم یک شماره خوب که میتوانید با این شماره تماس بگیرید و شکایت کنید البته اگر به زبان انگلیسی تسلط دارید در غیر این صورت همین عبارت We want justice for Mostafa را تکرار کنید.

۲۵۸۵-۸۲۵-۳۱۰-۰۰۱

+ نوشته شده در توسط مسافر کویر.
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
پنجشنبه هجدهم آبان 1385
مخلوط

* به خدا خیلی گرفتارم...

* یادمه وقتی اول راهنمایی بودم در ماه رمضون کسی حق نداشت در مدرسه ما چیزی بخورد.مدرسه ای که من میرفتم غیرانتفاعی بود و خیلی هم اسم و رسم دار بود! از آن مدارسی که بین زنگ سوم و چهارم نماز جماعت برگزار میشد و همه هم باید در آن شرکت میکردند.هنگام زنگ تفریح یکی از بچه ها که حسابی ضعف کرده بود شروع کرد به خوردن سیب کوچکی که در جیبش بود.یکی از همون بچه های خودشیرین رفت و این مساله رو به ناظم مدرسه گزارش داد.متاسفانه ناظم مدرسه خیلی برخورد بدی داشت و سیلی محکمی به گوش آن بچه زد.بگذریم که بعدا خانواده آن بجه حسابی برای مدرسه دردسر درست کردند و حتی کار به شکایت داشت میکشید.همون موقع هم برای من سوال بود چه لزومی داره که بچه های ده ساله ای که به سن بلوغ نرسیده اند باید روزه بگیرند و به صف نماز جماعت بایستند؟نمازی که در همان سن برای بچه ها مسخره شد و مطمئن هستم از ۳۰۰ نفر دانش آموز آن مدرسه٫الان شاید ۳ نفر نماز میخوانند.حالا حرفهای معاون آموزش پرورش رو هم تحویل بگیرید:

معاون وزير آموزش و پرورش كشور گفت: براي ترويج فرهنگ نماز در مدارس بايد از شيوه‌هاي مختلف و جديد استفاده كرد.به گزارش خبرگزاري فارس از رشت، باقر پيشنمازي در همايش مشترك يكروزه دبيران ستادهاي اقامه نماز كشور و كارشناسان اقامه نماز آموزش و پرورش استان‌ها در محل اداره كل آموزش و پرورش گيلان در رشت با بيان اين كه بايد با مرور برنامه‌ريزي‌هاي گذشته براي جبران ناكامي‌ها، در شيوه اجرايي خود تجديد نظر كنيم افزود: تبليغات بصري از بهترين نوع تبليغ بوده و تاثيرگذار است.

* سپیده یک سبد از شما هدیه میخواهد.چه برای او دارید؟

* هوای دوبی خیلی مه گرفته بود و خیلی هوای قشنگی شده بود.تا آخر اون روز هر ایرانی که دیدم قبل از سلام میگفت:هوا رو امروز دیدی؟درست مثل شمال شده بود.منم در محوطه دانشگاه به محیط بیرون و هوا نگاه میکردم و قهوه ای هم میخوردم.جدی خیلی دلم تنگ شد.البته در دل تنگی من غم و غربت احساس نمیشد.من فقط یه حس مثبت رو در خودم احساس میکردم و آینده ای رو میدیدم که ممکنه وحشتناک باشه ولی باز برای من آیندس و باز هم کلمه ای مثبت.یادمه وقتی ایران بودم از هوای ابری و بارونی مه گرفته متنفر بودم ولی من عاشق هوای ابری  اینجا هستم و به قول دوستان خیلی هوای نازی میشه!

 

+ نوشته شده در توسط مسافر کویر.
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
چهارشنبه دهم آبان 1385
خلیج فارس یا خلیج بین الملل؟

امیدوارم که برای مسئولین دولت ایران مشخص شده باشد که نه مردم کشورهای عربی و نه دولت های کشورهای عربی پشتیبان و متحد جمهوری اسلامی نیستند.مردم کشورهای حاشیه خلیج فارس سنی هستند و مطمئنا حتی  تنفر از آمریکا باعث نمیشود که از جمهوری اسلامی که به اصطلاح یک حکومت ضد آمریکایی هست حمایت کنند.دولت های کشورهای عربی هم از قدرت ایران به شدت هراس دارند و هر روز در تلاش برای ضعیف کردن ایران هستند.مطمئنا خیلی از این کشورهای عربی آرزو دارند که روزی ایران را چند بخشی و تکه تکه ببینند.

مانور اخیر شش کشور بزرگ دنیا به علاوه کشورهای بحرین و امارات و کویت بیشتر به بهانه حفظ امنیت برای پالایشگاه های نفت عربستان انجام شده است ولی همه به خوبی میدانند که پشت پرده این مانور ٬حمایت آمریکا از کشورهای عربی مبنی بر حمله احتمالی ایران به آن کشورها می باشد.

