تبليغاتX
مسافري در كوير
مسافری در کویر
در تاریخ جهان٬ هر لحظه عظیم و تعیین کننده ٬ پیروزی نوعی عشق است
جمعه سی و یکم شهریور 1385
گوناگون(2)

ـ داشتم تو یکی از سوپر مارکت های بزرگ اینجا گشت میزدم دیدم یه گوشه ای یک قفسه کتاب برای فروش گذاشتند.شروع کردم به نگاه کردن به کتاب ها.کتابی توجهم را جلب کرد.عکس روی جلدش عکس یک خانم با حجاب بود که فقط چشمش معلوم بود.اسم کتاب رو که نگاه کردم دیدم بعله! این همون کتاب بدون دخترم هرگز است.کمی اخمام رفت تو هم.فیلم این اثر را دیده ام و به اندازه کافی خاطره بد ازش داشتم.کتاب رو تقریبا پرت کردم طوری که توجه مامور سوپر مارکت رو جلب کردم و چند تا فحش ناموسی هم به فارسی دادم! که امیدوارم هیچ ایرانی تا یک کیلومتری من اونور نبوده باشه.پشت جلد هم نوشته بود : کتابی که میلیون ها فروخته است...

ـ وقتی من ۱۴ سال بیشتر نداشتم و به یک سی دی سبک فلامینگو گوش میدادم تقریبا توجه و تعجب اطرافیان را جلب میکردم.همه میپرسیدند تو چرا همیشه به این سبک گوش میدی؟ هم سن و سال های من هم درگیر موزیک ایرانی بودند و یا موزیک رپ امینم و یا تکنو و...

هنرمندی که یک موزیک بی کلام رو خلق میکنه خیلی باید بیشتر باید روش زحمت بکشه.موزیک باکلام به خاطر وجود شعر به شما دستور میده که شما باید به دوست داشتن فکر کنی و یا به تنفر و یا به وطن و...یعنی خط فکری شما را تسخیر میکنه.ولی موزیک بی کلام این آزادی رو به شما میده که  با شنیدن موزیک خط فکری خود رو تعیین کنید.مثلا خود رو در کنار دریا در آغوش معشوق خود ببینید! یا خودتون رو در کوه پر از برف تصور کنید.به خاطر همین فکر میکنم آهنگسازانی که موزیک بی کلام خلق میکنند بیشتر کار میکنند و کارشون ارزش بیشتری داره چون روی یک ترانه که خودش وزن داره آهنگ نساخته اند.

برگردیم به همون سی دی فلامینگو.تعجب اطرافیان من وقتی بیشتر میشد که من با اطمینان میگفتم این اثر متعلق به یک ایرانی به اسم آرمیک است و این همان آرمیکی است که با داریوش گیتار میزند.همه این ادعای من رو رد میکردند و آن آرمیک رو متفاوت از این آرمیک میدانستند.کم کم زمان به خاطر گسترش اینترنت و ماهواره روشن کرد که ادعای من درست بوده است و مصاحبه آرمیک در ماه گذشته با تلویزیون طپش همه چیز را تمام کرد.

این روزها هم آرمیک گوش میدم و با موزیک او از قدرت تصورم کمک میگیرم.البته نترسید! قدرت تصور من بالای ۲۱ سال کار نمیکنه!

لطفا این آهنگ رو گوش کنید و از تصور خودتون برایم بگویید.(پایین صفحه سمت راست روی play کلیک کنید و چند دقیقه صبر کنید)

+ نوشته شده در توسط مسافر کویر.
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
پنجشنبه سی ام شهریور 1385
گوناگون
ـ یه چند روزی به اینترنت سر نزدم وقتی اومدم دیدم ماشاالله همه دارن به خودشون افتخار میکنند! چه افتخارات جالبی هم بعضی ها داشتند.در هر صورت بخشی از وبلاگستان یه چند روزی افتخار نویس شده بود.من خیلی دوست داشتم در این مورد بنویسم ولی حوصلش نیست ولی واقعا افتخار من تو زندگیم تا این لحظه اینه که دل هیچ کسی را نشکستم و واقعا به این مساله افتخار میکنم و افتخارات دیگر که سر فرصت میگم.بگذریم.

ـ اینجا میتونید برای انوشه انصاری پیغام بذارید.پیام شما را از فضا خواهد خواند.این روزا واقعا از طرف بعضی از دوستان غیر ایرانی در مورد ایشون سوال پیچ شده ام.مخصوصا خانم های غیر ایرانی.

ـ فقط ۱۴ نفر در میان این همه وبلاگنویس ایرانی در کشورهای عربی زندگی میکنند؟ من که باورم نمیشه.امیدوارم تعداد بیشتری وبلاگنویس در این کشورها پیدا کنم.در هر صورت این لیست در سمت راست صفحه قرار گرفت و امیدوارم به روز شود.

ـ آره واقعا از رسیدن به یکی از آرزوهام پشیمون شدم.دوباره مینویسم مواظب آرزوهات باش چون ممکنه روزی برآورده بشه!

ـ وقتی اگه مطلبی بنویسم تکرای میشه و مطلب تازه ای هم در سر ندارم مینویسم دوستون دارم و مواظب خودتون باشید.

+ نوشته شده در توسط مسافر کویر.
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
شنبه بیست و پنجم شهریور 1385
يك درخواست
نميدونم چرا اين ايده يه دفعه اومدم به سرم.ولي خب يه دفعه اومد ديگه!

راستش ميخوام با بلاگرهاي ايراني كه در كشورهاي عربي مقيم هستند بيشتر آشنا بشم.به خاطر همين دارم يك ستون جديد به نام بلاگرهاي مقيم كشورها عربي درست ميكنم.خودم يه چند نفري را ميشناختم و در اين ستون وارد كردم ولي متاسفانه من با خودم فقط 7 نفر را ميشناسم!

به خاطر همين از همه دوستان عزيزم كه اين مطلب رو ميخونند خواهش ميكنم اگر دوستي وبلاگنويس را كه در يك كشور عربي زندگي ميكند را ميشناسند به من معرفي كنند تا من لينك آنها را در اين ستون قرار بدم.بذار ببينيم چند نفر بلاگر ايراني در كشورهاي عربي داريم؟

 ايرانيان مقيم كشورهاي عربي

 

+ نوشته شده در توسط مسافر کویر.
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
جمعه بیست و چهارم شهریور 1385
حرف های ویترینی
مصاحبه تایم با خاتمی را خواندم.مصاحبه ای که با وجود حرف های نسبتا جالب انعکاس چندانی نداشت.خاتمی در این مصاحبه حرف هایی را زده است که انصافا فقط خود او میتواند به این گونه صحبت کند.به بخش هایی که توجه من را جلب کرد توجه کنید:

ـ من هرگز آمریکا را شیطان بزرگ نمیدانم.حتی آیت الله خمینی هم وقتی از این لفظ استفاده کرد منظورش دولت آمریکا بود.متاسفم که ما را محور شرارت مینامند.

ـ هولوکاست یکی از جنایت های نازی ها است و معتقدم احمدی نژاد وجود آن را انکار نکرده است! بلکه از سواستفاده هایی که از این واقعه شده است انتقاد کرده است

ـ از اتفاق گروگانگیری در ایران در سال ۵۸ متاسفم.آن عمل ادامه یک شور وسیع انقلابی بود.

ـ عراق باید متحد باشد و تنها راه حل آن وجود یک دولت دموکراتیک (نه اسلامی!) می باشد.(اسم دولت دموکراتیک ۲ بار توسط خاتمی تکرار شد)

ـ اشغال عراق بايد هر چه سريع‌تر خاتمه يابد؛ اما به باور من نمی‌توان اين دولت دموكراتيك نوپا را در دستان تروريست‌ها، شورشيان و جويندگان خشونت رها كنيم.

ـ ادعا نمی‌كنم كه هرگز در ايران نقض حقوق بشر وجود نداشته است، اما همچنين معتقدم كه حقوق بشر در همه جا و به نام‌های مختلف صورت می‌گيرد.

ـ كسانی كه رسما از پول خود برای براندازی حكومت ايران استفاده می‌كنند، كاملا طبيعی است كه در نتيجه‌ی ايجاد يك محيط امنيتی، محدوديت‌ها در مورد آزادی و فضای باز بيشتر خواهد شد.

* * * * *

متاسفم که تمام صحبت های زیبای آقای خاتمی در ماه آینده توسط احمدی نژاد دوباره فراموش خواهد شد.هرچند این دفعه هیچ کس صحبت های آقای خاتمی را جدی نگرفت.خبر این است که احمدی نژاد دوباره قصد سفر به آمریکا را دارد و مطمئنا حرف هایی را خواهد زد که صد و هشتاد درجه با حرف های خاتمی تفاوت خواهد داشت.باید ببینیم این دفعه هاله های نور چه نقشی را در نیویورک بازی خواهند کرد!؟

+ نوشته شده در توسط مسافر کویر.
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385
روزنامه شرق

شرق هم توقیف شد.چون انتخابات خبرگان نزدیکه و بعضی ها نمیتونند کوچکترین موج مخالفی را تحمل کنند.اصلا دیگه روزنامه ای در ایران مونده؟

دلایل توقیف شرق:

درج گزارشي حاوي رواج روابط جنسي پيش از ازدواج
- استهزا انقلاب اسلامي ايران
- بيان مطلبي در مورد فرزندان نامشروع مغاير با احكام دين
-تذكر در مورد مقاله اي حاوي تصويري ناصحيح از جمهوري اسلامي ايران و تعرض به حضرت امام (ره)
-مصاحبه با سفير يك كشور خارجي و اظهار نظظرهاي مداخله گرايانه وي همراه با تصويري مثبت از وي
- مصاحبه آريل شارون نخست وزير اسرائيل (رژيم صهيونيستي) با اين تيتر: "اسرائيل يتيم نيست"
- تحليل غير واقعي از نسبت ميان حكومت و حوزه هاي علميه
-داستاني حاوي تصويري نامناسب از دفن شهدا
-آخرين اخطار در مورد عدم درج مطالب تحريك آميز و مطالب منجر به تضعيف همبستگي ملي
- امتياز دهي به مصرف الكل در يك پرسشنامه
- تمسخر احكام ديني
-معرفي بنگاه سخن پراكني BBC به عنوان منبع قابل اعتماد و مصاحبه با يكي از كاركنان آن
- تبليغ يكي از فيلم هاي ممنوع كه به سياه نمايي درباره جمهوري اسلامي پرداخته است
-ترويج انديشه هاي ماركسيستي
-چاپ تصوير مغاير با شئونات اخلاقي
- تحريف تاريخ و اتهام حمايت از شاه به يكي از مراجع مسلم تقليد
- مقاله اي حاوي تحليلي ناروا و توهين آميز نسبت به امام خميني
-یادداشتي تحريك آميز در مسايل قوميتي
-توهين به ستارخان كه موجب ناراحتي شديد مردم غيور مناطق مختلفي از ايران گرديد و منجر به تذكر شديد و اخطار نهايي به روزنامه شد
- تمسخر مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي درباره ممنوعيت پخش فيلم هاي مروج سكولاريسم
-درج كاريكاتور موهن

ـ ـ ـ ـ ـ

اینم کاریکاتوری که خیلی سر و صدا کرد.شما با دیدن این کاریکاتور و اون خره یاد کی می افتید؟

+ نوشته شده در توسط مسافر کویر.
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
شنبه هجدهم شهریور 1385
آهنگ نسل من

یار دبستانی من ...با منو همراه منی...چوب الف برسر ما...بغض منو آه منی...

دهه هفتاد دهه شکوفایی موسیقی ایران بود.دهه ای که به راستی نمیتوان آن را فراموش کرد.دهه ای که کامل پایان نیافت و در سال نهم آن(۱۹۷۹) انقلابی ایران را تکان داد.من مطمئنا این دهه را ندیده ام ولی آن را میتوانم به خوبی حس کنم و تصور کردن آن برای من که قوه تخیلم کمی قوی هست کار سختی نیست.اگر از هر نظر ایران آن زمان در حال سقوط بود(که بنده این نظر رو قبول ندارم) ولی از نظر موسیقی ایران در اوج پیشرفت و شکوفایی بود و هنرمندان ایرانی یک سر و گردن از همسایگان خود بالاتر بودند.

با وجود جو بسته آن زمان از نظر سیاسی آهنگ هایی خلق شدند که سالهای سال با مردم ایران همراه بوده اند و جای بسی تاسف است که همان ترانه ها و آهنگ های سیاسی  امروز هم معنا میدهند و حتی شاید معنای آنها بیشتر احساس شود.آهنگ هایی مثل یار دبستانی... جمعه...وطن...گنجشک اشی مشی...و...

sol

آهنگ های سیاسی که من امروز میشنوم همه مربوط به سی سال گذشته می باشند و هیچ آهنگی هنوز نتوانسته معرف نسل من باشه.آهنگ یار دبستانی احساس انقلاب را به شنونده منتقل میکند.منی که انقلاب و نسل انقلاب را ندیدم متوجه شرایط آن زمان میشوم.چه آهنگی معرف نسل من در سی سال آینده برای فرزندانم خواهد بود؟ آیا این آهنگ های ساده ای که امروز میشنویم معرف نسل من به آینده خواهند بود؟اصلا نسل من آهنگی دارد که بخواهد شرایط امروز جامعه ما را برای آیندگان ترسیم کند؟شاید هم به قول دوستی سینمای امروز ایران فقط صدای نسل امروز و جامعه امروز ایران است و موسیقی به شدت عاجز از نمایش تصویر امروز ایران است.

در هر صورت نسل من نسل بی آهنگ و ترانه نیست ولی واقعیت این است که قدرت به تصویر کشیدن تصویر امروز ایران را مانند سینما ندارد و این غمناک است برای کشوری که سی سال پیش در اوج شکوفایی موسیقی بود و امروز آشفته بازار است.

ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ

البته از محدودیت ها نمیتوان گذشت ولی من فکر میکنم در آن زمان هم تا حدی محدودیت وجود داشته است و گفتن کلمه محدودیت بهانه ای بیش نیست.من حتی در موزیک های زیر زمینی هم که به صورت غیرمجاز تولید میشوند آهنگ نسل خودم را نمیشنوم.این جور موسیقی ها انگار میخواهند نسل خود را رد کنند و کمی جلوتر از زمان خود حرکت کنند که قابل تقدیر است ولی کمی شتاب این حرکت باید برای ما جوونای ایرانی کمتر شود.

+ نوشته شده در توسط مسافر کویر.
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سه شنبه چهاردهم شهریور 1385
زنگ خطر

مسعود بارزانی رهبر منطقه کردستان در شمال عراق افراشتن پرچم عراق در این منطقه را ممنوع کرده است و فقط اجازه افراشتن پرچم کردستان را در اماکن عمومی داده است.

کلا از دوسال قبل منطقه کردستان به یک منطقه ای جدا از عراق تبدیل شده است.منطقه ای آرام و بدون جنگ که مردم را  از سرتاسر عراق جذب کرده است.از چند سال قبل تا حالا دو فرودگاه بین المللی در منطقه کردستان عراق تاسیس شده است و شرکت های بین المللی هم در آن منطقه بدون هیچ مشکلی فعالیت میکنند.

بارزانی در حال حاضر تنفر خود را نسبت به پرچم عراق نشان داده است و در اظهار نظراتی این پرچم را به عنوان نمادی عنوان کرده که فقط تداعی خاطرات بد را برای کردها میکند و دستور به افراشتن پرچم کردستان را در آن منطقه کرده است.

بی بی سی هم که همیشه زیرکانه خبر مینویسد نوشته است که بارزانی حتی دولت مرکزی عراق را تهدید به جدایی کرده است که واقعا در این شرایط بعید به نظر میرسد.از طرفی بعضی ها معتقد هستند که بارزانی خواهان پرچمی دیگر برای عراق است و او معتقد است این پرچم نماد جنایت های صدام است ولی گروهی دیگر معتقد هستند که او افکار جدایی طلبانه را هر روز در خود تقویت میکند.

نگرانی وقتی افزایش پیدا میکند که زمزمه هایی را مبنی بر مهاجرت زیاد ایرانی ها و ترک ها از کشورهایشان به کردستان عراق را میشنویم.آنها جذب شرایط آرام و آزاد و بی دردسر کردستان عراق میشوند و به راحتی برای خود شغل پیدا میکنند و دستمزد و حقوق قابل توجهی هم دریافت میکنند.این زنگ خطری است برای دولت های ایران و تركيه که همچنان در خواب به سر میبرند.

+ نوشته شده در توسط مسافر کویر.
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
شنبه یازدهم شهریور 1385
جیمی کارتر

همه اخبار و شایعه ها و شواهد نشان میدهد که خاتمی قصد دیدار با جیمی کارتر ریئس جمهور سابق آمریکا را دارد.اگرچه هنوز عده ای این خبر را باور ندارند و آن را نشدنی میدانند ولی عده زیادی هم این خبر را باور کردند و منتظر دیدار خاتمی با کارتر هستند.دو شخصیتی که به ظاهر در قدرت نیستند ولی مطمئنا تاثیر فراوانی در محیط اطراف خود دارند.

از طرفی جیمی کارتر که به راستی همه طرفداران نظام سلطنتی از او به علت حمایت نکردن از شاه و دادن وعده های توخالی تنفر دارند و از طرفی دیگر خاتمی که مطمئنا بعد از بنی صدر کسی را بهتر از او بر صندلی ریاست جمهوری اسلامی ندیده ایم.

 

این دو چه خواهند گفت و در مورد چه چیزی بحث خواهند کرد؟ اصلا دیدار این دو نشانی از تماس جمهوری اسلامی با آمریکا نیست؟ دو فردی که هنوز در دولت های خود نفوذ دارند و حرفهایشان مورد توجه قرار میگیرد.مخصوصا خاتمی که این اواخر به ژاپن سفری داشته و قبل از آن هم مفصل در مورد انتخابات های آینده و انرژی هسته ای صحبت کرده است.من باور نمیکنم که خاتمی بخواهد در مورد گفتگوی تمدن ها صحبت کند و جیمی کارتر هم از خاطرات خود به هنگام گروگانگیری در تهران و سقوط شاه بگوید.

در نهایت آقای خاتمی و رهبران جمهوری اسلامی باید مراقب باشند که فریب حرف ها و وعده های جیمی خان را نخورند که شاه همین اشتباه را کرد و دو ماه قبل از انقلاب فکر کرد که دیدارش با جیمی کارتر باعث پایداری حکومت او خواهد شد ولی فقط چند ماه بعد حکومت او با سکوت همان جیمی کارتر و حتی حمایت بخشی از دولت آمریکا سقوط کرد.پس دل به حرفهای کارتر نبندید که اصلا قابل اعتماد نیست.

 

+ نوشته شده در توسط مسافر کویر.
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
پنجشنبه نهم شهریور 1385
تلخ و تلخ تر

جهانبگلو با قرار وثیقه فعلا آزاد شده است.او بلافاصله بعد از آزادی مصاحبه ای را با ایسنا انجام داده است که فکر کنم بعد از خواندن این مصاحبه دیگر لزومی نداشته باشد که خود را برای دیدن فیلم اعترافات او آماده کنیم.در هر صورت او از همه چیز زندان از در و دیوار گرفته تا بازجویان و پزشکان و غذای زندان تعریف کرده که آدم یه دفعه مشکوک میشه که ایشان را بردند زندان اوین یا هتل اوین؟ در هر صورت امیدوارم محیط زندان اوین واقعا اینجوری باشه که آقا رامین گفته است.

ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ

این را در پیک ایران خواندم.اصلا به نظر شما لزومی داره ما از صدام حسین شکایت کنیم؟مرد به اون نازنینی...رفیق جون جونی یاسر خان...حامی سازمان مجاهدین برای حمله به ایران...کشته شدن و بیخانمان شدن و جانباز شدن بیش از یک میلیون ایرانی...این مرد به کشور ما بیشتر از اینها خدمت کرده.شکایت برای چی؟ بخونید...

دادگاه هنوز كيفرخواست ايران را عليه صدام دريافت نكرده است!

 سخنگوي دادگاه عالي جنايي عراق گفت هنوز ايران كيفر خواستي عليه صدام به دادگاه تسليم نكرده است. 
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از خبرگزاري آلمان، قاضي رائد جوحي گفت: اكنون غير از كويت، دادگاه از هيچ كشور ديگري شكوائيه قضايي عليه صدام دريافت نكرده است.
وي افزود: دادگاه جنايي مركزي عراق به 14پرونده بر ضد صدام حسين رسيدگي مي‌كند كه بارزترين آنها عبارتند از قضيه دجيل در سال 1982، انفال ( 1988_1986)، حلبچه در سال 1988، گورهاي جمعي در سال 1991، پاكسازي احزاب اسلامي در دهه هفتاد، پاكسازي احزاب ليبرال در سال 1978،نقض حقوق بشر، كشتار اهوار در سال 1992، هدر دادن اموال و ثروت‌هاي ملي، قتل شخصيهاي مستقل، آوارگي، پاكسازي عشيره بارزاني، آوارگي كردهاي فيلي (شيعه) و اعدام بازرگانان در سال 1992.

ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ

آقای مهدی محمدی فرد معاون پارلمانی نیروی انتظامی در مصاحبه با خبرنگاران پارلمانی فرموده اند :«همان‌طور كه ما به عنوان ضابط قضايي مكلفيم با يك معتاد خطرناك كنار خيابان يا با يك زن خياباني برخورد كنيم، مكلفيم ديش‌‌هاي ماهواره‌‌ها را نيز جمع‌‌آوري كنيم!!!.»

البته بنده به شخصه از زحمات بر و بچه های نیروی انتظامی تشکر میکنم ولی تا حالا نشنیده ام که با زنان خیابانی برخورد جدی بشود! برخورد جدی را فقط دختران مردم دیده اند که چند تار مویشان بیرون بوده است.زنان خیابانی بعد از چند وقت فعالیت آزادانه پول های خودشونو جمع میکنند و از راه شرق به پاکستان و از این طرف هم به دوبی تشریف می آوردند بدون اینکه هیچ مانعی را در سر راه خود ببینند و به صورت کاملا غیر قاچاقی!

در مورد معتاد ها هم تلاش مامورین خیلی زیاد از حد بوده است! شاید هم جوونای ما خیلی با استعداد هستند و سریع معتاد میشوند که آمار الان اصلا اعلام نمیشود!

وی ادامه داد : «اقدام نيروي‌‌انتظامي در جمع‌‌آوري ماهواره _در حد اقدام عليه جرم علني است، يعني با افراد يا مجموعه‌‌هايي كه ديش‌‌هايشان در معرض ديد است، برخورد مي‌‌شود.»

یعنی اگر در معرض دید نباشه مشکلی ندارید؟

وي گفت: «نحوهء برخورد نيروي انتظامي با اين موضوع به گونه‌‌اي نبوده است كه ما قبلا وارد حريم‌‌خانه شويم و بعد به تراس راه پيدا كنيم بلكه جمع‌‌آوري ديش‌‌ها از پشت بام و تراس‌‌هاي مستقل صورت گرفته است.»

بدون وارد شدن به حریم خانه چه جوری میتوانید وارد تراس یک خانه مثلا در طبق پنجم شوید؟ تازه پشت بام و تراس جزو حریم خانه حساب نمیشوند؟

ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ

ترا به خدا تخت جمشید را نابود کنید.

ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ

+ نوشته شده در توسط مسافر کویر.
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
دوشنبه ششم شهریور 1385
سراب افتخار

وقتی خبر را میخوانی شاید احساس افتخار بکنی.ایران نهمین کشوری است که توانسته است رآکتور آب سنگین داشته باشد ولی به محض اینکه به خبر بعدی خبرگذاری ها میروی این افتخار به هوا میرود و شاید حتی به نفرت و کینه هم تبدیل شود!

میخواهم بدانم آیا ۸ کشور دیگری که به این تکنولوژی رسیده اند هنوز در حل کردن مشکلات جزئی خود عاجز و ناتوان هستند؟ آیا برق در پایتخت این کشورها با چند ساعت قطعی مواجه می شود؟آیا مردم بعضی از استان ها و ایالت های این کشورها چند ساعت در روز برق ندارند و باید در گرمای نزدیک ۵۰ درجه بدون کولر سر کنند؟ آیا بازماندگان طوفان کاترینای آمریکا مثل بازماندگان زلزله بم هنوز بی خانمان هستند؟ و هزاران آیای دیگر که شاید بتوانم تمام این صفحه را با آن سوالات پر کنم.

مساله اینجاست که هنوز خیلی از مردم ما مخصوصا در استان های مرزی برای استفاده از آب شیرین و زلال مشکل دارند و اکثر آنها قدرت خرید آب معدنی را ندارند! شاید اینجا باشد که این فکر به ذهنمان خطور کند که ای کاش به جای سنگین کردن آب اول آب را تصفیه میکردیم!

خبری که این روزها من را آزرده میکند این است که مردم خوزستان و خیلی از استان های کشور با مشکل برق مواجه هستند.قطعی برق باعث میشود که نتوانند از کولر استفاده کنند.تصور این گرما بدون کولر واقعا برای من خیلی سخت است مخصوصا وقتی که متوجه شوی ۸۵ درصد ثروت طبیعی ایران در استان خوزستان متمرکز شده است و مردم آن تا این حد با مشکلات متفاوت رو به رو هستند.

این خبرها به تنهایی شاید باعث افتخار و غرور ملی شود ولی وقتی خبرهای دیگر در کنار آن قرار میگیرند متوجه میشوی که چه خبر بی ارزشی را خوانده ای.خیلی وقت است که افتخار ملی را در سراب میبینم.

 ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ

بسیار مرتبط با این مطلب:

دریافت ۲۰ میلیون تومان برای بازسازی (۵ ماه پس از زلزله)

 ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ

 

+ نوشته شده در توسط مسافر کویر.
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
شنبه چهارم شهریور 1385
عقبگرد

هر شخص و یا حزب سیاسی و کلا هر دولتی میتواند از نظراتی که در یک مقطع زمانی خاص نسبت به مساله ای داشته عقبگرد کند و سیاست خود را به روز کند که هم به نفع شخص و یا شاید یک گروه سیاسی دولت و یا کشوری باشد.این حق مسلم افراد در سیاست البته در شرایطی خاص می باشد!

هنوز تن خیلی از ما از سخنرانی احمدی نژاد در مورد اسرائیل با آن نظرات تندش به لرزه میاد.سخنرانی که باعث شد دوباره غرب و دنیای غرب بر علیه ایران و ایرانی نگاهی منفی داشته باشند.در همان سخنرانی بود که احمدی نژاد خواهان محو اسرائیل شد.چند ماه بعد خواهان انتقال اسرائیل به آمریکای شمالی شد! که من اینجا به شوخی نوشتم که کم کم احمدی نژاد شاید قبول کند که اسرائیل سرجاش باشه و این روند انعطاف پذیری ادامه خواهد داشت.

ahmadi-nezhad

دیروز در جریان افتتاح نیروگاه آب سنگین اراک دوباره ریئس جمهور اشاره ای به اسرائیل کرد و گفت ما هیچ تهدیدی برای هیچ کشوری در دنیا حتی رژیم صهیونیستی نیستیم و فکر میکنیم مسائل با رفراندوم در فلسطین اشغالی حل میشود.این صحبت ها کجا و آن صحبت هایی که سال پیش در مورد اسرائیل و هولوکاست و...شد کجا؟

از طرفی دیگر این روزها خاتمی هم سفرهای خود را به کشورهای مختلف دنیا آغاز کرده است و قصد سفر به آمریکا را هم دارد.باید ببینیم بازتاب سفرهای خاتمی در جهان غرب چه خواهد بود؟ آیا عقبگرد اساسی تندرویان که نماینده آنها در صحنه احمدی نژاد است با روضه خوانی های قشنگ خاتمی میتواند فرمولی شود که جمهوری اسلامی را در دقایق اضافه از تحریم نجات دهد؟

ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ

هلالی مداح اهل بیت ، شکر شکسته سمن ريخته رباب زده

ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ

+ نوشته شده در توسط مسافر کویر.
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
چهارشنبه یکم شهریور 1385
سیمای مصنوعی

كلا تلويزيون ايران يكي از نقاط ضعف جمهوري اسلامي محسوب ميشود .برخلاف حكومت شاهنشاهي ايران كه صدا و سيماي آن در زمان خودش قدرتمند ترين منطقه بود.فكر كنم در دور افتاده ترين كشور ها هم مردم بدون نياز به ماهواره ميتوانند بيشتر از بيست كانال تلويزيوني را دريافت كنند.اين در حالي است كه مردم يكي از ثروتمندترين كشورهاي دنيا فقط ۷ انتخاب براي برنامه تلويزيوني خود دارند.اين اولين ضعف دولت ايران مي باشد كه توان افزايش كانال هاي تلويزيوني را ندارد و از طرف ديگر اجازه فعاليت به تلويزيون هاي خصوصي را هم نميدهد.

جنگ قدرت به صدا و سيما رسيد

اما كاش فقط مشكل اين بود.مشكل از جايي شروع ميشود كه وارد محتواي برنامه هاي سيماي ايران ميشويم.بخش عمده اي از برنامه هاي سيما هنوز اختصاص دارد به مردم مظلوم كشورهاي مختلف از جمله فلسطين لبنان عراق افغانستان و... مردم ايران هم كه اصلا مظلوم نيستند! هنوز بخش عمده اي از برنامه هاي صدا و سيما به مذهب و مسائل مذهبي ربط پيدا ميكند كه متاسفانه توسط افرادي مطرح ميشود كه اصلا صلاحيت براي اجراي برنامه هاي مذهبي را ندارند.هنوز در برنامه هاي سيماي ايران تصاويري از جنگ ايران و عراق و پخش گزارش هايي از زندگي شهيدان و جانبازان اين جنگ را ميبينيم.جالب اين است كه فقط خاطرات را ميشنويم و خبري از انعكاس مشكلات زندگي خانواده هاي شهيدان و يا آن جانبازي كه پول تهيه داروي خود را ندارد نيست.

البته بعد از دوران اصلاحات خود به خود برنامه هاي صدا و سيما كمي رنگ و روي تغييرات را به خود ديد كه نميدانم اين را بايد به حساب اصلاحات گذاشت يا گذشت زمان ؟ ولي اين تغييرات كافي نبوده و نخواهد بود.بزرگترين مشكل سيماي ايران اين است كه آينه اي از جامعه امروزي ايران نيست درست همانطوري كه تلويزيون شاه هم آينه اي از جامعه آن روز ايران نبود.متاسفانه ريا و تظاهر را به راحتي در برنامه هاي تلويزيون ايران ميتوانيم ببينيم و اين كتابي صحبت كردن ها و استفاده از واژگاني كه مخصوص مكتب جمهوري اسلامي هم است توجه مردم را به سيماي جمهوري اسلامي كم كرده است.

نكته جالب ديگر اينجاست كه برنامه هاي تلويزيون جام جم جمهوري اسلامي كه مخصوص ايراني هاي خارج از كشور است كاملا با شبكه هاي داخلي ايران از زمين تا آسمان تفاوت دارند.ظاهر مجري ها اولين چيزي است كه توجه را جلب ميكند.معمولا آقايون مجري ريش هاي خود را تراشيده اند و خانم ها هم ميتوانند فقط ! در تلويزيون جام جم آرايش كنند! خط هاي تلفني بيشتري جواب داده ميشود و مسلما انتقاد ها هم بيشتر است و حتي به نظر من امور فني هم خيلي دقيق تر انجام ميشوند.خيلي از هنرپيشه ها و هنرمنداني كه مردم داخل نميتوانند آنها را در شبكه هاي داخلي ببينند هر چند وقت يكبار در تلويزيون جام جم آفتابي ميشوند.

معمولا جمهوري اسلامي در همه چيز سياست هايش را چندگانه جلو ميبرد و اين در مورد صدا و سيما هم صدق ميكند.در اين اوج جمع آوري ماهواره كه به راستي تنها اميد خيلي از مردم و جوانان است من به اين فكر ميكنم كه چرا اين دولت خود را تا اين حد به انفجار نزديك ميكند؟آيا اين به اصطلاح هفت كانال تلويزيوني (كه دو كانال آن آموزشي و يك كانال آن خبري است) مردم را راضي نگه ميدارند؟ اين وسط تكليف چند تلويزيون خصوصي كه بر روي ماهواره پخش ميشوند و در ايران فعاليت ميكنند چه ميشود؟ و چندين سوال و نكته ديگر كه يكي از اين نكات اين است كه ريسورهاي جديد كره اي به دوبي رسيده اند و مطمئنا مقصدي به جز ايران نخواهند داشت!

ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ

لطفا بنویسید که این فونتی که الان استفاده کردم بهتره یا فونتی که در نوشته های قبلی استفاده میکردم؟ممنون.

+ نوشته شده در توسط مسافر کویر.
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin