دهه ۶۰ ...من شنيدم...شما ديديد؟
مطمئنا خاطرات تلخ دهه ۶۰ را کسانی که در آن دهه جوانی و زندگی خود را از دست دادند نمیتوانند فراموش کنند.دهه ای که آغاز افت و بدبختی کشور و مردم ایران بود.اوج مصیبت دهه ۶۰ آغاز جنگ بین ایران و عراق بود که نتیجه های منفی زیادی برای مردم دو کشور داشت.اول اینکه جوانان و مردمی بیگناه زندگی و جان خود را در این جنگ از دست دادند و یا خیلی از افراد شیمیایی شدند.این جنگ جانبازان زیادی را هم به جامعه تحویل داد که متاسفانه هم از طرف مردم و هم از طرف دولت مورد بی توجهی قرار گرفتند.البته انتظاری هم از هیچ یک از آنها نیست! نتیجه مثبت این جنگ برای آمریکا و کشورهایی بود که اسلحه تولید میکردند و با فروش اسلحه های قدیمی خود که در گوشه کارخانه هایشان مانده بود استفاده زیادی از این جنگ کردند.

در همان زمان ها بود که نگاه داشتن ماشین های مردم و بو کردن دهان آنها برای اطمینان از مست نبودن آنها مد شده بود! گشتن ماشین ها قبل از سفر به شمال ایران و گرفتن نوارهای موسیقی مردم هم فراموش نمیشود.(نمیدونم با نوشتن این جملات باید بخندم یا گریه کنم).در نهایت ریختن مامورین انتظامی به خانه های مردم در حین میهمانی های خصوصی هم اضافه کنید و به یاد بیاورید.اتفاقاتی که برای هریک از ما در شکل های مختلف اتفاق افتاده و ما سکوت کردیم.
مساله سوم که بر غم مردم در آن سالها می افزود مساله اعدام زندانیان سیاسی بود.اگر فقط کمی به تاریخ جمهوری اسلامی در دهه ۶۰ توجه فرمایید متوجه میشوید که در سالهای ۶۶ و ۶۷ چندین هزار زندانی سیاسی اعدام شده اند و چون کشور در اوج جنگ بود این مسائل شاید زیاد مهم تلقی نمیشد.
و اما امروز...من ديدم ...شما چه طور؟
چه باور کنیم و چه باور نکنیم کشور به سمت جنگ در حال حرکت میباشد.مخصوصا بعد از پارتی اورانیوم غنی شده و مساله مسخره کیک زرد تمام امیدهای افراد ضد جنگ دنیا کمی کمرنگ شد.آیا جنگی که در آغاز دهه ۶۰ با یه کشور نه چندان قدرتمند انجام شد این بار در اواخر دهه ۸۰ با اولین قدرت دنیا تکرار میشود؟ متاسفانه صحبت هایی که در روزهای اخیر در مورد افراد انتحاری از مقامات مسئول جمهوری اسلامی شنیده شد کمی قضیه را پیچیده تر کرد!
همیشه عادت داشتیم که هنگام شروع تابستان صورت افراد کریحی را به عنوان فردی که میخواهد امر به معروف کند تحمل کنیم! و البته تا آن جا که به یاد دارم من و هم سن و سالهای من کار خود را میکردیم و هر لباس و مدی را که دوست داشتیم امتحان میکردیم حتی اگه چند بار رنگ بازداشتگاه را هم دیدیم!
ولی باز هم میترسم قضیه چهارشنبه سوری و سیزده به در دوباره تکرار شود.چهارشنبه سوری که تقریبا ممنوع اعلام شده بود و قبل از این مراسم جوانان را تهدید به زندان و بازداشت در عید کرده بودند با شکوه هرچه بهتر برگذار شد.این مسائل دیگه برای مردم مسخره شده است و کمی بچه گانه مطرح میشود.حالا اگه دولت هنوز با ۳۰ سال پیش فرقی نکرده مشکل خود دولت هست نه مردم!
و در نهایت متاسفانه شایعه اعدام چندین زندانی سیاسی در محافل خبری پیچیده است.آیا دولت با اعدام افرادی خاص میخواهد راه دوباره دهه ۶۰ برای زنداینان سیاسی را زنده کند؟ جواب این سوالات را به زودی خواهیم گرفت ولی سکوت مرگبار دهه ۶۰ اصلا جایز نیست.
ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
یه مشکل ...لطفا کمک کنید
وقتی آخرین وبلاگ هایی که بهشون لینک دادم به روز میشوند به اول لیست پیوند های بلاگ رولینگ من نمیاند.مشکل چیست؟کسی میتونه کمک کنه؟
در ايران
در پست قبلی به این اشاره کردیم که دولت جمهوری اسلامی قصد دارد تا در روز میلاد پیامبر اسلام (به روایت شیعیان) به مردم عیدی بدهد ! و اون عیدی چیزی نبود به جز موفقیت در غنی سازی اورانیوم و اعلام این به اصطلاح موفقیت چند روز زود تر از میلاد پیامبر اعلام شد.
.jpg)
· رفسنجاني اين دفعه برنده شد منتهي در اعلام خبر غني سازي اورانيوم
در روز یکشنبه احمدی نژاد اعلام کرد که در روزهای آینده خبرهای خوشی در مورد انرژی هسته ای میدهد ولی در کمال تعجب همگان این خبر در روز سه شنبه برای اولین بار توسط هاشمی رفسنجانی اعلام شد! و این خود نشان میدهد که همچنان رفسنجانی در راس امور ایران قرار دارد و در هر مساله ای هنوز هم جزو قدرتمندان جمهوری اسلامی می باشد و با شکست در انتخابات ۸۴ بازی را به صورت کامل به رقیب واگذار نکرده است.دیروز با اعلام این خبر از سوی او متوجه شدیم که شخص رفسنجانی نظارت مستقیم بر فعالیت های هسته ای ایران دارد وگرنه چه لزومی داشت که این خبر برای اولین بار توسط او اعلام میشد؟
چند ساعت بعد از اعلام خبر تبلیغات عظیمی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی در مورد این مساله شروع شد و با آرم هایی با شکل های مختلف" انرژی هسته ای حق مسلم ماست " و زیر نویس های پی در پی با مضمون موفقیت دانشمندان ایران را تبریک میگوییم نصف صفحات تلویزیون را پر کرد و این برنامه های ویژه و زنده بود که پشت سر هم این موفقیت را به مردم ایران تبریک میگفتند و دوباره سرود ای ایران از آرشیو صدا و سیما بیرون آمد. ولی واقعیت خارج از دنیای غیر واقعی و پر از سانسور صدا و سیما قرار دارد!
واکنش هاي بين الملي
طبق معمول اولین واکنش ها را از آمریکا دیدیم.کاخ سفید طی بیانیه ای عمل ایران را به شدت مورد انتقاد قرار داد و با کنایه خاصی که تخصص کاخ سفید می باشد به دنیا اعلام کرد که قرار دادن ایران در اسامی کشورهای حامی تروریست کار اشتباهی نبوده و ایران طبق معمول در مسیر غلطی گام برداشته است.همچنین آمریکا ایران را محکوم به انتخاب راه غیر دیپلماسی کرد.
همچنين دولت روسيه از تحولات اخير هسته ای ايران ابراز ناخرسندی کرده است.وزارت خارجه روسيه با صدور بيانيه ای شديد اللحن از ايران خواسته است تمامی فعاليت خود در زمينه غنی سازی اورانيوم را متوقف کند.در بيانيه روسيه نيز اقدام ايران گامی در جهت خطا توصيف شده است.
روسیه که خود از حمایت کننده ها و اجرا کننده های فعالیت های هسته ای ایران بوده و هست نسبت به این امر اعتراض کرده است .
در لندن، وزارت خارجه بريتانيا نيز در بيانيه ای خواست شورای امنيت از ايران برای توقف فعاليت در زمينه غنی سازی اورانيوم را يادآور شده و گفته است که اگر ايران به اين خواست عمل نکند، شورای امنيت مساله برنامه های هسته ای اين کشور را مورد بازبينی قرار خواهد داد.
بعد از سه سال...؟؟؟
سه سال رفت و آمد دیپلمات های اروپایی و ایرانی به ایران و اروپا و رایزنی ها هیچ نتیجه ای برای اروپا در بر نداشت.بعد از سه سال جمهوری اسلامی آبي یخ را بر صورت اروپا ریخت.سه سال صحبت برای جلوگیری از غنی سازی اورانیوم یک نتیجه داشت اون هم غنی سازی اورانیوم توسط جمهوری اسلامی بود!
اروپا واقعا در مورد لجبازی و پافشاری ایران شکست خورد و این پافشاری و لجبازی میرود که کار دست ایران بدهد.مطمئنا باید منتظر عملکرد شورای امنیت در این مورد در هفته های آینده بود و یا شاید هم ایران میخواهد با دست پر به پای میز مذاکره با آمریکا بنشیند! ضمن اينكه تند رو هاي اروپايي هم طي چند روز گذشته در رسانه هاي اروپايي سر و صداهاي زيادي را به راه انداختند و ديپلمات هاي اروپايي را به مسخره گرفتند كه بالاخره جمهوري اسلامي غني سازي هم كرد!
در هر صورت فکر نمیکنم غنی سازی ۵/۳ درصد اورانیوم برای راه انداختن نیروگاهی که در معرض خطر حمله قرار دارد و همه نیروها دربوشهر چند ماهی هست که در حالت آماده باش هستند انقدر خوشحالی و تبریک داشته باشد ...آینده همه چیز را روشن میکند حتی واقعیت را .
ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
در همین مورد :
بحران سازی دولتی / وبلاگ جمهور
تازه ترين واکنش ها به 'دستيابی ايران به فن آوری غنی سازی' / بی بی سی
اين روزا...
هميشه خواندن خبرگذاري هاي مختلف چه از داخل ايران و چه از خارج ايران برام جالب بوده است.خيلي از اخبار كه فقط در حد شايعه مطرح ميشوند پس از مدتي به مهمترين خبر روز ايران ارتقا پيدا ميكنند.براي مثال بايد به همين مذاكره ايران و آمريكا اشاره كنم كه اول در خبرهاي كوتاه عنوان ميشد و بعد به خبرهاي ستوني رفت و الان هم كه در خبرهاي اصلي مطرح ميشود.جالب تر اينكه در روزهاي اول در داخل نظام اكثرا مخالفت خود را با اين مذاكرات عنوان ميكنند ولي بعد از مدتي كم كم ميشه تغيير عقيده ها رو مشاهده كرد تا جايي كه علي لاريجاني كه البته از اول هم مخالف گفتگو با آمريكا در رابطه با عراق نبود عنوان ميكنه كه " براي تامين منافع ايران و مردم ايران حاضرم حتي در ته جهنم با شيطان مذاكره كنم!".شما ميتونيد از شيطان به عنوان آمريكا و از جهنم هم به عنوان عراق امروز ياد كنيد!حتي صداي غرغرهاي زردنامه هاي داخل كشور هم در مورد رابطه با آمريكا شنيده نميشود.اين نشون ميده كه يك وحدت حداقل ظاهري بين دولت و وابستگان آن و البته افراد پشت صحنه سياست ايران در مورد رابطه با آمريكا ايجاد شده است.حالا ببينيم آمريكا چند قدم براي مذاكره بر ميدارد؟ آيا دوباره راي به تعويق مذاكرات ميدهد يا ...؟؟؟
و اما فكر كنم در روز ۱۷ ربيع الاول به مناسبت ميلاد پيامبر اسلام شاهد يك سورپرايز ديگه از جمهوري اسلامي خواهيم بود.شنيده هايي در همان اخباري كه بيشتر جنبه شايعه دارند حاكيست كه در اون روز دولت خبرهاي اميد بخش و شادي آفرين در مورد انرژي هسته اي را اعلام خواهد كرد.شايد اين اخبار هديه اي به مناسبت ميلاد پيامبر به مردم ايران باشد!در هر صورت بايد ببينيم كه آيا در اون روز دوباره دنيا از عملكرد دولت ايران حيرت خواهد كرد يا ...
و اما در هفته گذشته دو نفر از شخصيت هاي سياسي كه به دلايلي! از ايران خارج شده بودند به ايران بازگشتند.منتهي يكي بعد از بيست و هفت سال و ديگري بعد از حدود يك ماه.يكي ايراني و ديگري دانماركي.
این آهنگ مذخرف اخبار ساعت ۱۰ صبح رادیو یه دفعه منو از افکارم خارج میکنه.طبق معمول گوشام رو تیز میکنم تا ببینم بین ۳ تا خبر مهم این ساعت آیا اسمی از ایران شنیده میشه؟ یا نه؟
خبر دوم مربوط به زلزله ایران هستش...اسم ایران جدیدا جوری تلفظ میشه که بشه از عراق تشخیص داد(خدا پدر جرج بوش رو بیامرزه که حداقل با تلفظ درست ایران باعث شد همه دنیا به ایران نگن آیران!).خبر رو شب قبل شنیدم و فقط شاید شنیدن این خبر تمرین خوبی باشه برای زبان انگلیسی.چند روز بعد از سال نو چندین خانواده ایرانی عزادار شدند و خانواده های خود رو از دست دادند و ...
* * * * *
در همون تداخل بین افکار شخصیم با افکاری در مورد کشورم یک جمله در مورد این واقعه و ارتباط اون با انرژی هسته ای به ذهنم میاد.کاش به جای تلاش برای رسیدن به انرژی هسته ای( یا شاید بمب اتم) انرژی زلزله رو مهار میکردیم!!!
نمیدونم چندین میلیارد دلار با کمک تکنولوژی درجه سوم روسیه برای مثلا نیروگاه بوشهر خرج شده؟نیروگاهی که شاید اگر راه بی افته میتونه به ۵ شهر مثه بوشهر برق برسونه!(این همه خرج برای برق رسانی به ۵ شهر؟).تازه از باج ها و امتیازاتی که به روسیه و کشورهایی مثه پاکستان داده شده میگذریم.
نیروگاه هایی که در کشورهای پیشرفته با اعتراض مردم و کارشناسان محیط زیست رو به رو شده . همه افراد متخصص در امور علمی بر این عقیده هستند که از یک انرژی دیگر برای بر طرف کردن نیاز ها باید استفاده بشه چون ضرر های استفاده از انرژی هسته ای بیشتر از سود آن است و به آلوده کردن محیط زیست و به وجود آمدن انواع و اقسام سرطان های جدید نمی ارزه.(یاد آوری میکنم که شایعات بسیاری بر این مبنی هست که در نزدیکی شهر نظنز بیماری هایی وجود داره که تا حالا همچین بیماری های عجیب پوستی و...در اون منطقه وجود نداشته).
* * * * *
نزدیک دو قرن هست که در تهران زلزله بزرگی اتفاق نیافتاده و همه زمین شناسان و مردمی که اخبار زمین شناسی رو دنبال میکنند نگران زلزله بزرگ تهران هستند.این نگرانی شدید در من حدود یک ساله به وجود آمده.بعد از اینکه با یکی از استادان زمین شناسی دانشگاه صحبت کردم و چند تا سوال در این مورد پرسیدم.قبل از اون میدونستم که زلزله تهران تهدیدی بزرگ برای مردم شهر خودم هستش ولی بعد از صحبت با این استاد عزیز فهمیدم فاجعه ای چند برابر وحشتناک تر از فاجعه هیروشیما تهران و مردمش رو تهدید میکنه.متاسفانه از خود شدت زلزله که بگذریم نمیتونیم از پل های نا امن هوایی و یا برج هایی که با کمترین استاندارد روز دنیا ساخته شده و یا لوله های گاز زیر زمینی که با وقوع زلزله منفجر خواهند شد و مساله فاضلاب شهر که پر از موش و انواع مختلف جانورات هستش و ...بگذریم.
معمولا وظیفه دولت حفظ جان مردم و یا کمک برای حفظ جان مردم هستش ولی متاسفانه دولت نه تنها در مورد زلزله تهران و زلزله های همه جای ایران کاری نکرده (یعنی برای حفظ جان مردم در مقابل زلزله کاری انجام نشده!) بلکه نیروگاه هایی غیر استاندارد رو درست کرده که جان مردم ایران و منطقه خلیج فارس رو تهدید میکنه(یعنی حفظ جان مردم ...کشک).
* * * * *
نظر همه افرادی که عقیده دارند انرژی هسته ای حق مسلم ایران هستش و اونو افتخار ملی میدونند برای من محترمه.ولی من من زمانی افتخار ایران رو کامل حس میکنم که تصاویری مثه تصاویر بدبختی و گیجی مردم که دارند بعد از زلزله تو سر خودشون میزنند در رسانه های دنیا پخش نشه.
اصلا صحبت از بین بردن فقر و اعتیاد و فحشا و بیکاری رو نمیکنم.صحبت از یک پناهگاه امن برای مردم هست.داشتن یک سر پناه امن حتی با وجود زلزله های بالای ۷ ریشتر حق مسلم ماست... انرژی هسته ای پیشکش!
ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
توجه ...
به جاي گذاشتن آهنگ در وبلاگ هر هفته حداقل ۲ بار تحليل هاي خبري از دكتر نوري زاده رو ميزارم كه سايتش در ايران فيلتر شده و به نظر من تحليل هاي جالبي نسبت به مسائل روز ايران داره و توصيه ميكنم كه به تحليل هاش گوش بديد.فكر ميكنم بهتر از ايشون تحليل گر در خارج از كشور نداشته باشيم.
و حالا نظر من :
اول باید بگم آدم مذهبی نیستم یعنی مثلا متاسفانه نه نماز میخونم و نه روزه میگیرم ولی خیلی از کارهایی که دین اسلام انسان ها رو از انجامشون منع کرده رو انجام نمیدم مثلا مشروب نمیخورم! خیلی ها رو دیدم که نماز رو سروقت میخونند ولی مشروب رو هم نوش جان میکنند!
به گفتار نیگ پندار نیک و کردار نیک خیلی عقیده دارم.فکر میکنم هر کس این سه عبارت رو ملکه ذهنش کنه و موفق به انجام اون بشه یک انسانه کامله.جالبه وقتی به خیلی از افراد غیر ایرانی هم در مورد مرام زرتشت صحبت میکنم از این مرام استقبال میکنند و براشون جالبه و کمی هم به فکر میرند.
مذهب واحد؟
فکر میکنم همه موافق باشند که پایه و بهانه اکثر جنگ های خونین مذهب و یا اختلافات مذهبی بوده.دلیل این جنگ ها هم مخلوط شدن سیاست با مذهب بوده و یا آمدن مذهب به جامعه و زندگی اجتماعی.به قولی مذهب باید در دل آدم ریشه داشته باشه و حتی فشار مذهبی بر روی مردم در جامعه هم تاثیری معکوس خواهد داشت همون جور که الان در جامعه ایران میبینیم.
فکر میکنم وقت اون رسیده باشه که همه مردم دنیا با هر مذهبی که در دل دارند یک مذهب واحد هم در اجتماع و زندگی اجتماعی خود داشته باشند و اون مذهب مذهبی نباشه به جز مذهب انسانیت.مذهبی که در افق اون میشه منطق رو پیدا کرد.
فکر کنم نماز این مذهب میتونه فکر کردن و اندیشیدن باشه و روزه اون سیر کردن دل گرسنگان.و اعدام و کشتار هم در این مذهب به هیچ عنوان جایی نداره و دستور نمیده افراد کافر رو قطعه قطعه کنید و یعد پاداش شما بهشتی بودن شما خواهد بود!!!احترام به انسان ها در این مذهب صواب خواهد داشت!!!
فکر کنم حداقل وقت اون رسیده باشه که ما این مذهب رو در افکار خودمون پایه ریزی کنیم تا شاید فرزندان ما روزی نهایت لذت رو با هر مذهبی که در دل دارند از این مذهب واحد در زندگی اجتماعی خود ببرند...
حرف آخر :
به نظر من بهتره یک مذهب رو برای زندگی شخصی خود انتخاب کنیم.حتی اگه از اسلام بیزار شدید مساله ایی نیست یک دین دیگه رو انتخاب کنید.ولی همون جور که بهتر از من میدونید این مذهب فقط باید در دل باشه چون وقتی از دل خارج شد دیگه به سلامت اون نمیشه اعتماد پیدا کرد...
من هنوز در مرحله تحقیق هستم و دوست دارم یک مذهب رو برای زندگی شخصی خودم انتخاب کنم چون عقیده دارم آدم با دین میتونه به خدا نزدیک تر باشه...(شاید این حرف اشتباه باشه ولی عقیده دارم!)
ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
اصلا از این مطلبی که نوشتم راضی نیستم . اصلا خوب نتونستم اون چیزی که در ذهنم هستش رو به روشنی بیان کنم و فکر کنم این آخرین باری بود که در مورد مذهب و دین در وبلاگم نوشتم!
ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
اینم دست پخت شما دوستان عزیز بودش...البته بعضی هاتون به روشتی منظورتون رو بیان نکرده بودید و من از حرفهاتون استنباط کردم که مثلا به بی دینی بیشتر گرایش دارید!اگه دوست داشته باشید این نظر سنجی رو باز میذارم تا تعداد بیشتری شرکت کنند و ببینیم این آمار تغییر میکنه یا نه؟موافقید؟

ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
* دوستانی که نظر نداند و دوست دارند نظر بدند میتونند از طریق بخش نظرات در پست قبلی نظر خود رو اعلام کنند که شاید نظراتشون کمی آمار ما رو تغییر داد!
ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
یه دوست عزیز بر اساس مطالبی که در وبلاگ من دیده اند یک وبلاگ درست کرده اند تا جواب مشکلات و سوالات ما در مورد اسلام رو بدهند و خوب میتونه مکان خوبی برای نقد و بررسی دین اسلام باشه چون من همون جور که گفتم این آخرین مطلب من در مورد دین خواهد بود و حتی به این دوست عزیز اگه بخواد کمک هم میکنم.از این آدرس وارد وبلاگ انسان و سرنوشت شوید
این هم یه وبلاگ دیگه که شاید مکان خوبی برای گرفتن جواب های من و شما باشه.مطالب خوبي در مورد اسلام مينويسه.در بخش نظرات که خیلی مفصل و خوب صحبت کردند.از این آدرس وارد وبلاگ طلوع نور ميشويد.
در هر صورت شايد با صحبت كردن با اين عزيزان به يه نتيجه اي برسيم .شايد افراد بي دين اشتباه ميكنند و واقعا راه رو گم كرده اند و يا شايد اين جور افراد بيخودي نسبت به دين تعصب دارند و چشم خود رو به بعضي از حقايق بسته اند...
من همونجور كه گفتم در مرحله تحقيق هستم و ميتونم شاهد بحث هاي شما باشم و قول ميدم بدون تعصب و منصفانه نظرم رو بدم .

سوالي كه از شما دوستان عزيزم دارم اينه كه اگه در حال حاضر اجازه اين رو داشته باشيد كه دين خود رو عوض كنيد آيا همين ديني كه الان در شناسنامه شما ثبت شده است و دين پدر و مادر شما هست رو انتخاب ميكنيد و يا دين خود رو عوض ميكنيد ؟
اگه دين خود رو در طول زندگي عوض كرديد خواهش ميكنم در نظرات بنويسيد و از تجربه هاي خودتون منو بي نصيب نكنيد و يا اگه بي ديني رو ترجيح ميديد باز هم لطفا دليلش رو بنويسيد.
در نهايت اينكه چقدر به آمار بالا اعتماد داريد ؟ آيا دين زرتشت داره كم كم به جايگاه اصلي خودش برميگرده و يا هنوز خيلي زمان نياز هست تا اين دين دوباره شناخته بشه؟
در آخر اين نظرسنجي خيلي كوچيك خودم هم نظرم رو خواهم داد...
* اگه احساس میکنید این نظرسنجی میتونه جالب باشه و مورد توجه قرار بگیره خوشحالم میکنید که به این مطلب لینک بدید!
ممنون.
این روزا وقتی مطالب برخی از وب سایت ها و وبلاگ ها رو در مورد رابطه با آمریکا میخونم تعجب میکنم.بعضی ها رو میبینم تیتر زدند که بعد از ۲۶ سال دوباره ایران با آمریکا ارتباط برقرار میکند! و خیلی از این نویسندگان عزیز از این اتفاق ذوق زده شده اند!
غافل از اینکه در این بیست و چند سال گذشته ایران و آمریکا بارها از طرق مختلف با هم ارتباط برقرار کرده اند و حتی در هنگام جنگ از نظر افتصادی رابطه هایی ایجاد شده است و یا در هنگام حمله آمریکا به افغانستان آمریکا از آسمان های ایران برای ورود به مرزهای افغانستان بارها و بارها استفاده کرد و جمهوری اسلامی کمک های زیادی برای رسیدن آمریکا به اهدافش در افغانستان کرد.
یا در زمان خاتمی بسیاری از دیپلمات های ایرانی در آمریکا با نمایندگان و دیپلمات های آمریکایی دیدار کردند که خبرها و عکس های آن از رسانه های مختلف پخش شده است هرچند خیلی از این دیدار ها محرمانه بود.
و در نهایت در این چند ماه گذشته اگر منصفانه نگاه کنیم خواهیم دید که آمریکا در مقابل جمهوری اسلامی در عراق شکست بدی تا این لحظه خورده است و اتفاق هایی برای ارتش های خارجی درعراق اتفاق افتاد که به هیچ عنوان پیش بینی نمیشد و به همین دلیل در این چند ماه گذشته بارها بین ایران و آمریکا ارتباط برقرار شده است.حداقل در مورد مساله عراق بارها در عراق بین نمایندگان دو کشور ارتباطاتی برقرار شده است.

در نتیجه اینکه خیلی کوته فکرانه هستش که بگیم ایران و آمریکا در طی ۲۶ سال گذشته هیچ ارتباط سیاسی با هم برقرار نکرده اند که به نظر من این طرز فکر مختص افراد دو آتیشه در غیاث آباد قم و روزنامه محبوبشان کیهان میباشد!
از طرفی هیچ یک از مقامات جمهوری اسلامی در مورد ارتباط با آمریکا صحبت نکردند و بیشتر سیاست سکوت رو پیش گرفتند که میتوانیم بفهمیم سکوت نشانه رضایت است! یعنی چاره ای به جز رضایت ندارند و فشارهای مختلف دنیا باعث شده و خواهد شد که اونا با نگرشی جدید بر سر میز مذاکره بنشینند و حتی علی لاریجانی به صورت ضمنی از این مذاکرات استقبال کرده است.
جنبه مثبت رابطه با آمریکا برای جمهوری اسلامی :
خیلی ساده لوحانه هستش که بگیم صحبت با آمریکا فقط بر سر مساله عراق محدود میشود.همچین چیزی امکان نداره.همون جور که وزیر امور خارجه آلمان آقای والتر اشتاين ماير هم معتقد هستش که آمریکا و ایران بر سر مسائل مهم تر از عراق هم بحث خواهند کرد.
ممکنه جمهوری اسلامی این پیشنهاد رو به آمریکا بده که دست از سر عراق بر میداره و سپاه قدس رو از عراق خارج میکنه و در مقابل امتیازاتی رو در مورد انرژی هسته ای از آمریکا میگیره که حداقل آبروی از دست رفتش در مورد این مساله بیشتر از این از دست نره!
و همچنین اگه کمی زیرکی به خرج بدهند میتوان در گفتگو با آمریکا در مورد مسائل اقتصادی رو باز کرد که بالاخره بعد از چندین سال این تحریم اقتصادی بر علیه ایران شکسته بشه که اون به انعطاف پذیری ایران و مقامات اون بستگی داره.
جنبه منفی رابطه با آمریکا برای جمهوری اسلامی:
معمولا بر سر مذاکرات دیپلماسی میشه فهمید که طرف مقابل چند مرده حلاجه و نقطه ضعف های طرف مقابل خود به خود رو خواهد شد.البته این قضیه دو طرفه هستش ولی توجه داشته باشید که نقطه ضعف های جمهوری اسلامی در مقابل آمریکا حداقل دو برابر هستش و حداقل جامعه جهانی با آمریکا همسو و نزدیک تر هستش تا جمهوری اسلامی.به همین دلیل شاید این مذاکرات برای عرض اندام ایران باشه تا ضربه نهایی چند ماه بعد از این مذاکره بر پیکره دولت وارد بشه.
در هر صورت اینا نظریه هستش و من این مطلب رو در پنج شنبه شب سوم فروردین دارم مینویسم و میخواهم شنبه شب این مطلب رو پست کنم.شاید در این چند روز اتفاقات عجیبی بی افته که این پست رو کاملا بی معنا و لوث کنه ! و شاید هم ...
در این هفته گذشته اخبار جنگی بر علیه ایران به اخباری مثله اخبار زیر تغییر کرده است ...:
فرمانده ستاد مشترك ارتش آمريكا: آمريكا هيچ تصميمي براي حمله نظامي به ايران ندارد
به گزارش خبرگزاري فارس رئيس ستاد مشترك ارتش آمريكا گفت كشورش هيچ تصميمي براي حمله نظامي يا اشغال ايران ندارد.
به گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس از آنكارا، ژنرال پيتر پيس امروز در جمع خبرنگاران در تركيه گفت: «ارتش آمريكا هيچ اقدامي در راستاي اشغال ايران انجام نميدهد.»
همه چیز در این بازی ثانیه به ثانیه تغییر میکنه و به عقیده من هیچ چیز قابل پیش بینی نیست فقط آروزي من اينه كه همه چيز به نفع مردم ايران و منافع ايران تموم بشه نه هيچ كس و هيچ دولت ديگه.
در ضمن در همین ایام تعداد زیادی نمایشگاه و گرد همایی های مختلف برگذار میشه که شاید چند صد هزار دلار براش خرج میشه و چه باج هایی هم که باید به خیلی از افراد و مراکز و ...داده بشه تا اجازه برگذاری این مراسم گرفته بشه.
در مجموع نميدونم چرا ياد كيش افتادم.جزيره اي نقلي در وسط خليج فارس كه جذابيت هاي مناسبي داره و ميتونست حداقل از يك بعد خاص توريست جذب كنه.مثلا از بعد ورزش.و حتي فكر ميكنم كه سرعت پيشرفت كيش بعد از جنگ روند خوبي داشت و ميتونست كه در رقابت با شهري عربي مثه دوبي پيروز باشه ولي متاسفانه همه ورق ها برگشت و به نظر ميرسه كه بعضي از كشور ها ميخواستند كه يك شهر غير ايراني بلای جون اقتصاد ایران بشه.مثه وضعیت هنگ کنگ برای کشور بزرگی مثله چین.شروع این حرکت ضد کیشی!!!از موقعی بود که بعضی از امامان جمعه و البته حسین شریعتمداری از وضعیت کیش انتقاد کردند و این انتقاد ها با انتشار عکس هایی از چند خبرنگار فرانسوی در وضعیتی نا مناسب (البته به تعبیر آقایون) افزایش یافت و با دفن کردن و به خاک سپردن چند شهید گمنام ! در کیش آروزی بیشتر پیشرفت کیش کمرنگ شد و کیش پایگاه بزرگی برای توریست های ایرانی باقی ماند.و باز هم افسوس هزاران نفر ایرانی برای جزیره خوش و آب و هوایی که میتونست قوی تر و مهم تر از این در خلیج فارس جلوه کنه.فکر میکنم ما ایرانی ها هم کیش رو فراموش کردیم.شاید آمار اینو خوب نشون بده که ایرانی ها حاضرند کمی بیشتر خرج کنند ولی خود رو به دوبی برسونند...چرا؟
* * * * *
دهن های باز بعضی از افراد غیر ایرانی مقیم دوبی رو میبینم.با تعجب به مردم ایرانی نگاه میکنند که به عنوان توریست از ایران اومدند.همه با آخرین مد روز لباس پوشيدند و مدل مو ها همه مدل هايي هستش كه شايد فقط در بعضي از فيلم هاي هاليوود بشه اين مدل موها رو پيدا كرد.خيلي ها اين سوال رو ميكنند كه پس تصاوير تلويزيوني چي هستند و اين تصوير زنده اي كه ما الان ميبينم چيست؟ با ديدن اين مردم تصور خيلي ها نسبت به ايران و ايراني عوض ميشه.پس ايراني ها هم مثه ما لباس ميپوشند! و حتي از ما خيلي رو مد تر و كوووول تر هستند و اين در هيچ يك از تصاويري كه از ايران گرفته ميشه نشون داده نميشه.همه محو تماشاي نسلي هستند كه براي چند روز از داخل ايران ميهمان اين شهر هستند و شوق و شور اونا هم براي خريد ! و متصل شدن به گردهمايي ها و ديدن مراكز تفريحي هم قابل تشريح نيست! البته در مورد خريد بايد از ابروي خم شده و چشمان نگران پدران خانواده هاي ايراني بگذريم!
البته پشت اين صورت هاي زيبا و تصاوير زيبايي كه آدم از خوشحالي ايراني ها براي چند روز ميبينه غم هاي تاريكي نهفته شده كه شايد فقط بايد ايراني باشي تا بتوني اونا رو حس كني...جدا چي ميشه كه اين جو شاد و مثبت رو در داخل ايران داشته باشيم؟؟؟ پيشرفت دوبي كافي نيست؟