از ماه سپتامبر امسال تعطیلات پایان هفته در امارات از پنجشنبه و جمعه به جمعه و شنبه تغییر پیدا میکند.به گزارش گلف نیوز تمامی بخش های خصوصی و دولتی از آن زمان به بعد موظف به اجرای این قانون هستند.این تصمیم به وسیله هیات دولت و ریئس دولت امارات گرفته شده است.
طی تحقیقاتی که وزارت کار امارات انجام داد مشخص شد که این تغییر موجب توسعه بازار سهام بانک ها و افزایش عملکرد شرکت های خارجی بیمه و تجارت خارجی امارات خواهد شد.این اقدام همچنین موجب افزایش فعالیت های بخش خصوصی میشود.بخش بازرگانی دولت امارات از این تصمیم استقبال کرده است.ضمن اینکه مدارس و دانشگاه ها و تمام نهادهای دولتی و فدرال هم موظف به انجام این قانون هستند.
با این تصمیم فعالیت های شرکت های بین المللی که در امارت و مخصوصا دوبی شعبه دارند از ۳ روز مفید(دوشنبه سه شنبه و چهارشنبه) به چهار روز مفید (دوشنبه سه شنبه چهارشنبه و پنج شنبه) افزایش خواهد یافت.
* * * * *
متاسفانه به دلیل وجود نماز جمعه و مسائل پیرامون آن چه قبل و چه بعد از انقلاب با طرح جابه جایی تعطیلات آخر هفته به شنبه و یکشنبه مخالفت شده است و این برای شرکت های خارجی فعال در ایران و یا شرکت های ایرانی که با شرکت های خارجی در ارتباط هستند فقط موجب ضرر بوده است چون فقط ۳ روز مفید برای ارتباط با دنیا دارند.به صورت غیر مستقیم ضرر های بسیاری به این شرکت ها وارد شده است.
امیدوارم که حداقل این طرح که در امارت و چند کشور عربی در حال اجرا میباشد در ایران اجرا شود و جمعه و شنبه را به عنوان تعطیلات آخر هفته اعلام کنند تا کمی از ضررهای اقتصادی کاسته شود.(اگرچه تعداد شرکتهای خارجی فعال در کشور ۷۰ میلیونی ایران با تعداد شرکتهای خارجی در امارت ۴ میلیونی به نسبت یک به ده می باشد ولی باز همین هم غنیمت است!)
* * * * *
تعطیلات آخر هفته در کشورهای ایران عربستان سعودی کویت عمان بحرین و مصر در روزهای پنج شنبه و جمعه میباشد و تعطیلات آخر هفته در کشورهای سوریه قطر و اردن و به زودی در امارت در روزهای جمعه و شنبه میباشد.فکر کنم لبنان تنها کشوری است که تعطیلات آخر هفته آن در روزهای شنبه و یکشنبه میباشد.
در هر صورت هرجای دنیا که هستید و هر روزی که آخر هفته شما حساب میشه تعطیلات خوبی داشته باشید!
* در نوشتن مطلب بالا از روزنامه جام جم (چاپ امارات) و گلف نیوز کمک گرفته شده است.
جندالله از کی و چرا؟
نام گروه جندالله برای اولین بار در دی ماه سال گذشته و در جریان گروگان گرفته شدن ۹ مرزبان ایرانی شنیده شد.محافل خبری جمهوری اسلامی اول این گروگانگیری را به قاچاقچیان مواد مخدر نسبت دادند ولی چندی بعد مشخص شد که این گروگانگیری کار گروهی به اسم جندالله میباشد.
حدودا آخرین روزهای اسفند ماه سال گذشته بود که گروه جندالله دومین عملیات خود را انجام داد.در این عملیات اعضای این گروه موفق شدند که ۲۲ نفر از مسئولین استانی و محلی سیستان و بلوچستان را در یک ایست بازرسی ساختگی به قتل برسونند.این عمل حیرت محافل امنیتی نظامی جمهوری اسلامی را به ظاهر بر انگیخت.
گروه سنی جندالله کسانی را به قتل رساند که همگی از مسئولین بالای استانی بودند و حتی از جنایت خود فیلم هم گرفتند و این فیلم به چند شبکه تلویزیونی و وب سایت های خبری فرستاده شد.فیلمبرداری از جنایت "تاسوکی" علنا مقامات جمهوری اسلامی را به مبارزه میطلبید.
پس از شروع سال جاری مثلا روزنامه کیهان آمد که یک بازی انحرافی ارائه دهد و خبر از کشته شدن عبدالمالک ریگی ریئس و رهبر این گروه در یک عملیات دقیق خبر داد ولی به محض نوشته شدن این خبر دروغ در کیهان عبدالمالک با تلویزیون العربیه مصاحبه کرد و خبر کشته شدنش را تکذیب کرد.
گروه جند الله یک گروه سنی میباشد که اعضای آن اکثرا بلوچ و سنی مذهب هستند.خود عبدالمالک ریگی رهبر این گروه ۲۳ سال (به روایاتی دیگر ۲۷ سال ) سن دارد و خود را ایرانی میداند و اهداف جدایی طلبانه ندارد.او در مصاحبه ای گفت ما اول با کتاب نوشتن و روزنامه نوشتن شروع کردیم و از آن طریق میخواستیم حقوق از دست رفته مردم سنی سیستان و بلوچستان را بگیریم.در آن کتاب ها به هیچ کس توهین نکردیم و فقط خواستار گرفتن حقوق مردم شدیم.ولی آنها نویسنده های ما را بازداشت کردند و آنها را شکنجه کردند و خیلی را هم کشتند. ما هم در نهایت متوجه شدیم که راهی به جز برداشتن اسلحه نداریم.
وزارت اطلاعات و جندالله
در این میان گاهی وقت ها اعلامیه هایی از طرف این گروه منتشر میشد که لحن صحبت آن با اعلامیه های قبلی و یا بعد از آن فرق داشت.این اعلامیه ها در بعضی از وب سایت ها منتشر میشد و بعد از چند روز توسط خود گروه جندالله تکذیب میشد یا در قضیه جاده کرمان ـ بم اول توسط رادیو فردا اعلام شد که این عملیات تروریستی و وحشیانه کار این گروه بوده است و این گروه هم مسئولیت این خرابکاری را قبول کرده است و بعد از چند روز در سایت پیک ایران اعلامیه ای دیدیم مبنی بر اینکه این گروه و رهبر آن این عملیات را محکوم کرده است.در هر صورت بعضی از اعلامیه های تقلبی چند روز اخبار را تحت تاثیر قرار میدهد و بعد توسط گروه تایید یا تکذیب میشود! به راستی چه ارگان و یا نهاد یا وزارتخانه ای این اعلامیه ها را منتشر میکند؟
برخورد جمهوری اسلامی با این قضیه
در اول باید بگم قبل از اینکه واسه آمریکا و نیرو های آن کری بخونیم و یا مانور های نظامی آنچنانی بدهیم و خود را جزو قدرت های برتر دنیا بدانیم بهتر است نا امنی های داخلی را حل کنیم.متاسفانه دامنه ناامنی ها از مرزها به داخل کشور و نقاط مرکزی کشیده شده است ولی هنوز هیچ راهکاری از دولت ندیده ایم.وقتی دولت نتواند با این گروه (یا به قول خودشون گروهک تروریستی) برخورد کند چه جوری میتواند با آمریکا وارد جنگ بشود؟ و تازه ادعای پیروزی هم بکند؟
مساله دیگر بی ارزش بودن جان گروگان ها برای دولت و مقامات آن است که یکی از گروگان ها در یک گفت و گوی تلفنی گفت مقاماتی که با گروگان ها تماس میگیرند میگویند آنها را بکشید.ما به اندازه کافی شهید داریم!!!
در نهایت اینکه با ۲۲ هزار نفر نیروی بسیج و سپاه و... در استان سیستان و بلوچستان هنوز این گروه مغلوب نشده است و کار خود را ادامه میدهد!
جندالله هم یک گروه تروریستی است!
همین ۲ مطلب گذشته بود که در مورد تبعیضی که در مورد اهل تسنن میشود نوشتم.نوشتم که برای قاتل عمر بارگاه علم میکنند.با نویسنده های اهل سنت بدترین برخورد ها را انجام میدهند(البته با شیعه ها چه برخوردی دارند؟ که انتظار داریم با سنی ها برخوردشان خوب باشه؟).خلاصه اینکه همه باید قبول داشته باشیم که با اهل تسنن و کلا اقلیت ها برخورد خوبی نشده است.
ولی آیا با گروگان گرفتن ۹ مرزبان بی گناه ایرانی که دو سال را به صورت اجباری به آن مناطق آمده اند و کشتن آنها حقوق مردم سنی باز پس گرفته خواهد شد؟ آیا با کشتن افرادی که از مقامات بالای جمهوری اسلامی نیستند و در آن استان برای مبارزه با مواد مخدر حضور دازند مشکلات مردم بلوچ حل خواهد شد؟آیا با سر بریدن فرماندار و یا استاندار و شهردار و...مانند گوسفند ! آزادی برای مردم آن ناحیه به ارمغان خواهد آمد؟ آیا اصلا با کشتن ریئس جمهور ایران و بالاترین مقام های ایران میشه به نتیجه رسید؟

ترور در نظر من ترور است.ترور خوب و بد در نظر من جایگاهی ندارد.ترور بد است! ترور افراد مخالف جمهوری اسلامی همان قدر در نظر من زشت و پلید است که ترور موافقان و یا افراد وابسته به آن غیر معقول است.سر بریدن یا ذبح اسلامی انسان ها در این قرن جدید هیچ کمکی به پیشرفت دموکراسی و عدالت نمیکند.
نظر آخر
شاید هم همه سر کار هستیم! در کتاب های تاریخ ما از گروهی به اسم گروهک فرقان یاد شده بود که افرادی مانند آیت الله مطهری را به قتل رسانده بودند و یا گروه مجاهدین خلق که در مجلس بمب گذاشتند و چندین نفر را کشتند.ولی بعدا توسط افراد شجاعی مانند اکبر گنجی و یا افرادی که از بدنه جمهوری اسلامی خارج شدند مشخص شد که این ترور ها کار مافیای ثروت بوده است.حالا چه نفعی از این ترورها برده شد خود بحثی جدا دارد.
امروز حضور این گروه یا نامه نگاری عاشقانه احمدی نژاد یا برخورد نیروی انتظامی با دختران و زنان یا حتی مساله هسته ای ایران و... مسائلی نیستند که باعث شدند ما از مسائل اصلی به دور بمانیم؟ آیا امکان این وجود دارد که گروه جندالله هم در آینده مانند گروه فرقان وابسته به مافیای ثروت در آید؟
ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
گفتگوی رادیو صدای ایران با عبدالمالک ریگی ( قسمت اول)
گفتگوی رادیو صدای ایران با عبدالمالک ریگی ( قسمت دوم)
ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
تا انتهای امسال دو انتخابات را در جمهوری اسلامی در پیش داریم.یکی انتخابات مجلس خبرگان و دیگری انتخابات شورای شهر.به نظر من شرایط برگذاری این دو انتخابات با سالهای گذشته فرق میکند و کمی مهم تر از سالهای گذشته نشان میدهند.
انتخابات مجلس خبرگان
مجلس خبرگان مجلسی است شامل روحانیون که بر کار رهبر نظارت دارند و در قانون اساسی تنها قدرتی هستند که میتوانند رهبر را عزل کنند.
امسال دو نفر از سران جمهوری اسلامی چشم به صندلی ریاست مجلس خبرگان دارند.اولی کسی نیست جز اکبر رفسنجانی شکست خورده بزرگ انتخابات ریاست جمهوری و دومی مصباح یزدی که گروه شاگردان او در انتخابات ریاست جمهوری برنده شدند.ضمن اینکه زمزمه هایی به گوش میرسد مبنی بر اینکه اصلاح طلبان سعی در تشکیل یک ائتلاف بزرگ دارند تا با اتحاد بتوانند برنده این انتخابات بشوند و از این انتخابات بقای خود را اعلام کنند.
مصباح و رفسنجانی دوباره به هم رسیدند.این بار کدام یک؟
از همین الان میشه متوجه شد که رقابتی سخت تر از مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری در پیش است که بیشتر بین مصباح و رفسنجانی میباشد.مطلبی که کاملا مشخص است این است که رفسنجانی و اصلاح طلبان فقط برای انتقام می آیند! و مطمئنا خیلی دوست دارند تا شکست های پی در پی خود را جبران کنند.
با برنده شدن مصباح بعضی از افراد باید در جمهوری اسلامی احساس خطر کنند چون اگر به روند ۳ ساله اخیر در سیاست ایران نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که این شخص پله پله از پله های قدرت بالا آمده است و اگر بتواند بر صندلی ریاست مجلس خبرگان بنشیند آن وقت است که به نظر خیلی ها موقعیت رهبری به خطر خواهد افتاد.البته در مورد رفسنجانی هم همین شرایط وجود دارد ولی خیلی شرایط ملایم تر است . اصلاح طلبان هم که متاسفانه تا این لحظه کبریت بی خطر بوده اند مگر اینکه از درس های گذشته عبرت گرفته باشند .
چیزی که این انتخابات را برای من جالب میکند فقط رقابت بین مصباح و رفسنجانی است که زمزمه رقابت این دو از الان شنیده میشود مگر آنکه اتفاق خاصی روی بدهد.
انتخابات شورای شهر
توجه داشته باشید که اگر مردم انتخابات ۴ سال پیش شورای شهر را تحریم نمیکردند هیچ وقت شخصی به اسم احمدی نژاد نمیتوانست اول شهردار تهران و بعد شهردار ایران شود.به نظر من انتخابات شورای شهر یکی از معدود انتخابات های آزاد و بدون تقلب (یا کم تقلب) در جمهوری اسلامی می باشد.ضمن اینکه این انتخابات بیشتر یک انتخابات اجتماعی می باشد تا یک انتخابات سیاسی.مردم کسانی را انتخاب میکنند که برای وضعیت شهرشان تصمیم میگیرند.
انصافا افرادی که کاندید انتخابات شورای شهر میشوند هم افرادی هستند که میشود کمی به آنها امید داشت.مثلا در انتخابات ۴ سال پیش محسن سازگارا فردی به شدت اصلاح طلب و موافق رفراندوم سیاسی کاندید این انتخابات بود ( که البته هفته پیش در نامه ایشون به احمدی نژاد متوجه شدم ایشون در نزدیک این انتخابات به زندان افتاده بودند).ولی مقصود این است که کلا تا این حد افراد روشن فکر در این انتخابات کاندید میشوند و تا مرحله نهایی هم بالا می آیند.
در نهایت اینکه در انتخابات ۴ سال پیش شورای شهر فقط پانصد هزار نفر در تهران شرکت کردند! و همان انتخابات پایه ای شد برای به صندلی نشستن احمدی نژاد بر صندلی شهردای تهران. همیشه مخالفت خود را با تحریم این قبیل انتخابات اعلام کرده ام و امیدوارم که امسال مناسب ترین افراد از طرف مردم در شورای شهر انتخاب شوند تا کوتوله های سیاسی مانند احمدی نژاد نتوانند در عالم سیاست قد بکشند!
ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
خواهش میکنم این فیلم را دانلود کنید و نگاه کنید.۱۰ ثانیه بیشتر نیست.من آنقدر خندیدم که اشک هام سرازیر شد.ببینید چقدر ریا در جامعه ایران مخصوصا جوامع مذهبی به راحتی جا افتاده است.به اون روحانی (حیف اسم روحانی) که در آخر به دوربین نگاه میکند دقت کنید.
* از پیک نت هم میتوانید نگاه کنید.
عمر خلیفه دوم مسلمانان اهل سنت میباشد که توسط ابولولو به قتل رسید.حدود ۲۵ درصد مردم ایران سنی هستند و اهل تسنن هستند.این را عبدالمجید مراد زهی ریئس موسسه تحقیقات مربوط به اهل سنت در ایران میگوید.حالا اینکه آیا حقوق مردم سنی در ایران رعایت شده است یا نه خود بحثی طولانی را میطلبد ولی در اینجا به نمونه کوچکی اشاره میکنیم.

قاتل عمر و قبر او در ایران
در ایران قبر ابولولو کسی که به عمر از پشت خنجر زده است(بخوانید ابن ملجم اهل سنت) در جاده فین قرار دارد.این قبر در سالهای گذشته به صورت متروکه بوده است و انواع و اقسام شایعات پشت آن وجود داشته است.در همین چند ماه گذشته بر روی این قبر و خرابه اطراف آن بارگاهی بالا آمده است که افرادی برای زیارت ابو لولو به این مکان می آیند.
مطمئنا هیچ دولت عاقلی وقتی بداند ۲۵ درصد مردم کشورش سنی هستند و تمام منطقه خاورمیانه و کشورهای اطراف اکثریت مردمانشان اهل تسنن هستند این خرابه را به بارگاهی ملکوتی تبدیل نمیکند.در یک جمله درست کردن این بند و بساط یعنی توهین به مردم سنی ایران و جهان.مطمئنا در حال حاضر سران کشور های عربی در این مورد چیزی نمیدانند ولی به محض اینکه اطلاعاتی در این مورد به دست بیاورند به شدت از جمهوری اسلامی شکایت خواهند کرد.

در محوطه این بارگاه کتابچه هایی در مورد زندگی ابو لولو بین مردم پخش میشود و در محوطه این بارگاه نیز تمام مدت در ستایش از قاتل عمر نواری که قبلا و با صدای مخصوص ضبط شده برای کسانی که داخل این محوطه می شوند تا ببیند چه خبر است پخش می شود تا این بازدید را تبدیل به زیارت کنند.
آیا با انجام این کار های تفرقه افکن لزومی دارد که دولت های طرفدار تجزیه ایران خرجی را متحمل بشوند؟ چه کسانی در ایران طرفدار جشن عمر کشون و یا انجام این قبیل کارها هستند؟
ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
توجه
لطفا در نظرسنجی ما شرکت کنید.ابتدا این لینک را مطالعه کنید و به ما بگویید به کدام آرم برای پرچم ایران اعتقاد بیشتری دارید؟
جدا از شوخی دلیل نوشتن این نامه را در دقیقه ۹۰ با این لحن را نمیدانم.شاید با اولین نگاه بدبینانه احساس کنیم که این نامه هدفی به جز منحرف کردن افکار عمومی دنیا و منحرف کردن رسانه ها و دولت های بزرگ نسبت به مسائل هسته ای ایران ندارد.انصافا در این چند روز اخیر اگر نگاهی به وب سایت های خبرگذاری های خارجی میکردیم متوجه میشدیم که اخبار مهم راجع به ایران به حاشیه رفته است و این خبر ارسال نامه جزو مهمترین اخبار در چند روز گذشته تلقی شده است.ولی با واکنش های تندی که اعضای بالای کاخ سفید نسبت به این نامه نشان دادند متوجه شدیم که این نامه کوچکترین خللی در تمرکز دولت های جهان به وجود نیاورده است.
متاسفانه نامه هیچ چیز جدیدی را مطرح نمیکرد و مسائل مهم امروز ایران و رابطه با آمریکا خیلی با ملایمت و در چند کلمه مطرح شد.شاید مهمترین مسائل این نامه را بتوان مروری بر کودتای ۲۸ مرداد توجیح گروگان گیری سال ۵۹ در تهران آوردن چند آیه از قرآن و دوباره مساله کشته شدن یهودیان و مساله کشور اسرائیل دانست.البته در بعضی از نقاط نامه میشد رد پای چاپلوسی را هم مشاهده کرد که فکر کنم چاپلوسی کردن از شیطان بزرگ حرام نیست؟ ( در بعضی از قسمت های نامه بوش آدمی خدا شناس مخالف سلاح اتمی ضد ترور و مدافع انسانیت شد!)
فارغ از این مسائل لحن نامه طوری بود که اگر من ایرانی نبودم و شرایط کشور و دولت را نمیدانستم با خواندن این نامه فکر میکردم که این نامه از کشوری می آید که الحق مدینه فاضله است و کلماتی مانند عدالت در آن پرستش میشود و هیچ ظلمی در آن دیار وجود ندارد . اصلا این کشور میتواند الگویی برای جهانیان باشد.غافل از اینکه خیلی از این حرف هایی که احمدی نژاد با کلام شیوای خود به بوش نوشته است باید یکی به خود احمدی نژاد تکرار کند. عدالت ؟ برابری ؟ خدا پرستی ؟ حقوق بشر ؟ و ...
در نهایت اینکه باید منتظر باشیم و ببینیم واکنش افراد جمهوری اسلامی به بی اعتنایی آمریکا نسبت به این نامه چیست و چه خبر هایی در روزهای آینده تمرکز خبرگذاری ها را از مساله هسته ای ایران پرت میکند. و یا شاید هم به قول لاریجانی این نامه مقدمه خوبی برای گفتگو با آمریکا باشد.
بعد از این مطلب هم به خاطر امتحانات بعید میدانم بتونم تا یک هفته آینده در خدمتتون باشم پس یک هفته یا شاید بیشتر از دست من راحت خواهید بود.
ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
این مطلب فقط برای اطلاع شما میباشد و صرفا هیچ انگیزه دیگری برای گذاشتن این مطلب ندارم.

پس از شكست انگلستان از فرانسه در نبرد Agincourt به سال 1415ميلادي فرانسويان، انگشتان مياني همه اسراي انگليسي را قطع كردند. دليل اين عمل وحشيانه ناتوان ساختن نيروهاي انگليسي درعمل كمان كشي بود.به اين ترتيب و بدون داشتن انگشت مياني ، سربازان انگليسي نميتوانستند در جنگ هاي آينده به نبرد بپردازند.در آن زمان كمان هاي معروف انگليسي از درختYEW كه از درختان بومي آن سرزمين بود ساخته ميشد و عمل كمان كشي با كماني از جنس چوب آن راpluck yew مي گفتند.
اين طرح فرانسوي ها مدت زيادي كار آيي نداشت و در جنگ هاي بعدي دوباره انگليسي هايي كه انگشت مياني شان بر جا بود، توانستند از كمان خود استفاده كنند ولي در گير و دار رجز خواني هاي جنگ و براي آنكه توانايي خود را در عمل كمان كشي به رخ دشمن بكشند، انگشت مياني خود را بلند ميكردند و فرياد ميزدند
"PLUCK YEW!"
يعني كمان ميكشيم- به كوري چشم دشمن
به تدريج و با تبديل تلفظ پ به ف اين عبارت تبديل شد به همان عبارت معروف
f... you
و البته به همراه نمايش انگشت مياني جهت تاكيد .
ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
آدم تبریک نگه ولی اینجوری سوتی نده!
ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
ایران در جنگ جهانی دوم
آرشیو کامل عکس های ایران در جنگ جهانی دوم را در این سایت ببینید.
اول که وارد سایت میشوید اسم ایران را تایپ کنید و بعد آنلاین سرچ را انتخاب کنید تا با تعداد بی نهایت عکس از آن دوران مواجه شوید.
ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
اصلا معتقد نیستم که هر آدمی که کروات میزنه و کت و شلوار میپوشه حتما خیلی آدم روشنفکریه و همه چیز حالیشه! و اصلا معتقد نیستم آدمی که حتما ریش داره و لباس های ساده میپوشه حتما آدم مذهبی و خوبی هست.(مثل همین روندی که صدا و سیما در پیش گرفته و همیشه آدم ها در نقش های خوب ریش دارند و...)
عکس زیر فقط مقایسه ای است بین دو کابینه وزیران.یکی در سال ۱۹۷۵ و دیگری در سال ۲۰۰۵.شما کدام یک را ترجیح میدهید؟ اولی یا دومی یا هیچ کدام؟
کابینه وزرای ایران در سال ۱۹۷۵

کابینه ایران در سال ۲۰۰۵

ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
آیا دوست دارید یک زبان را بدون معلم و آموزشگاه و...یاد بگیرید.این سایت را امتحان کنید.در این مرجع سایت هایی که به صورت رایگان زبان را آنلاین آموزش میدهند معرفی شده است.
ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
با آرزوی موفقیت برای همه دانشجویان ایرانی مقیم خارج از کشور که این روزها درگیر امتحانات و پروژه های رنگارنگ هستند....فعلا!
شروع
همیشه به یاد داریم که ایران و آمریکا با هم درگیری لفظی داشتند.این درگیری های لفظی از گروگان گیری های کارمندان سفارت آمریکا در تهران شروع شد و تا امروز هم ادامه دارد.بعد از انتخابات سال ۷۶ ایران و برنده شدن به اصطلاح اصلاحات در ایران کمی درگیری حداقل از طرف ایران کم شد و ما فقط در نماز جمعه ها شاهد شعار های ضد آمریکایی و آن شعار مسخره مرگ بر آمریکا بودیم.
تا بالاخره واقعه یازده سپتامبر اتفاق افتاد و بعد از جنگ افغانستان بود که بوش ایران را یکی از محور های شرارت در دنیا معرفی کرد و دوباره روابطی که رو به بهبود بود به حالت اولیه بازگشت و دولتمردان ایرانی هم جنگ لفظی را آغاز کردند.
انتخابات سال ۸۴ شروع جدیدی برای جنگ لفظی از طرف ایران بود منتهی این دفعه فردی به اسم احمدی نژاد اسرائیل را هم مورد هدف قرار داد و با دست گذاشتن روی قضیه هولوکاست تقریبا پا را از خط قرمز جنگ لفظی فراتر گذاشت.
ولی در هفته های گذشته این جنگ لفظی به اوج خود رسیده است.در تازه ترین اظهار نظرات رهبر جمهوری اسلامی به آمریکا هشدار داده است که اگر تحریم و یا کوچکترین تعرضی نسبت به ایران صورت بگیرد تمام منافع آمریکا در جهان به خظر خواهد افتاد.در واکنشی ملایم تر ولی خطرناک تر علی لاریجانی هم دنیا را تهدید کرد که فعالیت های هسته ای را مخفی خواهند کرد!(نه که تا حالا مخفی نبوده).اظهار نظر دیگری که کمی دنیا را نگران کرد این بود که ایران خواهان ارسال این فناوری به همه کشور های اسلامی است.حالا سوال اینجاست که خود ایران که با کمک دانشمندهای پاکستانی و روسی و باج و رشوه و ...توانسته به این فناوری منتهی با معیار درجه سوم دست پیدا کنه چه جوری میخواد آن را به کشورهای مسلمان بفرستد؟
از طرفی وقتی تهدید های مقامات بالای جمهوری اسلامی را میشنویم یاد حرف های اول جنگ با عراق می افتیم که مشکل جنگ با عراق این بود که آیا از طریق کربلا به قدس برسیم یا بغداد؟ البته بعد از ۸ سال یک جامی پر از زهر را نوشیدیم که جای شکرش باقیست که خاکی از کشور را از دست ندادیم.
قدرت جمهوری اسلامی در جنگ در چیست؟
متاسفانه بر خلاف تصور خیلی ها که از دیدن موشک های درجه سوم روسیه در رزمایش های مختلف خوشحال شدند باید بگم که قدرت نظامی ایران در مقابل تکنولوژی آمریکا صفر به شمار می آید.متاسفانه آمریکا سلاح های جدیدی را در اختیار دارد که نا شناخته مانده و من فقط یک بار در روزنامه جام جم جمهوری اسلامی خواندم که از سلاح های جدید و پیشرفته آمریکا مطلب نوشته شده باشد که خیلی وحشتناک به نظر میرسید.باید قبول کنیم که از نظر تسلیحات نظامی جمهوری اسلامی از آمریکا ضعیف تر است.
امید جمهوری اسلامی متاسفانه فقط به افراد انتحاری هست که در اختیار دارد.جوانانی از کشور خودمان و چند تن از کشورهای عربی که با کشتن خود و دیگران واقعه ای مانند یازده سپتامبر را به وجود می آوردند.
در صورت حمله آمریکا به ایران جمهوری اسلامی سریعا افراد انتحاری خود را به کشورهای عربی و عراق و... که پايگاه آمریکا در آن قرار داد میفرستد.البته بهتره بگوییم که الان این افراد در این کشورها حضور دارند و با انجام عملیات انتحاری یا به قولی شهادت طلبانه سعی میکنند به پایگاه های آمریکا یا حداقل مردم بیگناه ضربه وارد کنند.
ایران همچنین سعی خواهد کرد که با موشک های خود پایگاه های آمریکا در خلیج فارس را مورد هدف قرار دهد که بعید است با ضد موشک های قوی آمریکایی حتی یکی از اون موشک ها به هدف بخورد.مطمئنا جمهوری اسلامی سعی خواهد کرد که اسرایئل را مورد هدف قرار دهد.
اگر حتی یک موشک به اسرائیل برخورد کند آن وقت جمهوری اسلامی بهترین بهانه را به افراد دست راستی اسرائیلی و آمریکایی ضد ایران و ایرانی برای حمله گسترده به ایران را خواهد داد و آن وقت است که متاسفانه کشورمون میهمان هواپیما های نظامی اسرایئل و آمریکا خواهد بود و آرزوی دیرینه افراد دست راستی برای ضربه زدن به ایران و شاید تجزیه ایران برآورده شود.
همچنین سعی خواهد شد که حملاتی مانند یازده سپتامبر و یا شدید تر از آن در آمریکا انجام بدهند که باید دید که آمریکا در مقابل این حملات و افراد انتحاری چه خواهد کرد؟
آقایان همچنان در عالم هپروت !
متاسفانه تصور بعضی از افراد دولتی این است که میتوانند از این جنگ پیروز بیرون بیایند ولی واقعا این طور نیست.برای آمریکا سخت نیست که یک هیروشیمای دیگر برای دنیا به خاطره بگذارد و کسی هم نمیتواند جلوی حرکت های آمریکا هرچند احمقانه را بگیرند.همان جور که دنیا در جنگ عراق نتوانست جلوی آمریکا را بگیرد.آیا انتحاری ها و موشک های نا مطمئن شهاب ۳ میتوانند جلوی بمب ها و سلاح های پیشرفته آمریکا را بگیرند؟ یا باز هم باید منتظر امداد های غیبی باشیم تا افسانه هایی مانند حادثه طبس را به مردم ابلاغ کنیم؟
نیروگاه بوشهر و چرنوبیلی دیگر...چرنوبیل خلیج فارس؟
نهایت تاسف من و اکثر کسانی که کمی دلشان به حال کشور میسوزه این خواهد بود که در همان اولین حمله نیروگاه بوشهر که حدود سی سال هست به روی آن زحمت کشیده شده است و پول این مردم بدبخت صرف این پروژه بلند پروازانه و غیر ضروری شده است در چند دقیقه نیست و نابود خواهد شد.

علاوه بر اینکه چندین میلیون دلار مردم به باد هوا میرود اگر رادیو اکتیو موجود در نیروگاه به آب های خلیج فارس نشت کند به جرات میتوانم بگویم واقعه ای صد چندان وحشتناک تر از چرنوبیل اتفاق خواهد افتاد.در واقع حمله آمریکا به نیروگاه بوشهر علاوه بر ضرر به مردم جنوب ایران مردم کشورهای عربی را هم تهدید خواهد کرد و آلودگی آب های خلیج فارس بیماری های مختلف و جدیدی را برای مردم منطقه حاشیه خلیج فارس به وجود خواهد آورد.
متاسفانه جدیدا مطلع شدم که حتی زلزله هم میتواند این واقعه را به وجود بیاورد و تکنولوژی روسیه نمیتواند مانع نشت رادیو اکتیو به آب شود!
حرف آخر
حرف آخر اینکه وقتی چند هفته گذشته تظاهرات مردم فرانسه در حمایت از کارگران را دیدم دلم گرفت.درسته که برخورد پلیس فرانسه مطمئنا بهتر از بسیج و نیروی انتظامی ایران است و مردم با جرات بیشتری در این تظاهرات ها شرکت میکنند ولی شرکت میکنند و هموطن های خود را تنها نمیگذارند.کاش ما غیرت از دست رفته خود را باز میافتیم و در قبال هر صد قدم شخصی یک قدم برای کشورمون برمیداشتیم که کار به اینجا نمیکشید.
من که واقعا از ایرانیان خارج از کشور نا امید هستم چون لیاقت نشستن در کنار همدیگر را هم ندارند چه برسه که با هم دو کلمه صحبت کنند.(منظورم گروه های مخالف جمهوی اسلامی میباشد).گروه های داخل کشور هم که به شدت سرکوب شده اند و حتی سایت های آنها هم فیلتر شده است و دولت هم مردم را با مسائلی مانند حجاب و جمع کردن ماهواره و ...خوب سرگرم کرده است و انتظاری هم از مردم نیست ولی کاش تک تک ما کمی بیشتر نگران بودیم و انقدر بی خیال نبودیم!
در هر صورت اين خلاصه اي از اتفاقاتي بود كه به احتمال قوي در صورت حمله آمريكا روي خواهد داد و اكثر روزنامه هاي معتبر دنيا در مورد اين اتفاقات هشدار داده اند و در آخر منم مثل بوش اميدوارم همه چيز از راه ديپلماسي حل بشه!گرچه به نظر ميرسه او هم در اين پروژه كاره اي نيست!
ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
البته توجه داشته باشید که این فقط یک بهانه خوب برای دولت اسلامی میباشد که از ورود زنان به ورزشگاه ها جلوگیری کند مگرنه شاید اصلا مهم نباشه که زنان در ورزشگاه ها حرف های رکیک بشنوند!
داستان از کجا شروع شد؟
داستان از اینجا شروع شد که احمدی نژاد کاری را که ۸ سال خاتمی به خاطر اصلاح طلب بودن نتوانست حتی عنوان کند را مطرح کرد و از علی آبادی ریئس سازمان ورزش خواست که بهترین مکان های ورزشگاه را برای بانوان و خانواده ها در نظر بگیرد.
روز اول هیچ واکنشی نسبت به این قضیه ندیدیم ولی از روز دوم خود علی آبادی صراحتا گفت این طرح اگر اجرا شود فقط مخصوص خانواده ها میباشد و از ورود دختران مجرد به ورزشگاه جلوگیری خواهیم کرد.پس در همان اول امید خیلی از دختران جوان تشنه ورود به ورزشگاه به یاس تبدیل شد.
رقابت آیت الله ها برای نشان دادن غیرت اسلامی و مخالفت :
اول آیت الله مکارم شیرازی گفت که بهتر است ریئس جمهور قبل از گرفتن تصمیمات با علما و مراجع تقلید مشورت کند.او همچنین عنوان کرد:هنگامي كه همه در خانه به راحتي ميتوانند اين مسابقات را به صورت زنده در تلويزيون ببينند، چه ضرورتي وجود دارد كه بانوان و خانوادهها در فضاي ناامن ورزشگاهها و در اين اماكن حضور پيدا كنند؟ چرا مسالهاي را كه ضرورت ندارد اينگونه در جامعه مطرح سازيم تا شوك شديدي به جامعه وارد شود!
بعد آیت الله فاضل لنكراني با صدور فتوايي با این امر مخالفت کرد.او در این فتوا نوشته بود از نظر فقهي نظر زن به بدن مرد حتي بدون لذت و ريبه جايز نيست؛ بنابر اين شرکت بانوان در مکانهاي عمومي ورزشي که همراه با اختلاط است به هيچ وجه جايز نيست!
آیت الله میرزا جواد تبریزی : در مملكت امام زمان(عج) اميد ميرفت كه امور خلاف شرع ولو تدريجا از ميان برداشته شود اما متاسفانه جريان امور به گونهاي است كه اميد از بين ميرود و خلاف آن در ذهن علما و مومنان تجلي ميكند. اجتماع زنان و مردان در اماكن مزبور كه معمولا همراه با امور فسادانگيز و ارتكاب حرام است، بر مردان و زنان جايز نيست.»
و در نهایت آیت الله مصباح یزدی یعنی کسی که خود احمدی نژاد را به وجود آورده و او را تقویت کرده است و احمدی نژاد از او خط میگیرد به این مساله اعتراض شدیدی کرده است.حجتالاسلاموالمسلمين جلالي، مسوول دفتر آيتالله مصباح يزدي، با اعلام اين مطلب به خبرنگار (ايسنا) گفت:« اين تذكر توسط دو نفر به صورت شفاهي به رييس جمهوري منتقل شد و حضرت آيتالله مصباح يزدي فرمودند من به وظيفهي شرعي خود عمل كردم و هركس هرطور كه وظيفهي شرعي خود ميداند، عمل كند.»
وي گفت:« اين پيام دوشنبه شب[كه رييس جمهوري دستوري مبني بر حضور بانوان در ورزشگاهها صادر كرد] توسط حجتالاسلام و المسلمين بيريا و دكتر مرتضي تهراني به رييس جمهور منتقل شد.»
نتیجه
ظاهر قضیه شاید این باشه که احمدی نژاد خود در مقابل استادانش قرار گرفته است و آنها برای این طرح کوچک به شدت در مقابل او قرار گرفتند.شاید او تازه متوجه شده باشه که در عالم سیاست ایران هیچ چیز نیست و به شمار نمی آید و اگر بخواهند راحت میتوانند او را کنار بزنند.بعید میدانم که او متوجه شده باشد!
در نهایت اینکه عده ای از ایرانیان آمریکا از فدارسیون فوتبال کشورهایی که خواهان برگذاری بازی دوستانه در ایران هستند خواسته اند که برای فدراسیون فوتبال ایران شرط بگذارند و آن شرط هم این است که فقط در صورت حضور بانوان در ورزشگاه به ایران خواهند آمد.درست کاری که سوئد با عربستان انجام داد.

بوسه ی قبل از بازداشت در تهران ..... کلاغ سیاهی که با روسری سیاه و پشت به دوربین است چند لحظه بعد از این بوسه، اونها را بازداشت کرد.... عجب مملکتیه.... عکس از خبرگزاری رویترز Tehran, Iran April 22, 2006
An Iranian policewoman (back to camera) watches a couple kiss before restraining them on a street in Tehran
از وبلاگ Review
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _
شب گذشته سردار طلايي با آمدن به شبكه استاني تهران (كه من هم اينجا با ماهواره ميبينم) نكاتي را براي مردم روشن كرد! به طور غير مستقيم داشت ميگفت من مجري قانون هستم و اين قوانين هم بايد اجرا شود.بخش عمده اين برنامه در مورد زنان و پوشش آنها بود و سردار ! در مورد برهنگي دختران و بانوان صحبت كرد.بارها كلمه برهنگي بانوان را از زبانش شنيدم!به طور كلي از تيم هاي ارشادي صحبت ميكرد كه توسط دولت ايجاد شده و دختران را ارشاد خواهند كرد.
چيزي كه جالب بود اين بود كه ايشون بارها در مورد جرئيات چه جوري بودن حجاب صحبت كرد و چند تار مو بيرون بودن را مجاز دانست.جالب بود كه هيچ تعريف مشخصي براي بدحجابي نداشت و نتونست به مجري تعريف بد حجابي و يا بدحجاب بودن را توضيح دهد.
نتيجه اينكه رسما اين بحث حجاب به تلويزيون كشيده شده و از طريق تلويزيون هم همون اراجيفي كه در روزنامه نوشته اند تكرار ميكنند.
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _
اما امروز كه روزنامه ها و مجله هاي امارات را ورق ميزدم متوجه شدم حتي يك كلمه در مورد برنامه هسته اي ايران و مشكل ايران با آمريكا نوشته نشده و در عوض اين بحث حجاب بحث عمده روزنامه هاي امروز امارات و اكثر كشورها بود.
رسانه های فرانسه هم این روزها توجه خود را به اوضاع اجتماعی ایران معطوف داشته اند و بویژه در مورد شرایط زندگی زنان در ایران و تهدیداتی که بواسطه نوع پوشاکشان از جانب حکومت وجود دارد، دست به تهیه گزارش هایی می زنند. روزنامه فیگارو به تمایلات دختران جوان تهرانی برای رهایی از پوشش های سرتاپا اسلامی و انتخاب پوشش های تابستانی با فرارسیدن فصل گرما اشاره می کند. به نوشته فیگارو از هنگام ریاست جمهوری محمد خاتمی زنان ایران توانستند به آزادی های اندک فردی دست یابند که از روسری های نازک آغاز شد و با نمایاندن بخشی از موهای سر و آرایش ادامه یافت. فیگارو از قول یک خانم جامعه شناس در تهران نوشت زنان ایران در گذر زمان توانستند تغییراتی در شرایط اجتماعی خود بوجود بیاورند وبه این سادگی ها حاضر به گذشتن از حق خود نیستند.
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _
در همين هنگام با وجود اينكه ماموران دولتي به دنبال جوان هاي ايراني در خيابان ها افتاده اند محمود احمدي نژاد به رئیس سازمان تربیت بدنی دستور داد با برنامه ریزی صحیح و مقتضی شئون بانوان ، بخشی از مرغوب ترین مکان های تماشاگران در ورزشگاه هایی که مسابقات فوتبال ملی و مهم برگزار می شود، به طور ویژه به بانوان و خانواده ها اختصاص یابد!
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _
در نهايت اينكه همزمان با طرح مقابله با بدحجابي طرح مبارزه با ماهواره هم به زودي اجرا خواهد شد.طرحي كه سالها با جريمه و فشار هرچه تمام تر اجرا كردند ولي موفق نشدند كه ماهواره و برنامه هاي ماهواره اي را از زندگي مردم حذف كنند.ضمن اينكه چندين شبكه تلويزيوني ايراني مانند شبكه مهاجر ايران ميوزيك هما شبكه سينمايي ايران در ايران دفاتر نمايندگي زدند.
بر اساس اين طرح كه به زودي به صورت رسمي منتشر خواهد شد (و اميدوارم كه تصويت نشه) صاحبان تجهيزات ماهوارهاي در منازل، 5 ميليون تومان جريمه خواهند شد." اگر چه جزييات بيشتري از اين طرح هنوز منتشر نشده اما از مجلس خبر رسيده که "الزام نيروي انتظامي و نهادهايي همچون بسيج براي شناسايي و جمع آوري آنتن هاي ماهواره از منازل مردم" و "پخش گزينشي برخي از برنامه هاي ماهواره از سيماي جمهوري اسلامي" و "در نظر گرفتن مجازات هاي بيشتر براي کساني که چندبار آنتن ماهواره منزل شان توقيف شود" از جزييات ديگر اين طرح است.
به اين ترتيب از هفته هاي آينده شايد شاهد اين باشيد كه زنگ خانه شما براي گشتن منزل شما به صدا در خواهد آمد و ماموران دولتي وارد خانه شما (يعني محل زندگي و مكان خصوصي شما) خواهند شد و در صورت وجود ماهواره جريمه نقدي خواهيد شد.
و باز هم وانت هايي را در خيابان ها ميبينيم كه ديش و تجحيزات ماهواره اي مردم را بار زده اند.ديش ها و ريسور هايي كه براي فروش به مردم كشورهاي همسايه به سمت مرزهاي ايران ميرود. در اين ميان پرسش هايي هم چنان باقي خواهد ماند، از جمله اينکه آيا در دهکده جهاني، حکومتي که روز به روز حلقه محاصره شهروندان خود را تنگ و تنگ تر مي کند،مي تواند از حلقه محاصره اي که روز به روز برخودش تنگ تر مي شود، خلاصي پيدا کند؟
ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
اولین تصاویر از ارشاد در تهران !
پیشنهاد مناظره در صدا و سیما راجع به حجاب ؟