در هر صورت واقعیتی است که باید توسط دولت ایران پذیرفته شود که ایران در صحنه جهانی منزوی شده است و هیچ متحدی ندارد.حتی متحد عربی ایران یعنی سوریه چندی پیش اعلام کرد که در مساله هسته ای نظری مشابه کشورهای عربی دیگر دارد.اکثر کشورهای عربی مخصوصا کشورهای حاشیه خلیج فارس مخالف فعالیت های هسته ای ایران هستند و سوریه هم دنباله روی آنهاست.از طرفی دیگر چین و روسیه هم روز به روز به آمریکا نزدیک تر میشوند و قضیه آزمایش بمب اتم توسط کره شمالی هم باعث شد که چین بیشتر به نظریات آمریکایی ها نزدیک شود.

آیا حمایت های ضمنی ونزوئلا میتواند حامی خوبی برای جمهوری اسلامی باشد؟ آیا در طول ۲۸ سال گذشته دولت ایران تا این اندازه منزوی بوده است؟ حتی در زمان گروگان گیری کارمندان سفیر آمریکا هم جمهوری اسلامی تا این اندازه تنها نبود.شاید در آن زمان در بیابان های کشورهای عربی برای عمل زشت آن روز دولت ایران٬قهوه تلخ عربی را به سلامتی ایران نوش جان میکردند ولی الان...

+ نوشته شده در توسط مسافر کویر.
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
چهارشنبه سوم آبان 1385
روشنفکر

اتفاقاتی که در انقلاب ایران افتاد در نوع خودش اتفاقات جالب و البته وحشتناکی بود! من به شخصه وقتی تاریخ را میخوانم نمیتوانم از آن مردمی که تحت تاثیر احساسات خود قرار گرفته بودند دلگیر و ناراحت شوم.در ضمن طرز برخورد روحانیون هم قابل پیش بینی بود.کسانی که بعد از انقلاب مشروطه دستشان از قدرت دور افتاده بود و نزدیک به نیم قرن طول کشیده بود تا فرصتی بیابند تا دوباره با قدرت هم آغوشی داشته باشند.مثل فرد گرسنه ای که بعد از چند روز غذای مفصلی را پیدا کند و بعد از یافتن آن با ولع شروع به خوردن غذا کند.البته به قدرت رسیدن این افراد و البته مریدان آنها(که این دسته بیشتر موجب خرابکاری و ناراحتی مردم شده اند) از نظر تاریخی برای کشورمان مفید بود.این افراد بخشی از جامعه ایران بودند که چه توسط دولت آن زمان و چه توسط مردم نا شناخته مانده بودند.چه کسی با عقیده سنتی آنها آشنا بود؟ آیا کسی فکر میکرد روزی(یعنی امروز) آیت الله مکارم شیرازی در عصر تکنولوژی در مورد زنان به اینگونه گستاخانه صحبت کند؟ مکاری شیرازی: " در بعضى از زنان - طبق نظريّه روان شناسان - همواره يك حالت «مازوخيسم» (آزار خواهى) وجود دارد كه گاهى به عللى تشديد مى گردد و به صورت يك بحران روانى بروز مى كند; در اين گونه موارد بحرانى، تنبيه ملايم در تسكين روحى آنها مؤثّر است." حالا امروز مردم ایران این بخش از جامعه را به خوبی می شناسند.بخشی که سالها برای عام ناشناخته مانده بود.

اما ناراحتی تاریخ انقلاب از آنجایی شروع میشود که نقش روشنفکران را در آن می بینیم.وظیفه روشنفکر آگاه کردن و هوشیار کردن مردم است.ولی روشنفکران ما نه تنها مردم را آگاه نکردند بلکه آنان را به دره عمیقی هل دادند و خودشان هم به این دره سر خوردند.چندین سال قبل از انقلاب وظیفه روشنفکران ما این بود که اثبات کنند سینمای فردین سینمای " آبگوشتی" بود.(من برای همین سینما هم احترام زیادی قائل هستم چون باعث شد سینمای هند برای همیشه ایران را ترک کند!).چندین سال روشنفکران ما فقط به مسائل پوچ و واهی پرداختند و وقتی اوضاع کشور نا به سامان شد از مکتب ها و عقاید پوچ حمایت کردند و آرمان های یک ملت را به قبرستان بردند.به نظر من مقصر اصلی وضعیت امروز ما و کشور ما ٬ روشنفکران ایرانی هستند.

امروز هم روشنفکران ما سکوت کرده اند و یا در حال بحث های بیهوده مثل بحث"۲۸ مرداد٬کودتا یا انقلاب ملی؟" و بحث های قدیمی و تاریخ مصرف گذشته هستند.هنوز هم نمیدانم کی روشنفکران ما میخواهند همانند روشنفکران انقلاب مشروطیت عمل کنند؟ آیا اصلا آن دوران دوباره در تاریخ ایران تکرار خواهد شد؟

+ نوشته شده در توسط مسافر کویر.
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin